تبليغاتX
همایون شجریان

همایون شجریان

شاهزاده ی موسیقی ایرانی

پوستر کنسرت همایون شجریان و گروه دستان

پوستر کنسرت همایون شجریان و گروه دستان با طراحی مژگان شجریان چاپ و منتشر شد.

طراح: مژگان شجریان

****************************************

فردا فروش بلیت کنسرت همایون شجریان و گروه دستان آغاز می‌شود

 

«منبع: شرکت فرهنگی هنری دل آواز»

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 19:35  توسط فرمیر  | 

مجموعه تصویری کنسرت محمدرضا شجریان و گروه آوا منتشر شد

مجموعه تصویری کنسرت «محمدرضا شجریان» و گروه آوا که تابستان گذشته در تالار بزرگ کشور برگزار شده، به صورت DVD منتشر شده و از روز دوم مرداد از سوی موسسه دل‌آواز در فروشگاه‌های محصولات فرهنگی عرضه خواهد شد.

مجموعه تصویری کنسرت «محمدرضا شجریان» و گروه آوا که تابستان گذشته در تالار بزرگ کشور برگزار شده، به صورت DVD منتشر شده و از روز دوم مرداد از سوی موسسه دل‌آواز در فروشگاه‌های محصولات فرهنگی عرضه خواهد شد.

این مجموعه توسط «محمدرضا هنرمند» کارگردان برجسته و شناخته شده‌ سینما و تئاتر کارگردانی شده و هر دو بخش کنسرت سال گذشته گروه آوا را شامل می‌شود. در بخش اول که «سخن عشق» نام دارد قطعاتی از ساخته‌های «محمدرضا شجریان» و «مجید درخشانی» بر اساس اشعاری از سعدی اجرا شده است. بخش دوم که «غوغای عشق‌بازان» نام‌گذاری شده قطعاتی از محمدرضا شجریان و «سعید فرج‌پوری» روی اشعاری از سعدی به اجرا درآمده است.

در اجرای سال گذشته گروه آوا،  «مجید درخشانی» (تار)، «محمد فیروزی» (عود)، «سعید فرج‌پوری» (کمانچه)، «همایون شجریان» (تنبک و آواز) و «حسین رضایی‌نیا» (دف، دایره»، محمدرضا شجریان را همراهی کرده‌اند. این مجموعه در روز دوم مرداد ماه از سوی موسسه دل آواز توزع خواهد شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 9:57  توسط فرمیر  | 

نحوه فروش اینترنتی بلیت‌های کنسرت همایون شجریان با گروه دستان

به منظور تسهیل در تهیه بلیت و توزیع وسیع‌تر، فروش بلیت کنسرت «همایون شجریان» و گروه دستان از روز اول مرداد ماه تنها از طریق سایت فروش بلیت‌های کنسرت [www.shajarianconcert.com] آغاز خواهد شد و پرداخت هزینه بلیت‌ها تنها به صورت اینترنتی (Online) انجام می‌شود. از آنجا که کلیه مراحل فروش بلیت به صورت آنلاین برنامه‌ریزی شده، متن راهنمای زیر برای آشنایی بیشتر شما عزیزان و کاهش مشکلات در زمان خرید بلیت تهیه شده است، خواهشمند است متن را به دقت مطالعه نموده و موارد لازم را انجام دهید.

 

 

فروش بلیت از ساعت 12 ظهر روز سه‌شنبه 1 مرداد 1387 آغاز می‌شود. [تنها از طریق سایت اینترنتی خرید بلیت]
 

به طور کلی اقدامات لازم برای خرید بلیت در سه بخش کلی انجام می‌شوند:

بخش یکم – مقدمات خرید (کارهایی که می‌توان قبل از روز 1/5/1387 انجام داد)

بخش دوم - رزرو بلیت (شامل انتخاب نوع بلیت، روز برگزاری و تعداد بلیت که از ساعت 12 ظهر روز 1/5/1387 آغاز می شود)

بخش سوم – پرداخت بهای بلیت (این مرحله بر اساس نوبت بندی که در پایان مرحله رزرو اعلام خواهد شد، انجام می شود)

 

علاقه مندان محترم توجه فرمایید برای این کنسرت ابتدا بلیت رزرو ‌شده و سپس نوبت بندی پرداخت تعیین و اعلام می گردد، پرداخت بهای بلیت باید در زمان تعیین شده انجام شود.

بخش اول (مقدمات خرید) فقط برای تسریع در زمان رزرو بلیت و کاهش خطا در روز 1/5/1387 است.

توصیه می‌شود برای کاهش مشکلات  اقدامات بخش مقدمات خرید را از همین امروز انجام دهید.

 

بخش یکم – مقدمات خرید

کارهای این بخش از دو مرحله اصلی تشکیل شده‌اند:

مرحله 1 - ورود اطلاعات فردی

مرحله 2 - تهیه کارت بانکی برای خرید اینترنتی (Online)

پس از انجام مراحل 1 و 2 باید روز (1/5/1387) به سایت اینترنتی فروش بلیت مراجعه نموده و اقدام به خرید بلیت نمایید.

 

در ادامه نکات مهم مربوط به هر مرحله را می‌خوانید.

 

مرحله 1 - ورود اطلاعات فردی

در این مرحله مشخصات فردی و کاربری خود را وارد می‌کنید. عزیزانی که برای کنسرت های تهران (مرداد 1386 - تیر 1387) یا کنسرت اصفهان (آبان 1386) اطلاعات فردی خود را وارد نموده‌اند نیازی به ورود دوباره اطلاعات ندارند. این دوستان در صورت نیاز می‌توانند اطلاعات خود را ویرایش نمایند.

توجه: ورود اطلاعات در این مرحله هیچ حقی در خصوص خرید بلیت ایجاد نمی‌کند. برای خرید بلیت باید روز 1/5/1387 به سایت اینترنتی فروش بلیت مراجعه نموده و مراحل لازم را انجام دهید.

1-     از آنجا که فروش بلیت در فضای مجازی اینترنت انجام می گردد برای تحویل بلیت باید هویت خریدار واقعی احراز گردد. کسانی که به هر دلیل شماره ملی خود را اشتباه وارد نموده باشند، هنگام تحویل بلیت دچار مشکل خواهند شد. برای اطمینان از درستی شماره ملی خود حتما پیش از روز 1 مرداد به سایت مراجعه نموده و در صورت نیاز شماره ملی خود را اصلاح نمایید.

2-     بلیت‌های صادره پس از تطابق مشخصات فردی خریدار با کارت شناسایی معتبر و شماره ملی (متعلق به خریدار اصلی که اطلاعات خود را در سایت وارد نموده است) تحویل داده می‌شود. از این رو باید مشخصات فردی کامل و با دقت وارد شوند.

3-     مشخصات فردی شما کاملاً محرمانه تلقی شده و نزد دل‌آواز محفوظ می‌ماند.

4-     نام، نام خانوادگی و آدرس باید با حروف فارسی و درست وارد شوند.

5-     به هنگام ثبت کد ملی و کد پستی و آدرس ایمیل دقت کنید. نیازی به وارد کردن خطوط تیره‌ای که در شماره کد پستی وجود دارد، نیست و شماره کدپستی و کد ملی را بدون فاصله ثبت کنید.

6-     بدیهی است بدلیل فروش اینترنتی که به صورت مجازی می‌باشد برگزار کننده کنسرت نیاز به احراز هویت خریدار دارد و در موقع تحویل، مشخصات خریدار با مدارک مراجعه کننده (کارت ملی، گواهینامه و پاسپورت جدید که شماره ملی در آن درج گردیده) به دقت کنترل می‌شود و عدم تطابق موجب ابطال بلیت خریداری شده خواهد شد ، لذا خواهشمند است نسبت به اصلاح مشخصات اقدام فرمایید تا در موقع تحویل بلیت با مشکل مواجه نشوید.

7-     بعد از ثبت مشخصات نام کاربری (Username) و رمز عبور (Password) به آدرس ایمیل‌تان ارسال می‌شود. به طور معمول نام کاربری شما عبارت از همان آدرس ایمیل است. رمز عبور نیز توسط خود سایت مشخص می‌شود. کسانی که علاقمند هستند رمز عبور خود را تغییر دهند و مشخصه ساد‌تری برای خود درنظر بگیرند می‌توانند بعد از دریافت رمز عبور اقدام به تغییر آن کنند.

8-     برای مراجعات بعدی مشخصات کاربری خود (آدرس پست الکترونیکی و رمز عبور) را حتما به خاطر بسپارید.

9-     در صورت اشتباه در ورود اطلاعات می‌توانید پیش از روز (1/5/1387) به سایت اینترنتی کنسرت مراجعه و آنها را اصلاح کنید.

10-زمان و مکان تحویل بلیت پس از پرداخت بهای بلیت به عزیزان اعلام خواهد شد.

11-عزیزانی که از شهرستان‌ها اقدام به خرید بلیت می‌نمایند، می‌توانند بلیت‌های خود را روزهای برگزاری کنسرت در تهران دریافت کنند. زمان و مکان توزیع بلیت به زودی از طریق سایت به اطلاع شما خواهد رسید.

12-عزیزانی که با ثبت اشتباه پست الکترونیک خود قادر به ثبت کد ملی صحیح نمی‌باشند می‌توانند با ارسال نامه الکترونیک به آدرس info@delawaz.ir و concert@raysaz.com با درج نام و نام خانوادگی و کد ملی و شماره تماس نسبت به ابطال مشخصات اقدام و مجددا ثبت نام نمایند.

13-توجه فرمایید از آنجا که تعداد نامه‌های ارسالی سایت دل‌آواز زیاد است ممکن است نامه ارسالی در Bulk mail، Junk mail یا Spam صندوق پست الکترونیک شما قرار گرفته باشد.

 

مرحله 2 - تهیه کارت بانکی برای خرید اینترنتی (Online)

پرداخت هزینه بلیت بصورت اینترنتی (Online) انجام می‌شود. برای انجام این کار می‌توانید به یکی از 4 روش زیر عمل کنید.

 

1-     اگر کارت یکی از بانک‌های اقتصاد نوین، پارسیان، سامان یا ملت را دارید:

کارت‌های این بانک به صورت پیش‌فرض قابلیت خرید اینترنتی را دارند. کافی است به یکی از دستگاه‌های خودپرداز (ATM) بانک خود مراجعه نموده و گزینه  تغییر رمز اینترنتی” را انتخاب کرده و رمز اینترنتی خود را تغییر دهید.

با همراه داشتن کارت و رمز اینترنتی، کد CVV2 و تاریخ انقضای کارت (که روی کارت شما نوشته شده است یا دستگاه خودپرداز به شما اعلام می‌کند) می‌توانید روز 1/5/1387 بلیت‌های کنسرت را خریداری نمایید.

توجه: رمز اینترنتی و رمز کارت (که در دستگاه‌های خودپرداز استفاده می‌کنید) می‌توانند متفاوت از هم باشند.

برای اطلاعات بیشتر به سایت اینترنتی بانک‌ها مراجعه فرمایید.

دارندگان کارت بانک ملت برای آگاهی از روش دریافت رمز اینترنتی و کد CVV2 اینجا را کلیک کنند.

 

2-     اگر یکی از کارت‌های بالا را ندارید:

اگر کارت یکی از بانک‌های اقتصاد نوین، پارسیان، سامان و ملت را ندارید برای خرید اینترنتی باید با مراجعه به یکی از شعب این بانک‌ها  “کارت خرید یا کارت هدیه” را نقداً خریداری نمایید. با خرید این کارت کلیه اطلاعات لازم برای خرید اینترنتی به شما ارایه می‌شود. لطفاً راهنمای همراه کارت را با دقت مطالعه فرمایید. این کارت‌ها در قیمت‌های مختلف عرضه می‌شوند و مانند تمام کارت‌های بانکی در تمام دستگاه‌های خودپرداز شتاب و POSهای فروشگاه‌ها قابل استفاده هستند.

توجه 1: اضافه مبلغ کارت‌های خریداری شده در کارت شما باقی مانده و می‌توانید از دستگاه‌های خودپرداز شتاب نقداً دریافت کنید.

توجه 2: وجه مورد نیاز برای خرید بلیت تنها با استفاده از یک کارت بانکی قابل پرداخت می‌باشد بنابر این بر اساس بهای بلیت های رزروی خود کارت بانکی تهیه نمایید. برای مثال اگر بهای بلیت های شما 000/250/1 ریال باشد باید فقط یک کارت بانکی با حداقل موجودی 000/250/1 ریال تهیه نمایید.

توجه 3: برای مشاهده بهای بلیت‌های کنسرت و محدودیت تعداد خرید متن بخش دوم را در ادامه به دقت مطالعه نمایید.
 

توصیه می‌شود جزییات مراحل خرید اینترنتی را که در متن بخش دوم شرح داده شده است، به دقت مطالعه نمایید.

 

بخش دوم – رزرو بلیت

1-     از ساعت 12 ظهر روز 1/5/1387 با مراجعه به سایت دل‌آواز و وارد کردن آدرس پست الکترونیکی و رمز عبور، گزینه انتخاب بلیت را انتخاب نموده و اقدام به انتخاب و رزرو بلیت نمایید.

توجه: کسانی که تا روز 1/5/1387 اقدام به وارد کردن اطلاعات فردی ننموده‌اند، می‌توانند در همان روز اطلاعات خود را وارد نمایند که البته این کار نیاز به زمان و دقت بیشتری دارد.

2-     بخش انتخاب بلیت از سایت ساعت 12 ظهر روز یکم مرداد 1387 راه‌اندازی خواهد شد و پیش از زمان اعلام شده امکان دسترسی به این قسمت از سایت وجود ندارد.

3-     کسانی که اطلاعات فردی خود را وارد ننموده باشند نمی‌توانند وارد این مرحله شوند.

4-     کسانی که در زمان اعلام شده (حداکثر تا ساعت 16 روز شنبه 5 مرداد) موفق به پرداخت بهای بلیت نشوند رزرو بلیت آنها باطل گردیده و دوباره در اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

5-     بهای بلیت‌های کنسرت به این شرح است:

 

همکف

بالکن

350/000 ریالی

250/000 ریالی

300/000 ریالی

200/000 ریالی

250/000 ریالی

150/000 ریالی

200/000 ریالی

100/000 ریالی

 

6-     هر نفر می‌تواند حداکثر 5 بلیت خریداری نماید. مثلا شما می‌توانید یک عدد بلیت 000/250 هزار ریالی برای شب دوم و دو عدد بلیت 000/300 ریالی برای شب چهارم و دو عدد بلیت 000/350 ریالی برای شب اول به بلیت‌های انتخابی خود اضافه نموده و رزرو بلیت را به پایان برسانید. سپس در نوبت اعلام شده اقدام به پرداخت مبلغ کل بلیت‌ها نمایید. (برای این کار پس از انتخاب بلیت از کلید “افزودن بلیت” استفاده نمایید)

7-     پس از پایان رزرو بلیت مشخصات بلیت های اختصاص داده شده به شما نشان داده می شود. دقت کنید اگر صندلی ها کنار یکدیگر نیستند می توانید بلیت ها را حذف نموده و دوبار بلیت انتخاب و رزرو نمایید.

8-     توجه: برگزار کننده کنسرت تلاش خود را برای تحویل بلیت‌های سریال (صندلی‌های کنار هم) به خریداران محترم انجام می‌دهد اما هیچ تعهدی در این خصوص ندارد.

 

بخش سوم – پرداخت بهای بلیت

1-     پس از پایان رزرو بلیت نوبت پرداخت بهای بلیت به شما اعلام می گردد. برای پرداخت بهای بلیت با استفاده از کارت های بانکی باید در یکی از زمان های اعلام شده به سایت اینترنتی کنسرت (www.shajarianconcert.com) مراجعه نموده و به گزینه “مشاهده بلیت” مراجعه نموده و کلید “تایید و پرداخت” را فشار دهید.

2-     پس از انتخاب کلید “تایید و پرداخت” به صفحه انتخاب بانک برای انجام مراحل پرداخت بهای بلیت منتقل می‌شوید. در این صفحه لیست اسامی بانک‌های چهارگانه طرف قرارداد (اقتصاد نوین، پارسیان، سامان یا ملت) را می‌بینید که با توجه به کارت بانکی که در اختیار دارید یکی از بانک‌ها را انتخاب نمایید.

3-     پس از انتخاب بانک به طور خودکار به صفحه پرداخت اینترنتی بانک انتخابی منتقل می‌شوید تا مبلغ کل را پرداخت نموده و خرید قطعی بلیت‌ها را به پایان برسانید. پس پرداخت حتما به سایت فروش بلیت بازگردید و وضعیت بلیت خریداری شده خود را ملاحظه فرمایید.

دقت کنید پس از انتقال به صفحه بانک، فرآیند پرداخت توسط بانک انجام می‌شود و گروه برگزاری کنسرت هیچ مسولیتی در خصوص مشکلات احتمالی بانک‌ها نمی‌پذیرد.

4-     بهای بلیت ها را نمی توان از طریق دستگاه های خود پرداز بانک ها پرداخت نمود و تنها از طریق سایت اینترنتی کنسرت (www.shajarianconcert.com) قابل پرداخت است.

5-     کسانی که در زمان اعلام شده (حداکثر تا ساعت 16 روز شنبه 5 مرداد) موفق به پرداخت بهای بلیت نشوند رزرو بلیت آنها باطل گردیده و دوباره در اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

 

 

بخش چهارم – تحویل بلیت

1-  با انجام موفقیت‌آمیز پرداخت در صفحه اینترنتی سایت فروش خلاصه مشخصات فردی و بلیت‌های خریداری شده را می‌بینید. خواهشمند است این صفحه را چاپ نموده یا اطلاعات آن را یادداشت نمایید و برای تحویل بلیت همراه خود بیاورید. همراه داشتن کد بلیت برای تحویل الزامی است.

2-  زمان و مکان توزیع بلیت به زودی از طریق سایت به اطلاع شما خواهد رسید. جهت دریافت بلیت با در دست داشتن کارت شناسایی معتبر (متعلق به خریدار و شماره ملی درست)  به مکان توزیع مراجعه کنید. (می توانید برای دریافت بلیت نماینده خود را با همراه داشتن کارت معتبر خریدار اصلی به محل تحویل بلیت بفرستید)

توجه: به کسانی که شماره ملی خود را اشتباه وارد نموده باشند، بلیت تحویل داده نخواهد شد.

 

3-  بلیت های عزیزان شهرستانی روزهای برگزاری کنسرت در شرکت دل آواز تحویل داده خواهد شد.

 

نکته های کلی

1-  از ورود کودکان زیر 10 سال جلوگیری خواهد شد. خواهشمند است از همراه آوردن این عزیزان خودداری فرمایید.

2-  بلیت های صادره دارای بارکد می باشند و در زمان ورود با دستگاه بارکدخوان کنترل می شوند. بلیت هایی که به هر دلیل مخدوش شده باشند یا از آنها کپی تهیه شده باشد، مجاز به ورود نمی باشند، لذا خواهشمند است بلیت‌های خود را فقط از طریق سایت فروش بلیت تهیه کنید.

3-  بلیت هایی که بهای آنها در مهلت پرداخت پرداخت نشده باشد از رزرو خارج شده و دوباره (ساعت 12 ظهر روز یک شنبه 6 مرداد) برای فروش به علاقه مندان روی سایت قرار خواهد گرفت.

 

 

منبع:شرکت فرهنگی هنری دل آواز

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 10:7  توسط فرمیر  | 

مصاحبه با خانم فرخنده گل افشان(مادر همایون شجریان)

درود:

به پیشنهاد آنیتای عزیزم،مصاحبه با خانم فرخنده گل افشان (مادر همایون شجریان عزیز) رو  در این پست میذارم.....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 10:5  توسط فرمیر 

عکسهایی از نشست خبری همایون شجریان/سری پنجم 19عکس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسها:خانه هنرمندان-خبرگزاری پانا

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 11:27  توسط فرمیر  | 

عکسهایی از نشست خبری همایون شجریان/سری چهارم 29عکس

 

 

 

 

 

 عکسها:ایسکا-موج باشگاه خبرنگاران

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 22:40  توسط فرمیر  | 

عکسهایی از نشست خبری همایون شجریان/سری سوم 8عکس

 

 

 

 

 

 

عکسها:ایسنا-جام جم-برنا

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 17:20  توسط فرمیر  | 

عکسهایی از نشست خبری همایون شجریان/سری دوم 29 عکس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسها:ایسنا-جام جم-برنا


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 14:9  توسط فرمیر 

عکس‌هایی از نشست خبری همایون شجریان/سری اول22 عکس

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسها:فرهنگ و آهنگ - خبرگزاری فارس-خبرگزاری مهر- سایت شرکت فرهنگی هنری دل آواز

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 17:52  توسط فرمیر  | 

اظهار تمايل «همايون شجريان» براي تشكيل گروه مستقل

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در يك نشست رسانه‌اي كه صبح امروز با حضور همايون شجريان، حسين بهروزي‌نيا نوازنده بربت، سعيد فر‌ج‌پوري نوازنده كمانچه و محمد رفيعي مدير كنسرت در خانه هنرمندان ايران برگزار شد، فرج‌پوري به تشريح برنامه كنسرت گروه دستان پرداخت و گفت:اين كنسرت از 31 مرداد و 1 تا 4 شهريور در دو بخش برگزار مي‌شود. در بخش اول كه در دستگاه دشتي است، قطعاتي را بر اساس اشعاري از شفيعي كدكني و غزليات سعدي به آهنگسازي حميد متبسم اجرا خواهيم كرد.
وي افزود:در بخش دوم نيز قطعاتي از ساخته‌هاي خودم را در مايه اصفهان با اشعاري از حافظ ،عطار نيشابوري ،سياوش كسرايي و فريدون مشيري مي‌نوازيم.
اين نوازنده كمانچه در خصوص انتخاب همايون شجريان به عنوان خواننده گروه دستان بيان داشت:گروه دستان در روند كاري‌اش با خوانندگان زيادي از جمله ناظري،بسطامي ،بيژن كامكار ،صديق تعريف و ديگران كار كرده است. اين بار نيز با مشورت اعضاي گروه و بررسي‌هاي همه‌جانبه همايون را به عنوان خواننده گروه انتخاب و كنسرتهايي را با موفقيت در خارج از كشور برگزار كرديم كه البته فكر مي‌كنيم كنسرت تهران هم همينطور خواهد بود.
در ادامه اين نشست، همايون شجريان با بيان اينكه افتخار مي‌كنم كه با گروه دستان همكاري دارم،اظهار داشت:از آنجايي كه اجراي ما در تهران تكرار كنسرت‌مان در تور آمريكا و اروپا است، از هم اكنون در تلاش هستيم تا با گرفتن مجوز، يكي از كنسرت‌هاي اروپايي را كه ضبط صحنه‌اي شده‌اند، در قالب آلبوم موسيقي همزمان با كنسرت و يا با اختلاف چند روزه منتشر كنيم تا مخاطبان قبل از كنسرت با فضاي كار آشنا شوند.

انتشار آثار گروه عبدالقادر مراغه‌اي در قالب آلبوم موسيقي
------------------------------------------------------------------------
وي در خصوص فعاليت خود با گروه عبدالقادر مراغه‌اي گفت: ما منتظريم آثاري را كه با گروه عبدالقادر به سرپرستي محمدرضا درويشي ضبط كرده‌ايم، به زودي در قالب آلبوم موسيقي منتشر كنيم.
همچنين قرار است در صورت امكان كنسرتي را يا در داخل و يا خارج از ايران با اين گروه برگزار كنيم.اما به عقيده من قبل از كنسرت بايد اثر منتشر شود تا مردم بتوانند با آن ارتباط برقرار كنند.

برگزاري كنسرت‌هاي مستقل به معناي جدا شدن از پدرم نيست
-------------------------------------------------------------------------------------
اين خواننده در خصوص جدا شدن از محمدرضا شجريان و اجراهاي مستقل بيان داشت:من هم با پدر و هم با گروه‌هاي ديگري كنسرت برگزار مي‌كنم، به طوري كه بعد از كنسرتم با گروه دستان به همراه پدر و گروه آوا تور آمريكا و كانادا را برگزار كرديم و قرار است طي هفته‌هاي آينده كنسرت‌هايي را در كردستان عراق داشته باشيم.
وي با بيان اينكه برگزاري كنسرت‌هاي مستقل به معناي جدا شدن از پدرم نيست، اظهار داشت:هر زمان گروه آوا كنسرت داشته باشد من نيز در كنار پدر حضور دارم. در واقع كنار هم بودن من و پدر مستلزم اين است كه گروه آوا كنسرت داشته باشد.
شجريان با اشاره به تشكيل گروهي براي خودش گفت:براي فعاليتهاي بيشتر ممكن است گروهي را براي خودم تشكيل دهم اما تا كنون صحبتي در اين زمينه نشده است.
وي با اشاره به اجرا در شهرستانها بيان داشت:بر اساس تجربيات گذشته،براي برگزاري كنسرت در شهرستان‌ها مشكلات بيشتري وجود دارد.به اين خاطر من به شخصه ترجيح مي‌دهم ابتدا در تهران كنسرت داشته باشم .ولي اجراي كنسرت در شهرستان‌ها هم نشدني نيست.
خواننده گروه دستان در خصوص انتخاب اشعار تصريح كرد:براي انتخاب اشعار بايد فضا را در نظر گرفت و با توجه به قطعات ساخته شده در دستگاه خاص شعر را انتخاب كرد.من نيز بسته به ارتباطم با موسيقي و قطعه مورد نظر شعر را برمي‌گزينم.

به گزارش فارس،در ادامه اين نشست حسين بهروزي نيا نوازنده بربت گروه دستان در خصوص اجراي محمدرضا شجريان با اركستر سمفونيك‌هاي شهرهاي مختلف دنيا گفت:پروژه اجراي گروه دستان با اركسترسمفونيك‌ها از 2 سال پيش طرح‌ريزي شده بود كه فقط به صورت سازي انجام ‌شود. در بين راه متوجه شديم شجريان هم مي‌تواند حضور داشته باشد و قرار شد برنامه آينده اجرا با اركستر سمفونيك‌ها با حضور ايشان انجام گيرد.
وي ادامه داد:اولين اجراي گروه دستان با اركستر سمفونيك شهر لي‌يج بلژيك به صورت سازي برگزار شد و قرار است در آينده شجريان نيز در كنار گروه قرار بگيرد.
اين نوازنده بربت بيان داشت:تا كنون با اركستر سمفونيك لنكوور ،تورنتو و چند شهر آمريكا براي اجرا صحبت كرده‌ايم و منتظر پاسخ از سوي آنها هستيم.
بهروزي نيا در ادامه با اشاره به برگزاري مستر كلاس ساز بربت گفت:از آنجايي سفر به ايران حدود 2 ماه طول خواهد كشيد تصميم به برگزاري مستر كلاس ساز بربت را كرده‌ام كه از 12 مرداد به مدت 1 ماه برگزار خواهد شد كه علاقمندان به حضور و كسب اطلاعات مي‌توانند به سايت www.behroozinia.com مراجعه كنند.
محمد رفيعي مدير اجرايي شركت دل آواز و مدير كنسرت در خصوص فروش بليت‌هاي گروه دستان در تالار بزرگ كشور گفت:بليت هاي اين كنسرت از اول مرداد ساعت 12 به قيمت 10 تا 35 هزار تومان در سايت shajarianconcert.com آغاز مي‌شود و با پي‌گيري‌هاي انجام شده سعي داريم با اضافه كردن بانك صادرات مشكلات تهيه كارت را هم حل كنيم.

منبع:خبرگزاری فارس

اخبار مرتبط:

گزارش مهر از نشست مطبوعاتی همایون شجریان

گزارش سایت شرکت دل آواز از نشست خبری همایون شجریان

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 17:41  توسط فرمیر 

فروش اینترنتی بلیت‌های کنسرت همایون شجریان و دستان


 

فروش‌ بلیت‌های کنسرت «همایون شجریان» و گروه دستان از روز اول مرداد به صورت آنلاین در سایت shajarianconcert.com آغاز خواهد شد.

به گزارش پایگاه خبری فرهنگ و آهنگ و به نقل از روابط عمومی کنسرت، همایون شجریان اولین کنسرت مستقل خود در ایران را طی‌روزهای 31 مرداد، اول، سوم و چهارم شهریور به همراه گروه دستان در سالن بزرگ کشور برگزار خواهد کرد. این گروه پیش از این و در زمستان گذشته تور کنسرت بزرگی را در اروپا برگزار کرده بودند که با استقبال فراوانی نیز روبرو شد.

شجریان در این باره می‌گوید: «خیلی خوشحالم که این موقعیت پیش آمده که اولین کنسرت مستقل خود را با گروه دستان برگزار کنم. استقبال علاقه‌مندان به موسیقی ایران در کنسرت‌هایی که به همراه دستان در اروپا داشتیم، نشان داد که این همکاری بسیار موفق بوده و امیدوارم که این استقبال و رضایت عمومی در کنسرت تهران نیز تکرار شود.»

در اين اجرا گروه دستان متشكل از نوازندگاني چون حميد متبسم (تار و سه تار)، حسين بهروزي نيا (بربت)، سعيد فرجپوري (كمانچه)، پژمان حدادي (تنبك)، بهنام ساماني (دف، دمام و كوزه) و به همراه آواز همايون شجريان قطعاتي چون تصنيف عاشقانه، ساز و آواز بوي عشق، بداهه خواني كلام سعدي، تصنيف قيژك كولي با شعري از شغيعي كدكني، قطعه‌ی مستانه، ساز و آواز كمند زلف، بداهه خواني با اشعاري از حافظ و تصنيف زهي عشق با شعري از مولانا را به آهنگسازي حميد متبسم در مايه دشتي در بخش اول اجرا مي‌كنند. در بخش دوم گروه قطعه بي‌كلام اشتياق، ساز و آواز خورشيد آرزو و ساز و آواز عشق پاك از ساخته‌هاي همايون شجريان بر اساس اشعاري از فريدون مشيري، تصنيف چين زلف با شعر عطار نيشابوري، تصنيف اسرار عشق از حافظ، ساز و آواز دلشده و تصنيف وطن با شعري از سياوش كسرائي را به آهنگسازي سعيد فرجپوري در مايه اصفهان مي‌نوازند.

همایون شجریان روز دوشنبه 24 تیر در نشستی مطبوعاتی که در خانه هنرمندان برگزار می‌شود، به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ می‌گوید. در این نشست «سعید فرج‌پوری» کمانچه‌نواز گروه دستان و «محمد رفیعی» مدیر برگزاری کنسرت‌های شرکت دل‌آواز نیز حضور خواهند داشت.

 

منبع:فرهنگ و آهنگ-سایت شرکت فرهنگی هنری دل آواز


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 9:8  توسط فرمیر  | 

همايون شجريان اپرت مي خواند

گروه فرهنگي؛ همايون شجريان قصد دارد همراه با گروه دستان اپرت «سيمرغ» را براساس داستان زال از شاهنامه فردوسي اجرا کند. کار ساخت آهنگسازي اين اپرت هم اکنون توسط حميد متبسم در حال انجام است. اين در حالي است که اين روزها همايون شجريان خود را براي اولين حضور مستقل اش به عنوان خواننده در ايران آماده مي کند. او قرار است در روزهاي 31 مرداد، اول، سوم و چهارم شهريور همراه گروه دستان در تالار بزرگ کشور روي صحنه برود. آنچه از کارنامه کاري همايون شجريان برمي آيد اين است که برخلاف تصور، ديدگاه هاي او در مورد موسيقي سنتي چندان منطبق با ديدگاه هاي پدر و استادش محمدرضا شجريان نيست و گام برداشتن به سوي مرزها و تجربه هاي جديد از دغدغه هاي او محسوب مي شود. شايد همکاري با گروه دستان نيز از جمله مواردي باشد که اشاره به ديدگاه هاي متفاوت او دارد. اين گروه از جمله گروه هايي است که اعتقاد دارد فرم کلاسيک رپرتوار موسيقي سنتي ايران ديگر جوابگو و منطبق با روزگار امروز ما نيست.از همين رو فرم ساز و آواز هيچ گاه در اين گروه آنچنان که در آثار محمدرضا شجريان ديده مي شود مورد استفاده قرار نمي گيرد. محمدرضا شجريان سال گذشته در پاسخ به سوال خبرنگار بي بي سي که اعتقاد داشت مخاطبان شجريان صداي تازه يي در کنسرت هاي او نمي شنوند، گفته بود؛ «من در حال گذراندن دوران بازنشستگي هستم. کساني که از ما کار نو مي خواهند سخت در اشتباهند. شيوه ما شيوه مشخصي است. نمي توانيم شيوه کارمان را عوض کنيم. همان طور که شما نمي توانيد به سعدي بگوييد که شعر غيرسعدي بگو... اينها توقعات بيجايي است که مردم از ما دارند.» او در آن گفت وگو تاکيد کرده بود؛ «از من انتظار نداشته باشيد در خودم تغيير ايجاد کنم. نسل همايون بايد اين تحول را ايجاد کند.» و حالا به نظر مي رسد همايون شجريان به دنبال عملي کردن نظر پدر است. اين ميل به تجربه کردن را در آثار گذشته او نيز مي توان پيگيري کرد. از جمله در آلبوم «نقش خيال» به آهنگسازي علي قمصري که در سازبندي آن از گيتار نيز استفاده شده بود. حميد متبسم در گفت وگو با اعتماد درباره برنامه جاري گروه دستان با همايون شجريان گفت؛ «برنامه با همايون شجريان بايد سرفصل يک دوره کاري جديد باشد. من قبلاً هم اشاره کرده ام که همايون شجريان يکي از آن چهره هاست که متوجه ياران دستان است. اعتبار او نه فقط به دليل نام خانوادگي اش بلکه به خاطر پشتوانه کاري اش ما را به همکاري با او ترغيب مي کند.» او درباره برنامه اجراي پيش رو خاطرنشان کرد؛ «اجراي پروژه تازه با او از اروپا آغاز شد و حالا در ايران و بعد در امريکاي شمالي دنبال خواهد شد. آثار اين مجموعه دوبخشي متعلق به من و «سعيد فرج پوري» است که در مايه هاي دشتي و اصفهان ساخته و طراحي شده اند. اين مجموعه در اجراي زنده برلين ضبط شده و همان گونه در دو سي دي مجزا در ايران و خارج ارائه خواهد شد.» او در ادامه تصريح کرد؛ «کار آينده من با او اپرت سيمرغ است که بر اساس داستان زال در دست آهنگسازي است. در اين اثر که پنج خواننده دارد همايون به عنوان سوليست نقش اصلي را ايفا خواهد کرد. توانايي هاي همايون شجريان نه فقط به عنوان يک خواننده بلکه به عنوان يک موسيقيدان دست و بال ما را باز مي کند و اميدواريم کارهاي متفاوتي را با او عرضه کنيم.» سال گذشته که همايون شجريان در غياب پدر در نشست مطبوعاتي کنسرت گروه «آوا» حاضر شد، نشان داد برخلاف پدر چندان از جذابيت ژورناليستي ويژه يي برخوردار نيست. در آن نشست هيچ خبري از آن دست اظهارنظرهاي جنجالي که ويژه محمدرضا شجريان است، نبود اما روي صحنه حکايت براي شجريان جوان مي تواند به گونه يي ديگر باشد. تجربيات او از آن دست تجربه هاي پرهياهو و آنارشيسم زده نشان نمي دهد. مرد آرام، آرام آرام تجربه مي کند.

 

منبع:روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 9:4  توسط فرمیر 

همایون شجریان

 

 

عکس در تاریخ چهارم می ۲۰۰۸  در ونکوور کانادا گرفته شده است

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 10:38  توسط فرمیر  | 

برنامه های موسیقی تیرماه در تهران

این برنامه ها در تهران برگزار می شود:


- فرهنگسرای نیاوران کنسرت لی لی افشار، 13 و 14 تیر ماه، 


- تالار وحدت،گروه ژیوار، 18 و 19 تیر ماه،


-تالار وحدت، اجرای ارکستر سمفونیک تهران، 12 تا 14 تیر ماه، 


-کاخ نیاوران، کنسرت گیتار،روزهای 19 تا 21 تیر


-سالن رودکی ،کنسرت گروه کر سرایش، 20 و 21 تیر ماه


-فرهنگسرای هنر(ارسباران)کنسرت کودک و نوجوان گروه دریا 21تیرماه


- تالاروحدت ،کنسرت گروه موسیقی خنیا(به سرپرستی پری ملکی)، 20 تا 22 تیر ماه ،


-تالاروحدت، کنسرت گروه کلاژ 23 تا 25 تیر ماه


-تالار وحدت ،کنسرت پژوهشی داریوش صفوت و ژان دورینگ 29تیرماه


- تالار وحدت کنسرت لی لی افشار، 30و 31 تیر ماه، تالار وحدت

 

منبع: هنر موسیقی


+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 10:22  توسط فرمیر  | 

همایون شجریان

درود:

به پیشنهاد دوست عزیزمون،گلبهار نازنینم..این عکس آقای شجریان رو در این پست قرار می دم...البته ببخشید ممکنه کیفیتش خوب نباشه چون از مجله گرفته شده...با سپاس.

 

 

همایون شجریان

 

**********************************************************

گنجه‌اي: «شجريان» در موسيقي ما استثنايي است

سرير: جايگاه «شجريان» فراتر از كنسرت‌هاي اخير است

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 10:5  توسط فرمیر 

مجید درخشانی در گفتگو با مهر: شجریان مثل همیشه با قدرت ظاهر شد

خبرگزاری مهر - گروه موسیقی : کنسرت گروه "شهناز" در نخستین حضور خود حاشیه های فراوان داشت.در سایه همین حاشیه های ایجاد شده مسئله و مشکلاتی مانند صدابرداری بد سالن،مسئله خبرنگاران و برخی از نارساییها در بخش اجرایی این کنسرت فعالیت گروه را تحت الشعاع قرار داد.

* خبرگزاری مهر - گروه موسیقی : ایده تشکیل گروه "شهناز" چگونه شکل گرفت؟

- مجید درخشانی : طی صحبت هایی که با آقای شجریان داشتیم ایشان از گذشته به فکر تشکیل یک گروه از هنرمندان جوان بودند و از آنجا که من به واسطه گروه خورشید با نوازنده های جوان کار کردم و هم اکنون هم در ارتباط مستقیم با آنها هستم استاد از من خواست که گروهی از بهترین نوازنده ها را انتخاب و تمرینات را آغاز کنیم؛ از همین رو اعضای گروه موسیقی "شهناز" که همه آنها تحصیلات موسیقی دارند از یک سال پیش انتخاب شدند و حدود 10 ماه به طور مستمر با یکدیگر تمرین کردند .

* کنسرت گروه "شهناز" نسبت به گروه "آوا" چه تفاوتهایی داشت ؟

- جوانگرایی و نوع سازبندی از جمله تفاوت های دو گروه موسیقی "شهناز" و "آوا" است به این معنا که تمام نوازنده های این گروه از فعال ترین نوازنده ها در گروههای مختلف هستند که آثار خوبی را ارائه کرده اند البته نظر استاد این بود که تعداد بیشتری از نوازنده ها در این گروه حضور داشته باشند تا تنوع سازی بیش از گذشته شود اما با مشورت هایی که با ایشان داشتم به این نتیجه رسیدیم که از کم شروع کنیم و بعد اگر امکان اضافه کردن سازهای دیگر بود تعداد نوازنده ها را بیشتر کنیم و بسیار خوشحالم که استاد شجریان پذیرفتند که نوازنده های جوان و آینده دار گروه "شهناز" را حمایت کنند چراکه عشق این نوازنده ها این بود که در کنار استاد ساز بزنند از همین رو با اشتیاق در جلسات تمرین حاضر می شدند و انصافا به درستی قدر این موقعیت را دانستند ضمن اینکه علاوه بر دانش موسیقی این گروه از نظر اخلاق و سلیقه موسیقایی به هم نزدیک بودند.

 
* یکی از انتقادهایی که به گروه موسیقی "آوا" گرفته می شد نوع سازبندی و ارکسترال نبودن آن بود که به نظرمی رسد این مشکل در اجرای گروه "شهناز" تا ا ندازه ای حل شده بود اینطور نیست؟

- به نظرمن اشکالی که به نوع سازبندی گروه "آوا" گرفته می شد درست و به جا بود و خود من اعتراف می کنم با اینکه نوازنده های خوب در گروه آوا ساز می زدند و هریک از آنها در حوزه کار خود صاحب نام هستند اما به عقیده من مجموع ترکیب گروه آوا صدای خوبی نداشت و اگر یک ساز دیگری مثل سنتور و یا نی به ترکیب سازها اضافه می شد آن وقت صدای موسیقی ایرانی می داد البته آن نوع موسیقی که گروه آوا اجرا کرد موسیقی خوبی بود ولی من خودم از یکنتواختی که در کل کار جریان داشت خسته می شدم به همین دلیل زمانی که در گروه می نشستم و ساز می زدم از برخی از قطعاتی که اجرا می شد ناراضی بودم و آن صدایی که دلم می خواست نمی شندیم به عنوان مثال چهارمضراب دلکش که از ساخته های خودم در گوشه دلکش و قرچه بود را به صورت ارکسترال با گروه شیدا در گذشته ضبط کرده بودم و زمانی که آن را با گروه آوا اجرا می کردیم مدام صدای اجرای شیدا در گوشم می پیچید چراکه آن اجرا مجموع کاملی از ترکیب سازهای ایرانی با رنگ آمیزی مناسب بود ولی با وجود اینکه همه دوستانم در گروه آوا با مهارت تمام این چهارمضراب را اجرا کردند به نظرم آمد که از رنگ آمیزی مناسبی برخوردار نبود و واقعا از این چهارمضراب خسته می شدم.   

اما گروه شهناز از رنگ آمیزی خوبی برخوردار بود و ترکیب سازهای متنوعی داشت به همین دلیل رنگ و بوی زیبایی به کل اجرا بخشیده بود و مطمئن هستم که اگر در آینده این ترکیب کامل تر شود فضای بهتری را به کل اجرا می بخشد؛ به نظرمن موسیقی ایران به دلیل نوع سازبندی که دارد در ترسیم یک فضای ارکسترال ضعیف عمل است و اگر این مشکل برطرف شود موسیقی ایرانی فضایی تصوری و توصیفی ملموس تری را برای مخاطب تداعی می کند در نتیجه با ترکیب متعدد سازهای ایرانی در نوع سازبندی یک گروه موسیقی به فضایی مطلوب و تاثیرگذارتری می توان دست یافت. 

*اما با این اوصاف بعضی از منتقدان معتقدند که گروه موسیقی"شهناز" ضعیف عمل کرد؛آیا این طور است؟

- اجرای نوازنده ها به هیچ عنوان ضعیف نبود چراکه اعضا به اندازه لازم و کافی تمرین کرده بودند و خیلی مسلط ظاهر شدند حتی استاد شجریان اجرا را تایید کرد منتها به دلیل داشتن سیستم صدابرداری نامطلوب مخاطب حاضر در سالن آن صدایی را که باید بشنود به هیچ وجه نمی شنید و کاملا می پذیرم که صدابرداری بد در تالار کشور ضعف برنامه بود و ضعف در اجرای نوازنده را نمی پذیرم.

*صدای نی و یا سه تار به معنای واقعی شنیده نمی شد؟! 

- اعضای گروه موسیقی "شهناز" نوازنده های تازه کار نیستند و سالها است که ساز می زنند و به مرحله ای رسیدند که در کار گروهی از این دست مشکلی نداشته باشند ولی مشکل صدا تمام زحمات گروه را زیر سئوال برد و حالا تصور کنید که خود گروه هم در شرایطی ساز می زدند که به درستی صدای سازهای یکدیگر را نمی شنیدند به عنوان مثال نوازنده های دست راست صدای ساز نوازنده های دست چپ را نمی شنیدند ضمن اینکه صدایی که در سالن پخش می شد در همه جای تالار یکسان نبود در یک جایی از سالن صدای کمانچه بالاتر از قسمت های دیگر شنیده می شد و صدای سازهای دیگر به گوش نمی رسید و نکته تاسف بارتر برخی از بلند گو ها در قسمت هایی از تالار قطع بود مجموع این دلایل باعث شد آنگونه که باید صدای گروه شنیده نشود درست مانند عکسهایی که با بهترین کیفیت گرفته می شود اما درلابراتوار به بدترین شکل ممکن به چاپ می رسد و ما هم دقیقا به این شرایط دچار شدیم.

*به نظرمی رسد تغییراتی در شیوه نگرش استاد در کارگروهی ایجاد شده و با انتخاب گروه جوان این تغییر بیش از گذشته به چشم می خورد اینطور نیست؟ 

- میل به تغییر همواره در استاد وجود داشته است ولی خوب شاید تا کنون به ا ین شکل دیده نشده به خوبی به یاد دارم که حدود 18 سال پیش که "در خیال" را ساخته بودم و هنوز آنگونه که باید شناخته نشده بودم و فکر کنم یک یا دو آلبوم از من منتشر شده بود استاد "درخیال" را به طور کامل شنید همان لحظه گفت که من این قطعه را می خوانم و خوب من هم به واسطه صدای استاد به اهالی فن و مردم علاقمند به موسیقی ایرانی شناخته شدم و یا زمانی که کیهان کلهردر جوانی "شب ،سکوت، کویر" را ساخت و هنوز هیچ کس او را نمی شناخت استاد حاضر شد کار او را بخواند بنابراین استاد همواره روحیه انجام کار گروهی و همچنین کشف استعدادهای جوان را داشته منتها این وجه از حضور استاد در عرصه موسیقی همواره ناشناخته باقی مانده است. 

*آیا فعالیت گروه موسیقی "شهناز" در آینده تداوم پیدا می کند؟

- بله حتما ادامه پیدا می کند و اولین حضور گروه "شهناز" اجرای مجدد این کنسرت بعد از ماه رمضان در تالار کشور و یا سالن بزرگ میلاد است و بنا داریم پس از این به هنرمندانی چون حسین علیزاده ، مشکاتیان و دیگر اساتید بزرگ موسیقی سفارش کار دهیم و در یک اجرا 5 کار از اساتید را اجرا کنیم .

* چرا اسم "شهناز" را برای گروه انتخاب کردید ؟

-استاد شجریان علاقه قلبی عجیب غریبی به استاد شهناز دارد و معتقد است بخش بزرگی از موسیقی را از ساز شهناز یاد گرفته است و علاوه بر این تک تک اعضای گروه هم به این استاد علاقه ویژه ای دارند و ردپای ایشان در موسیقی بسیار مهم و تاثیرگذار است واز سوی دیگر شهناز اسم یکی از گوشه ها در دستگاه شور است و دست آخراینکه درنظر داریم نام "شهناز"بزرگ مرد موسیقی به واسطه این گروه همیشه زنده بماند.    

* آقای درخشانی شما گروههای متعددی مانند گروه موسیقی "خورشید" ،"ماه" و "شهناز" حضور دارید،با این همه گروه می خواهید چه کنید؟   

- من عاشق انجام کار گروهی هستم ودر سنین کم همیشه کارهای خالقی و استادهای دیگر را زیاد گوش می دادم و همیشه آرزوی تشکیل یک گروه موسیقی را داشتم به همین دلیل در آلمان که بودم گروه " نوا" را با نوازندگان آماتور تشکیل دادم و چند سالی هم با هم کار کردیم و کنسرت های مختلف دادیم و زمانی که به ایران آمدم اولین کاری که کردم با هنرمندان جوان موسیقی که اغلب دانش آموخته موسیقی بودند گروه "خورشید" را تشکیل دادم و در ادامه گروه "ماه" را از دل "خورشید" بیرون کشیدم و کنسرت های مختلفی را برگزار کردیم؛ لزوم تشکیل گروه " شهناز" هم خواست آقای شجریان در راستای عملی کردن ایده های ایشان تشکیل شد.

* این دو گروه چه تفاوت هایی به لحاظ اجرای موسیقی با یکدیگر دارند؟

- گروه شهناز موسیقی گروه نوازی همراه با آواز را ارائه می دهد اما هدف من در گروه خورشید این است که گروه نوازی را به عنوان موسیقی بی کلام جا بیاندازم به این معنی یک نوعی موسیقی بی کلام سازی همراه با سئوال و جواب را جا بیاندازم در واقع دوست دارم این موسیقی ایرانی به تنهایی و بدون خواننده حرف خودش را بزند و گمان می کنم در این بخش گروه خورشید می تواند موفق عمل کند و اجرایی که از "سواران دشت امید" داشتیم یک کار بی کلام بود مبین این مطلب است و فکر می کنم اجراهای مجدد از آثار استادان موسیقی ایرانی می تواند در راس کار گروه خورشید قرار گیرد. 

* پارت ویژه ای به آثار استاد شجریان با تنظیم شما اختصاص داده شده بود نظرتان راجع به ساخته های استاد چیست؟ 

- روزی که رفتم کارهای استاد را برای اجرا تحویل بگیرم استاد چند کار دیگر هم در دست داشت که هنوز تکمیل نشده بود و  نظرخواهی می کرد که کدام یک برای اجرا مناسب تر است ؛ مجموع ملودی هایی که گوش می دادم بسیار جدید بود و من تا به حال نمونه ای از آن را نشنیده بودم و به همین دلیل قرار شد بخش عمده ای از بخش دوم از ساخته های خود استاد باشد و پیش درآمد را من بسازم اما بعد پیشنهاد کردم که خود استاد یک پیش درآمد هم بسازد و به این ترتیب بود که این بخش  به طور کامل به استاد اختصاص داده شد.  

درخصوص تصنیف ها و آثار استاد باید نکته ای را متذکر شوم و آن اینکه به نظرمن یک نوازنده و یا یک خواننده که بداهه نوازی و یا بداهه خوانی می کند در حقیقت در لحظه موسیقی می سازد به این معنی که اگر آقای شجریان بداهه می خواند در لحظه آهنگ می سازد بنابراین کسی که بداهه خوانی و یا بداهه نوازی می کند می تواند آهنگ هم بسازد در موسیقی ایرانی ملودی خوب  و جمله بندی ملود خیلی مهم است ببینید عارف قزوینی یک شاعر و یک خواننده بوده که موسیقی نمی دانسته و هیچ سازی را هم نمی زده اما بهترین تصنیف های موسیقی مال او است برای اینکه به پیچ و خم های آواز تسلط داشته  و می دانسته که چه نوع تصنیفی را باید بسازد استاد شجریان هم ملودی های فراوانی ساخته و به سنتور هم تسلط دارد و از آنجا که خواننده خوش سلیقه ای است درملودی سازی و تصنیف سازی هم خیلی خوش سلیقه است و در نهایت معتقدم استاد در تصنیف سازی مهارتی ویژه و منحصر به فرد دارد بر همین اساس تنظیم ساده ای را بنابر قابلیت های ساز در آن انتخاب کردم و در عین حال رنگ آمزی متنوع نیز مدنظرم بود .

*تنظیم مجدد "مرغ سحر" در این اجرا با شما بود و به نظرمی رسید حال و هوای همیشگی را نداشت.

* سالها پیش یک اجرای بسیار قدیمی با تنظیم جواد معرفی از قطعه "مرغ سحر" شنیده بودم که با ارکستر گلها اجرا کرده بود که ریتم ملایمی داشت و از آنجا که می دانستم مردم "مرغ سحر" را از استاد می خواهند پیشنهاد دادم با یک مقدمه ساده تنظیم شود و بعد یاد تنظیم آقای معروفی افتادم که در عین سادگی بی ارتباط با مرغ سحر نیست و مخاطب هم نمی داند که مقدمه "مرغ سحر" است به همین دلیل این تنظیم را انتخاب کردم.  

*به عنوان آخرین سئوال، یکی از نگرانی ها در این اجرا صدای استاد بود و بسیاری گمان می کردند که بعد از عمل ریه صدای آقای شجریان به حالت اول بر نگردد ارزیابی شما از صدای استاد حین اجرا چه بود؟  

- این مسئله نگرانی همه ما هم بود و مدام این ترس را داشتیم که صدای استاد دچار مشکل شود چون استاد بعد از عمل به توصیه دکتر یک مدت از خواندن منع شد تا اینکه سفر به آمریکا و کانادا پیش آمد و اینکه قرار بود استاد 12 شب آن هم به مدت سه ساعت روی صحنه بخواند همین مسئله نگرانی همه ما را برانگیخته بود اما به هرحال قبل از سفر یک روز که مشغول تمرین بودیم استاد تماس گرفت و گفت که می خواهد سر تمرین بیاید آن روز نخواند ولی زیر لب زمزمه می کرد آن روز رفت و بعد از سه جلسه بعد دوباره آمد و گفت که حالش بهتر است و بعد شروع به خواندن کرد البته معلوم بود که خیلی آماده نیست ولی بخش عمده ای از کار را خواند و دو شب بعد مجدد سر تمرین آمد و این بار مثل گذشته همه قطعات را با قدرت خواند و در سفر کانادا و آمریکا نیز مشکلی پیش نیامد وخوشبختانه صدای ایشان هیچ تغییری نکرده و مانند همیشه در اوج بود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 15:3  توسط فرمیر  | 

استاد شجريان در سليمانيه عراق مي‌خواند

خبرگزاري فارس: «محمدرضا شجريان» قصد دارد به همراه گروه آوا، مردادماه در سليمانيه عراق به اجراي برنامه بپردازد.

 

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، در اين كنسرت كه احتمالا مردادماه خواهد بود، «شجريان»به همراه گروه آوا متشكل از نوازندگاني چون مجيد درخشاني، سعيد فرج پوري، حسين رضايي‌نيا و حسين بهروزي‌نيا در دو بخش به اجراي برنامه مي‌پردازد.
در اين اجرا گروه آوا قطعات اجرايي خود را در تور آمريكا و كانادا كه همگي از ساخته‌هاي فرج پوري در دستگاه شور و افشاري و درخشاني در دستگاه ماهور بود را مي‌نوازند.
به گزارش فارس، در اين كنسرت نيز همايون شجريان، پدر را در اجرا همراهي نخواهد كرد و اين در حالي است كه اين خواننده جوان خود را براي كنسرت مستقلش در تهران كه 1 تا 4 شهريور در تالار بزرگ كشور برگزار مي‌شود، آماده مي‌كند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 14:53  توسط فرمیر 

شبهای با شکوه کنسرت استاد محمدرضا شجریان و گروه شهناز پایان یافت

استاد محمدرضا لطفی و استاد حسین علیزاده با حضور در شب پایانی کنسرت گرمی بخش برنامه بودند.
ضمن سپاس از مردم هنردوست کشورمان امیدوارانه تکرار برنامه هایی از این دست را به انتظار می نشینیم.
دز ادامه عکس های پشت صحنه برنامه شب پایانی و دیدار استاد محمدرضا لطفی و استاد حسین علیزاده با استاد محمدرضا شجریان را مشاهده می فرمایید.

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: سایت شرکت فرهنگی هنری دل آواز


 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 15:53  توسط فرمیر 

نگاهي به کنسرت محمدرضا شجريان با گروه شهناز /از موسيقي هميشگي تا مخاطب هميشگي

کنسرت گروه شهناز و محمدرضا شجريان را نه به دلايل صرفاً فني، اما به دلايل رسانه يي و از آنجايي که يکي از محبوب ترين خوانندگان ايراني در آن برنامه اجرا مي کرد، مي توان يکي از بزرگ ترين رويدادهاي فرهنگي در چند ماه اخير به حساب آورد.


متاسفانه در اينجا هميشه حاشيه، برتري مطلقي نسبت به متن دارد و همين عامل همواره از کيفيت کارهاي ارائه شده مي کاهد؛ چرا که به قدري انرژي براي درک و هضم اين همه حاشيه مصرف مي شود که توانايي پذيرش و امکان لذت بردن از اصل به شدت پايين مي آيد. کنسرت اخير نيز از اين حاشيه ها مصون نبود و از همان روزهايي که خبر اجراي اين کنسرت و نحوه تهيه اينترنتي بليت ها به طور رسمي اعلام شد، حرف و حديث ها نيز بالا گرفت. بليت فروشي آنلاين براي مردماني که از پايين ترين ميزان سرعت وصل شدن به اينترنت برخوردار هستند در نوع خود بزرگ ترين اشتباه به حساب مي آمد و همين ارائه نادرست بود که قيمت بليت را در بازار سياه تا دويست هزار تومان بالا برد و بسياري از مشتاقان را از ديدن اين کنسرت محروم کرد. حاشيه هايي از اين دست در بسياري از موارد چنان آزاردهنده بودند که مشتاقان صداي شجريان را دلزده کرد تا جايي که بسياري شايد عطاي ديدن اين کنسرت را به لقايش بخشيدند.


از سوي ديگر محل برگزاري اجرا و عوامل محيطي بسيار تاثيرگذار بودند. تالار بزرگ کشور اصولاً از نظر آکوستيک مکان مناسبي براي برگزاري کنسرت نيست؛ صدابرداري هاي نامناسب، عدم هماهنگي، تاخيرهاي پرسش برانگيز و تهويه نامناسب، همه و همه حکايت از اين دارند که براي رفتن به کنسرت در چنين مکاني بايد صبر ايوب داشت و اعصابي از پولاد (هرچند هنگام اجراي کنسرت گروه هاي سه گانه شيدا اين معضلات بسيار کمتر و قابل تحمل تر بودند). از سوي ديگر تالاري با گنجايشي در اين حد، اصولاً در تهران (بخوانيد ايران) وجود ندارد تا بتواند مشتاقاني را که از جاي جاي کشور به شوق ديدن کنسرت خواننده محبوب شان مي آيند در خود جاي دهد؛ متوليان امور فرهنگي کشور که دم از حمايت از «موسيقي فاخر» مي زنند، بايد از همين امروز به فکر حل مشکلاتي از اين دست باشند تا شايد در آينده يي نه چندان دور بتوان اين گونه معضلات را، که در بسياري از کشورهاي پيشرفته از نظر فرهنگي بسيار پيش پا افتاده هستند، حل کرد.


نکته ديگري که در نوع خود بسيار بحث برانگيز بود، مساله بليت رساني به رسانه ها بود. اختصاص دادن تنها يک بليت، تنها براي يک شب و آن هم پس از درگيري ها و مشکلات فراوان در نوع خود بسيار تعجب برانگيز و بي سابقه بود و اين سوال را در ذهن همگان برمي انگيخت که آيا گروه شهناز تنها به فروش بليت ها مي انديشد يا نقد شدن را نمي پسندد؟ چون به طور معمول براي هر شب اجرا بايد دست کم يک بليت در اختيار رسانه ها قرار گيرد که هم وظيفه اطلاع رساني شان را انجام دهند و هم منتقدان فن بتوانند با درک بالاتر و ذهنيتي آماده شده درباره اجرا بنويسند که اين موضوع در نوع خود بسيار مايوس کننده بود.


به هر صورت اجراي شنبه شب(يک تيرماه) نسبت به اجراي شب هاي پيشين اش داراي حاشيه کمتري بود (البته به گواه شنيده ها از حاضران در آن شب ها). اين بار نه ميکروفني سوت زد، نه شجريان از ضبط برنامه توسط تلفن هاي همراه خبردار شد و نه عکسي با فلîش گرفته شد؛ خوشبختانه شجريان اين بار اجرايش را براي گوشزد کردن نکاتي از اين دست قطع نکرد. هرچند به نظر مي رسد فرهنگ سازي تنها نبايد منحصر به استاديوم هاي فوتبال باشد و براي بافرهنگ ترين مردمان دنيا در يکي از مهم ترين رويدادهاي فرهنگي کشور نيز بايد به کرات تذکر داد تا نه صدايي ضبط کنند و نه عکسي بگيرند. با همه اين اوصاف شنيدن صداي ضبط شده از قسمت اول کنسرت در آنتراکت ميان دو اجرا توسط آن دسته از تماشاگراني که کمتر بويي از فرهنگ کنسرت رفتن برده اند، در نوع خود بسيار مايوس کننده بود؛ چرا که وقتي مخاطبان برنامه هايي از اين دست، تا اين حد از ضعف فرهنگي رنج مي برند نبايد انتظار بهبود فرهنگي در زمينه هاي ديگر داشت. اين گونه معضلات را بايد ريشه يابي کرد و با کار درست و زيربنايي سعي در اصلاح آن داشت چرا که اينجا آن دسته از حاضراني که به حقوق ديگران احترام مي گذارند و دوست دارند شبي به يادماندني را پشت سر بگذارند خيلي جدي حق شان توسط موبايل به دستاني که در حال ضبط صدا و تصوير يا مشغول مکالمه تلفني با دوستان و آشنايان هستند، پايمال مي شود.


عدم هماهنگي مناسب نيز يکي از معضلات اصلي اين کنسرت بود. تاخير 45 دقيقه يي اعضاي گروه به قدري خسته کننده بود که عکس العمل اعتراضي حاضران را به همراه داشت؛ تماشاگران وقتي اين اندازه تاخير را نتوانستند تحمل کنند به تشويق و دست زدن روي آوردند تا شايد گروه شهناز و شجريان را متوجه اين اعتراض کنايه دار کنند؛ روشي که موثر واقع شد و چند دقيقه پس از آن بود که اعضاي گروه روي سن آمدند. نکته عجيب و غريب ديگري که به شدت پرسش برانگيز بود، ورود بسياري از تماشاگران به سالن پس از اجراي اولين تصنيف بود که بار ديگر فرهنگ بسيار بالاي تماشاگران در وقت شناسي و نظارت و کنترل ناصحيح مسوولان تالار کشور را به رخ همگان مي کشيد،


---


کنسرت از دو قسمت تشکيل شده بود که قسمت اول در دستگاه همايون و دومي در دستگاه شور بود. هر دو قسمت از نظر فرمال بسيار سنتي و فاقد هرگونه نوگرايي بودند؛ پيش درآمد، ساز و آواز، احياناً چهارمضرابي يا تصنيفي و باز ادامه ساز و آواز و در نهايت يک تصنيف براي حسن ختام که البته خوب و بايسته است که اين سبک از رپرتوار حفظ شود ولي هنگام ارائه يک کار نو و کنسرتي با اين همه سر و صدا انتظارات شايد کمي متفاوت باشد. البته عدم اجراي رنگ پس از تصنيف پاياني را نمي توان نوگرايي تلقي کرد،


اينجاست که ذهن شنونده حرفه يي و مشتاق موسيقي ايراني ناخودآگاه به سمت مناظره قلمي لطفي و شاملو در سال هايي نه چندان دور معطوف مي شود و اين پرسش که «تا کي بايد اسير اين سبک اجراي سنتي باشيم؟» ذهن را آزار مي دهد؛ چرا که حتي بزرگان موسيقي ايراني (مانند شجريان و لطفي) نيز راهي نو و حرکتي متفاوت را ارائه نمي دهند و همچنان اسير همان روند هميشگي رديف نوازي و اجراي چندباره از يک رپرتوار ثابت باقي مانده اند.


اينکه به هر جهت خيل مشتاقاني که براي شنيدن صداي شجريان به کنسرت رفته بودند، شايد کمتر به دنبال اين گونه نوآوري ها و نوگرايي ها بوده اند، در جاي خود قابل تامل است. در هر حال اين سبک از اجراي برنامه مطمئناً براي خود طرفداران زيادي هم دارد و شايد شجريان به مخاطب هميشگي اش بهاي بيشتري مي دهد. مساله اينجاست که به هر روي هنرمند بهتر است قدمي جلو تر از مخاطب باشد، نه در کنار وي. اين ذهن پويا و خلاق هنرمند است که باعث به وجود آمدن تحولات و پيشرفت در هر زمينه هنري مي شود. نمونه هايي از اين دست نه در موسيقي غربي کم هستند، نه در موسيقي ايراني و مثال آوردن و ذکر نام براي آگاهان تنها اتلاف وقت است. مدت هاست که در زمينه موسيقي ايراني اين طرز برخورد و گويي اين نياز به جلو رفتن ديده نمي شود و در اين ميان حاشيه از متن پررنگ تر و تفکر خلاق و دوري جستن از کليشه ها کمرنگ تر مي شود. در واقع بايد مطلب مهمي را مورد توجه قرار داد؛ اينکه تا اين حد از کنسرتي مانند کنسرت اخير شجريان يا گروه هاي سه گانه شيدا استقبال مي شود صرفاً دليلي بر موفقيت موسيقايي اين کنسرت ها نيست و عواملي کاملاً فرا موسيقايي هستند که ذهنيت مخاطب را تحريک مي کنند تا استقبالي چنين صورت گيرد. عواملي مانند احياي دوباره گروه شيدا، يا حضور شجريان؛ تنها شايد نام شجريان براي ايجاد انگيزه کافي باشد و مطمئناً مرد آواز ايران آنچنان در کار خود استادانه عمل مي کند که در نهايت کسي ناراضي از اجراي شخص وي نخواهد بود. ولي دقيقاً در همين جايگاه است که انتظار مي رود هنرمندي مانند شجريان را جلو تر از زمانه خود بخواهيم. يک بررسي موسيقي-جامعه شناختي در اين زمينه شايد تا حد زيادي بتواند پاسخگوي اين قبيل انتظارات باشد و ممکن است بتواند به نوعي راهکارهايي را نيز پيشنهاد دهد، چه براي پيشکسوتي مانند شجريان، چه براي هنرمندان جواني که در اين برهه از زمان آشفتگي هايي را تجربه مي کنند که امثال لطفي و شجريان کمتر تجربه کرده بودند. از نظر آهنگسازي، قسمت دوم (شور) را مي توان تا حدي برتر از قسمت اول دانست؛ در مجموع ساخته هاي شجريان بسيار منطقي تر و پخته تر بودند چرا که در ساخته هاي مجيد درخشاني تکرار هاي بيش از حد جملات در برخي از قسمت ها واقعاً آزاردهنده و تا حد زيادي بي دليل و خسته کننده جلوه مي کردند.


تنظيم چندصدايي اين قطعات تا حد زيادي توانست اين ضعف ها را جبران کند؛ اما به هر صورت همين تنظيم ها نيز بسيار پيش بيني شده و تا حد زيادي فاقد هرگونه نوآوري ويژه يي بودند چرا که تنظيم چندصدايي از اين دست را پيشتر در آثار مشکاتيان و عليزاده در دهه هاي 50 و 60 شاهد بوده ايم. سوال و جواب سازها در بسياري از قطعات يادآور تنظيم هاي قديمي تر فرامرز پايور بودند و به طور کل درخشاني نتوانست چيزي به اين سبک از موسيقي نويسي اضافه کند؛ کاري که حميد متبسم در سال هاي آغازين دهه 70 با آلبوم بامداد انجام داد که بسيار آوانگارد تر از تنظيم هاي درخشان عليزاده و مشکاتيان بود تا جايي که هنوز برتر از آن، در اين نوع از موسيقي نويسي ديده نشده است. اصولاً اينکه موسيقي ايراني که با اين رپرتوار (کاملاً سنتي) ارائه مي شود تا چه حد قابليت و ظرفيت اين گونه تنظيم هاي چندصدايي را دارد در جاي خود قابل بحث است ولي به هر صورت اين گونه نوشتن براي موسيقي ايراني مدت هاست که باب شده و تا حد بسيار زيادي سليقه شنيداري مخاطبانش را نيز تغيير داده است.


به طور کل با وجود اينکه نمونه هايي از اين دست بارها و بارها شنيده شده اند، تنظيم درخشاني در همان جايگاه، قابل قبول و کم نقص بود. البته در اين ميانه بايد به حرکت هاي کوچکي اشاره کرد که در نوع خود حرکت هايي نوين و قابل تامل بودند؛ به طور نمونه دونوازي قيچک ها (آلتو و باس) در ابتداي يکي از تصنيف ها ايده يي بسيار جالب و ارزنده بود؛ فرود همان تصنيف با آوازخواني آزاد و وصل آن به چهارمضراب نيز در نوع خود قابل تامل بودند. ولي تمامي اينها در حد همان حرکت هاي لحظه يي بود و روح کلي سازبندي و اجرا، هماني بود که در ذهن مخاطب وجود داشت. مïدگردي کم نظير و استادانه شجريان از بيداد همايون به سه گاه را مي توان نقطه اوج کل اين برنامه دانست که به قدري ماهرانه انجام شد که جز سر تعظيم فرود آوردن در برابر مرد آواز ايران نمي توان کاري کرد. شجريان که پيشتر در زمينه مرکب خواني آثار ارزنده يي ارائه کرده بود اين بار نيز شنونده را با اين نمونه از مرکب خواني تحت تاثير قرار داد، به گونه يي که همين تغيير فضاي موسيقايي را تا حد زيادي مي توان يک حرکت حساب شده و نو برشمرد. بازگشت شجريان از سه گاه به همايون نيز بسيار با ظرافت انجام شد و يکي از نکات تحسين برانگيز در اين اجرا بود. اي کاش نمونه هايي از اين دست، کمي بيشتر در اين برنامه به چشم مي خوردند.


کلاً نقاط قوت اين کنسرت آوازخواني هاي شجريان بود که با جواب آواز هاي مناسب تکنوازان همراه بود. شجريان در اين برنامه به قدري استادانه و بي غلط خواند که نظيرش را در اجراهاي زنده نمي توان به اين آساني يافت چرا که اصولاً اشتباهات، جزيي از اجراي زنده هستند و مطمئناً کسي به مهارت خواننده (يا نوازنده) يي که در مواردي اندک دچار لغزش و خطا مي شود، شک نمي کند؛ اما اجراي شجريان فرا تر از آني بود که کسي بتواند حتي براي لحظه يي امکان خطا را متصور شود. شجريان مانند هميشه استادانه و به دور از هرگونه خودنمايي آواز خواند و از حرکات اضافي دست (که به تازگي ميان برخي خوانندگان متداول شده) دوري جست و ذهن شنونده را به جاي معطوف کردن به اين گونه حرکت هاي نمايشي و بي دليل (و در بسياري موارد آزاردهنده)، تنها به سمت موسيقي و صدا معطوف کرد که اين نشان از اوج اعتماد به نفس و اطمينان خاطر وي دارد.


نکته يي که نبايد از کنار آن به سادگي عبور کرد، اجراي بسيار خوب نوازندگان بود. تکنوازاني که شجريان را در ساز و آواز ها همراهي مي کردند نشان دادند اين شايستگي را دارند که در کنار مرد بزرگ آواز ايران بنوازند. براي مثال سينا جهان آبادي (کمانچه) از جمله اين نوازندگان بود. شاهو عندليبي (ني) نشان داد وامدار خوبي براي پيشکسوتانش است؛ محمدرضا ابراهيمي (عود) نيز هنگام جواب آواز بسيار خوب عمل کرد، هرچند در کنار نوازندگان ديگر، بيشتر در اجراي قطعات گروهي بود که تاثيرگذاري اش را نشان داد (مانند ديگر نوازندگاني که شرح وظايف شان به گروه نوازي محدود بود). در اين ميان رامين صفايي (سنتور) را مي توان بدون شک نقطه قوت اين گروه برشمرد. تکنيک بالا، درکي عالي از موسيقي، جواب آوازهاي مناسب و ذهنيت درست از گروه نوازي باعث شد به دور از هرگونه خودنمايي يک سر و گردن بالاتر از ديگر اعضاي گروه قرار گيرد. اين را نيز بايد اضافه کرد که هماهنگي اعضاي گروه شهناز در قطعات ضربي و تصنيف ها تحسين برانگيز بود و اينجا نقش مهم درخشاني در مقام سرپرست گروه، قابل تقدير است. رعايت به موقع نوانس ها، اجراي بي نقص هنگام تغيير ريتم و در کل وجود يک روحيه گروه نوازي مناسب باعث شد اين برنامه در حرفه يي ترين درجه ممکن از اجرا قرار گيرد. البته نکته يي که بسيار سوال برانگيز بود و تا حد زيادي ذهن بسياري از شنوندگان را درگير خود کرده بود، حضور مژگان شجريان در مقام نوازنده سه تار بود. چون نه تنها هيچ گونه همراهي آوازي از وي شنيده نشد، بلکه در اجراي قطعات ضربي به همراه گروه نيز در ميان انبوه صداهاي ديگر نوازندگان، نوايي از ساز وي به گوش نرسيد؛ حال اينکه سازي مانند سه تار تا چه حد در اجراي قطعات گروهي مي تواند صدادهي داشته باشد، يا اينکه صدابرداري چقدر مي تواند به بهبود اين امر کمکي کند، خود بحثي است علي السويه؛ شايد صدابرداري نه چندان مناسب باعث شد «فرزند استاد» نتواند قابليت هايش را به رخ حاضران بکشد. البته ضعف بزرگ صدابرداري در جايي مشخص مي شد که نوازنده دف (حسين رضايي نيا) گروه را همراهي مي کرد. درجه صداي ميکروفن اين نوازنده به قدري زياد بود که تمام کار گروه را به شدت تحت تاثير قرار مي داد و هر ضربه يي که به دف مي خورد مانند پتکي بود که بر سر شنوندگان کوبيده مي شد و اي کاش مسوولان صدا کمي به اين موضوع بيشتر توجه نشان مي دادند تا از کيفيت کار گروه و ارزش هاي بي بديل رضايي نيا در اجراي فوق العاده اش تا اين اندازه کاسته نمي شد.


يکي ديگر از مسائلي که در اين اجرا کمتر به آن توجه شده بود (آگاهانه يا ناآگاهانه اش بر ما پوشيده است)، تشويق تماشاگران در خلال اجراي برنامه بود. منطقاً شنوندگان بايد تا آخرين لحظه اجراي برنامه ساکت باشند و تنها در پايان آخرين قطعه به تشويق هنرمندان بپردازند؛ ولي در اجراي شنبه شب بعد از هر تصنيف، هنرمندان مورد تشويق قرار مي گرفتند که از شنونده حرفه يي بعيد است. شايد بد نباشد عوامل اجرايي در اجراهاي بعدي، قبل از شروع برنامه از حاضران تقاضا کنند تنها در پايان برنامه هنرمندان را تشويق کنند؛ روشي که در اجراهاي ارکستر سمفونيک به کار گرفته شده و جواب خوبي داده است و همين عمل تا حد زيادي به فرهنگ چگونه شنيدن کمک کرده است.

 

منبع: هنر و موسیقی

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 12:2  توسط فرمیر 

محمدرضا شجريان: صريح باشيم؛ ما مردم بم را فراموش كرده‌ايم!(به همراه گزارش تصويري)

ايسنا : نگذاريم بم فراموش شود؛ مهم‌تر از ساختن بم فراموش‌نكردن آنست؛ حالا نوبت ساير هنرهاست كه به بم كمك كنند! زماني‌كه زلزله بم رخ داد همه باهم گفتيم "بم را دوباره مي‌سازيم" اما بعد از گذشت زمان، زخم بم را فراموش كرده و حالا براي كمك به ساخت بم بايد به روش‌هاي تبليغاتي متوسل شويم.



 استاد محمدرضا شجريان، در مراسم گشايش نمايشگاه خوش‌نويسي "هم‌نوا با بم" تصريح كرد: به سبب رسالت اخلاقي كه نسبت به مصيبت‌زدگان بم داشتيم و با بهانه‌اي كه "علي‌رضا كدخدايي" هنرمند خطاط فراهم كرد، دورهم جمع شديم. دي‌ماه سال گذشته، كدخدايي، تعداد 80 تابلو خود را به من هديه كرد و من اين تابلوها را در معرض فروش گذاشتم تا درآمده حاصله صرف ساخت و تكميل پروژه‌ي "باغ هنر بم" شود.


استاد نامدار آواز ايران هدف از برگزاري اين نمايشگاه را چنين عنوان كرد ‌كه خط تنها هنري چشم‌نواز نيست، بلكه هنري است كه با زبان خاص خود معنا منتقل مي‌كند. از طرفي بارها گفته كه آواز ميراث ما را حفظ مي‌كند و بر اين باور است كه آواز و خط خويشاوند يكديگرند.


او از حاضران اجازه ‌خواست با هدف ديگرش را در غالب كنايه بيان كند. بنابراين افزود: گاه به استعاره و در لفافه از آن سخن گفته‌ام؛ ولي امروز مي‌خواهم صريح‌تر حرف بزنم، دستاوردهاي هنر ايراني و الا و در خور ستايش است و بخش‌هايي از آن نه تنها ميراث ايراني بلكه ميراث جهاني است؛ انديشمنداني چون حافظ، مولانا، فردوسي نه تنها به ايران كه به جهان تعلق دارند، من شيفته‌ي اين فرهنگم. هركس با اين فرهنگ آشنايي داشته باشد دل به آن مي‌سپارد. با اين‌حال بايد بگويم ما ايرانيان صفاتي هم داريم كه پسنديده نيست. يكي از مهم‌ترين آن‌ها فراموش است. ما ملتي فراموش كاريم، خيلي‌زود فراموش مي‌كنيم. روزي كه زلزله مهيب بم رخ داد همه خود را مصيبت‌زده دانستند. بم بخشي از تن ما بود كه زخم برداشت. همه‌ي ما درد اين زخم را بر روان خود احساس مي‌كرديم؛ به بازماندگان قول‌هاي زيادي داديم و از اين‌كه در كنار شما بم را دوباره مي‌سازيم گفتيم؛ اما رفته‌رفته درد زمان بر دل ما نشست و در مسايل روزمره خود گرفتار شديم؛ فراموش كرديم كه بم بخشي از تن ما بود و زخم بم را فراموش كرده‌ايم، اكنون به‌جايي رسيده‌ايم كه ديگر نام بم دل كسي را نمي‌لرزاند، تصوير زندگي درون كانكس‌ها اندوهي نمي‌آورد؛ صريح‌تر بگويم، ما مردم بم را فراموش كرده‌ايم؛ ما هم‌چنان فراموش‌كار شده‌ايم كه براي كمك به بم بايد به روش‌هاي تبليغاتي متوسل شويم؛ بايد ترفند بزنم تا ياد هم‌وطنان رنجيده خود بيافتم؛ اين رسم خوبي نيست.



وي ادامه داد: من همواره ستايش‌گر مردم اين سرزمين بوده‌ام، ولي نمي‌توان از اين نقص فرهنگي سخني نگويم. اين نكته‌اي است كه مرا آزار مي‌دهد؛ اين روزها انگيزه‌ي من براي شركت در مراسمي از اين دست فقط ساختن "باغ هنر" بم نيست. مهم‌تر از ساختن بم فراموش‌نكردن آن است. مدت‌هاست كه در جلسات رسانه‌يي و مناسبت‌هاي مختلف مي‌گويم كه نگذاريم مردم بم فراموش شوند. مردم بم سرانجام آن را خواهند ساخت؛ فراموشي از خود ما قرباني مي‌گيرد؛ فراموشي به درون زندگي ما نفوذ مي‌كند، همه‌جا را دربر مي‌گيرد؛ در يك‌جا نمي‌ايستد، مثل موريانه از درون مي‌پوساند. اول بم را فراموش مي‌كنيم، بعد يكديگر را و حتا نزديكان خود را فراموش مي‌كنم. از ياد مي‌بريم كه در سرزميني زندگي مي‌كنيم كه بلاياي طبيعي سرشت آن است؛ چنان‌چه فراموش كرده‌ايم كه در كشوري زلزله‌خيز زندگي مي‌كنيم. آن‌گاه مصيبت در فراغ حاصل از فراموشي دستي بازتر براي يغما دارد.


او گفت: امروز اين نمايشگاه براي كمك به بم و مصيبت بم برگزار شده است گامي كه براي كمك به بم برمي‌داريم، گامي است براي گريز از فراموشي و احياي خاطره‌ي ما؛ نگذاريم مردم بم فراموش شوند، تو كز مكارم عالمي ديگري، وفاي عهد من از خاطرات به در نبري.



يدالله كابلي هم گفت: شجريان يكي از تيرك‌هاي عظمت، عزت و آبروي سرزمين ايران به‌شمار مي‌آيد و نه فقط يك خواننده.


اين استاد خوش‌نويس ايراني، در مراسم نمايشگاه "هم نوا با بم" از شخصيت محمدرضا شجريان در عرصه‌ي موسيقي به عنوان دردانه‌ي آواز ياد كرد و گفت: مسأله، مسأله‌ي حركت و انديشه‌اي است كه در راه سربلندي اين مملكت برداشته‌ و قدمي است كه براي بازسازي فضاي عظيم اولين شهر باستاني ايران برداشته شده است و استاد نگاهي اسطوره‌اي به تاريخ ايران داشته‌اند و با گامي بلند قصد تجديد اين بنا را دارند.


وي گفت: اهداف آرماني استاد شجريان مرا به ياد 40سال پيش مي‌اندازند در كلاس‌هاي خوش‌نويسي در محضر استاد حسين ميرخاني؛ يادم مي‌آيد كه جان مايه‌هاي فكري و انديشه‌هاي بلند ايشان درباره‌ي آواز از يك جذابيت و محبوبيت نزد استاد ميرخاني برخوردار بود، به‌طوري كه زماني كه استاد به مسافرت مي‌رفت، شجريان مسؤوليت اداره‌ي موسسه‌ي استاد سيدحسين را عهده‌دار بود.


به تعبير او، دو هنر است كه مستقيما به سرچشمه‌ي فيض متصل‌اند، خوش‌نويسي و موسيقي آوازي كه در هردو مطرح‌اند، شجريان يكي از تيرك‌هاي عظمت، عزت و آبروي سرزمين ما به‌شمار مي‌آيند و نه فقط يك خواننده؛ او يك منشور چند وجهي‌ است در بعد ادب و اخلاق و در بعد ميهن‌پرستي و در بعد رسالت‌هايي كه در كار موسيقي داشته است.


او تاكيد كرد: استاد محمدرضا شجريان جدايي از موسيقي به عنوان انساني بزرگ و انساني صاحب انديشه در تاريخ مملكت ما باقي خواهد ماند.


كابلي گفت: اعتقاد دارم كه هيچ اثر هنري پديد نمي‌آيد مگر اين‌كه هنرمند صاحب اثر پشت تلاش خود اين نگاه مالامال از عشق و اين نگاه‌هاي لبريز از شوق را شاهد باشد، بنابراين ما شاهد هستيم كه درهمين هفته گذشته بيش از 30 هزار نفر مشتاق ديدن استاد و شنيدن آواز او بودند در هر هفته‌اي هم اگر اين برنامه تا آخر سال تكرار شود اشتياق در دل مردم بزري است كه كاشته شده و اجتناب‌ناپذير است.


وي بيان كرد: گمان مي‌كنم صداي دلنشين استاد شجريان نگاهي اهلي است بر حنجره‌ي وجود او، ديگر فقط صحبت دست نيست، دست و دل و وجود دل در كارند؛ اميدوارم اين نيت خير استاد شجريان با كمك و همت عالي ملتي كه هم‌چنان به‌وجود استاد شجريان اعتقاد دارند برقرار بماند.
علي جمشيدي - مدير گالري شمس - نيز در سخناني ابراز كرد: مجموعه حاضر، مجموعه‌ي خوش‌نويسي‌هاي استاد كدخدايي شامل 80 اثر است كه 20 اثر آن مربوط به برادران هنرمند صحراگرد است و فردا به‌مجموعه‌ آورده مي‌شود. مضمون‌ آثار كدخدايي تماما براساس اشعاري است كه توسط استاد شجريان طي 50 سال به‌صورت آواز برگزار شده است.



وي ادامه داد: قرار است كه اين نمايشگاه، نمايشگاه فروش همتِ عالي باشد كه بتواند جريان‌سازي شود براي كمك به باغ هنر بم و اميدوارم اين يك اتفاق يك‌بار نباشد و نهادينه شود و هرسال بتوانيم براي كمك به بم نمايشگاه داشته باشيم.


جمشيدي خاطرنشان كرد: اين همت بزرگي را كه استاد داشت كار تازه‌اي نيست؛ هنرمندان براي كارهاي خيريه همواره گام برمي‌دارند ولي چهره‌ي اين حركت به‌خاطر شجريان خاص است.


وي بيان كرد: در مورد قيمت آثار بحث‌هاي زيادي بود كه كارشناسي شود، ما قيمت آثار را براساس كارشناسي مجموعه و گالري شمس و اساتيد به‌صورت ليست قيمت ارايه مي‌كنيم و اميدواريم كه استقبال به‌صورت همت‌عالي باشد، مجموعه‌هاي مثل فرهنگستان، كلكسيونرهاي خصوصي از اين آثار استقبال و خود را كانديداي خريد كردند.


به گفته‌ي‌ او، قرار است كه به خريداراني كه به اين جريان كمك كنند لوح تقديري از سوي شجريان هديه مي‌شود؛ ضمن اين‌كه اين مجموعه به‌صورت كتاب نفيس در قطع رحلي چاپ مي‌شود و اسامي خريداران و قيمت خريداري شده زير اثر قيد خواهد شد؛ ضمنا در يك بسته‌بندي آثار منتخب نمايشگاه چاپ شده كه در معرض عموم بوده و عوايد حاصل از فروش آن‌ها ‌هم براي كمك به باغ هنر بم است.


وي ابراز اميدواري كرد كه با استقبال مادي و معنوي بتوان اين حركت را نهادينه كرد و بتوان هر ساله در همين‌ مكان مراسمي براي كمك بم داشته باشيم.


-به گزارش ايسنا، نمايشگاه آثار خوش‌نويسي علي‌رضا كدخدايي اهدايي به استاد آواز ايران از هشتم تيرماه‌جاري در فرهنگسراي نياوران ادامه دارد.


-اين نمايشگاه شامل 80 اثر خوش‌نويسي است كه علي‌رضا كدخدايي آن‌ها را كتابت كرده است.


-او آثار كتابت شده را از ميان 50 سال فعاليت استاد شجريان در حوزه‌ي آواز و تصنيف انتخاب و به رشته‌ي تحرير درآورده است.


-آثار عرضه‌شده در اين نمايشگاه با قيمت‌هاي "همتِ عالي" درنظر گرفته شده است كه صرف ساخت و تكميل پروژه‌ي "باغ هنر بم" خواهد شد.


-در مراسم افتتاحيه امضا و عكس يادگاري گرفتن ار استاد نامي آواز ايران بيش از سه ساعت به‌طول انجاميد.


-طبق اعلام جمشيدي به خبرنگار ايسنا، در اين مراسم 100ميليون تومان اثر به‌صورت نقدي به‌فروش رسيده و 50 ميليون تومان هم اثر براي فروش رزرو شده است. گران قيمت‌ترين تابلو با همت عالي 20ميليون تومان خريداري شد.


-استاد كابلي تابلوي "سياره‌ي عشق" از مجموعه‌ي شخصي را به استاد شجريان اهدا كرد و او هم تابلو را براي فروش در جهت كمك به بازسازي بم قرار داد.

***************************

موضوعات مرتبط:

شجريان : تنها 20 درصد هزينه‌هاي ساخت «باغ هنر بم» تأمين شده است

****************************

منبع:هنر موسیقی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 20:49  توسط فرمیر  | 

درخشاني: غیبت رسانه ها در کنسرت اخیر شجریان یک سوءتفاهم است

مجید درخشانی نوازنده تار گروه موسیقی "شهناز" با بیان این مطلب در خصوص چگونگی برقراری ارتباط دو سویه بین رسانه وهنرمند گفت : گروههای موسیقی جوان در بدو ورود به عرصه موسیقی از طریق رسانه ها به مخاطب و جامعه هنری معرفی و رفته رفته شناخته می شوند و یا حتی هنرمندان سرشناس هم از همین طریق مورد ارزیابی قرار می گیرند بنابراین به نظر من چگونگی حضور نماینده رسانه ها در کنسرت اخیر استاد شجریان بیشتر یک سوءتفاهم است.


وی درادامه افزود : زمانی که یک گروه موسیقی کنسرتی را در دو یا سه شب می گذارد تنها چهارهزارنفر موفق به دیدن کنسرت می شوند ولی این تعداد کافی نیست به همین دلیل حضور رسانه ها به عنوان پل ارتباطی بین هنرمند با مخاطب بسیار موثر است چرا که گروه جوانی مثل "خورشید" از طریق رسانه ها شناخته و ارزیابی شد. از همین رو، وجود رسانه های خبری در پیشرفت یک گروه و ارزیابی اثر یک هنرمند نه تنها موثر بلکه لازم و ضروری است نقد درست و کارشناسی و یا یک اطلاع رسانی به جا در موفقیت و یا عدم موفقیت گروههای موسیقی تاثیر دارد و در برخی موارد مسیر کار یک هنرمند را تغییر می دهد.


عضو گروه موسیقی "شهناز" در ادامه خاطرنشان کرد : برای اولین است که استاد شجریان با گروه جوانی چون " شهناز" همکاری می کند و انعکاس این مطلب می توانست امید وانگیزه در جوانهای فعال در عرصه موسیقی ایجاد کند ولی متاسفانه آنگونه که باید این کنسرت از طریق رسانه ها منعکس نشد. البته این سئوال برای خود من پیش آمد که آیا خبرنگاران به این کنسرت دعوت شده اند یا خیر و وقتی که جویا شدم پاسخ مثبت شنیدم ولی وقتی اخبار این کنسرت را به طور محدود در برخی خبرگزاریها و یا سایتها خواندم متوجه شدم که  خبرنگاران دعوت نشده اند چون اگر دعوت شده بودند این کنسرت به خوبی پوشش خبری داده می شد.


مجید درخشانی در پایان به مشکلات فنی این کنسرت اشاره کرد و گفت : بزرگترین مشکل موجود در این کنسرت مسئله صدای سالن بود که متاسفانه بعد از چند شب اجرا هنوز هم این مشکل حل نشده است اما با این اوصاف اجرای اعضای گروه "شهناز" بسیار خوب بود و از سوی دیگر حضور استاد شجریان بسیار متفاوت بود و همچنین صدای ایشان بیش از گذشته در اوج بود.

منبع:خبرگزاری مهر

***************************************

مطالب مرتبط:

شجريان از رشد كيفي موسيقي سنتي گفت

دعوت گزینشی و سعه صدر استاد شجریان

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 11:4  توسط فرمیر 

استادشجريان: درآمدي از كنسرت من به آرامگاه شمس اختصاص نمي‌يابد

در نشست رسانه‌اي كه ظهر امروز با حضور محمدرضا شجريان ، يونس شكرخواه مشاور مطبوعاتي شجريان، محمد رفيعي مسؤول برگزاري كنسرت شجريان و مژگان شجريان در موسسه فرهنگي هنري آسمان فرهنگستان هنر برگزار شد، شجريان در پاسخ به اين سوال كه با وجود ناتمام بودن پروژه باغ هنر بم چرا عوايد اين كنسرت به آرامگاه شمس تبريزي اختصاص مي‌يابد، گفت:ما همچنان براي بم نياز به كمك داريم و متاسفانه كمك‌هاي دائمي نيز به ما نمي‌رسد. در واقع كارهاي‌مان در حالت تعطيل است چرا كه زمان احداث اين پروژه هزينه كل ساختمان 5/2 ميليارد تومان تخمين زده شده بود در حالي كه با افزايش قيمت‌ها در ساخت و ساز اين مبلغ به 5/5 ميليارد تومان رسيده و اين در حالي است كه تاكنون كمك‌هاي مالي مردم براي احداث اين پروژه به يك ميليارد هم نرسيده است.
وي با بيان اينكه قرار نيست ما براي بازسازي آرامگاه شمس كمك مالي داشته باشيم، اظهار داشت: تنها هدف ما يادآوري بنياد شمس تبريزي است. چرا كه دلمان مي‌خواهد مردم با اين مرد با انديشه و عرفان بيشتر آشنا شوند و ما نيز بتوانيم نام بزرگان‌مان را گرامي بداريم.
شجريان در خصوص انتخاب گروه جوان شهناز، افزود: اجرا با اين گروه، دليل جدايي من از گروه آوا و حتي عليزاده و كلهر نيست چون من از اين هنرمندان جدا نشده‌ام، بلكه از آنجا كه هنرمندان دوست دارند در زمان‌هاي مختلف با هم كار كنند، بر اين اساس من هم هر چند وقت يكبار سعي مي‌كنم گروه جديدي را انتخاب كنم.
وي ادامه داد: موسيقي ايران، بر روي تك‌نوازي و خوانندگي مي‌چرخد اما از آن جايي كه ايراني‌ها هميشه مي‌خواهند اركسترهاي بزرگي تشكيل شود، من نيز به درخواست «مجيد درخشاني» به خاطر تنوع در كارم اين گروه را به خاطر ارادتي كه به استاد شهناز دارم با اين نام تشكيل دادم.
شجريان با اشاره به اجراي خارجي اين گروه، گفت: متاسفانه ما براي اجرا با اركسترهاي بزرگ در خارج از كشور حرفي براي گفتن نداريم چراكه آنجا اركسترها به قدري قوي هستند كه ما جوابگوي آنها نيستيم. از طرف ديگر موسيقي ايراني به خاطر بداهه نوازي و تكنوازي در دنيا مخاطب دارد بر اين اساس ما گروه‌هاي كوچكتري را براي اجرا به خارج از كشور مي‌بريم.

* ما در تونلي هستيم كه هيچ راه برگشتي نداريم
اين خواننده با بيان اينكه گروه آوا به قوت خودش باقي است، بيان داشت: ما با اين گروه در خارج از كشور، باز هم كنسرت خواهيم داشت در مقابل اين گروه جديد نيز از همه نظر مورد تاييد من است و چهار ماه است كه تمرينات خودشان را براي اين كنسرت انجام دادند. در اين چند شب اجرا نيز از كارشان بسيار راضي بودم اما به جهت مشكلات فراوان صدابرداري نتوانستيم كار خوبي را به مردم ارائه كنيم، اما در آينده احتمال افزودن سازهاي ديگر به اين گروه وجود دارد تا بتوانيم آن را مجهزتر كرده و از آهنگسازان بزرگ، قطعاتي را براي اجرا دريافت كنيم.
وي درباره برگزاري كنسرت با بزرگاني چون عليزاده، مشكاتيان و... گفت:تاكنون براي اين اجرا برنامه‌ريزي نشده اما امكانش هميشه فراهم است. اما اين را هم بايد در نظر گرفت كه همه بايد بخواهند. ما مشكلات اساسي با هم نداريم و دوستي‌مان همچنان حفظ است و هيچ بعيد نيست من با مشكاتيان ، لطفي، عليزاده ، پيرنياكان و ... برنامه‌اي داشته باشم.
شجريان در عين حال گفت: اما اين نكته نيز وجود دارد كه اگر ما در دوران جواني در كنار هم كار كرديم، حال و هوايي داشتيم كه هم اكنون ممكن است آن حال و هوا نباشد و به عقيده من، تكرار آن برنامه‌هاي قبل، محال است چرا كه در هر كار هنري اتفاق تازه‌اي مي‌افتد و به جايي مي‌رسيم كه ديگر راه برگشتي نداريم در واقع ما در تونلي هستيم كه هيچ راه برگشتي نداريم.


* اين شاگردان اساتيد آينده موسيقي هستند
شجريان تصريح كرد: من به جوانان بيشتر بها مي‌دهم تا بتوانم آنها را معرفي كنم چرا كه اين شاگردان اساتيد آينده موسيقي هستند.
شجريان با اشاره به اينكه من به آينده موسيقي ايران خوش‌بين هستم ،اظهار داشت: حدود 20 سال پيش به اندازه اكنون آنقدر هنرجوي موسيقي به چشم نمي‌خورد اما بعد از گذشت اين همه سال، شاهد اين هستيم كه هنرجويان با استعداد يكي پس از ديگري به صحنه مي‌آيند، به طوري كه هم اكنون تعداد اين افراد به 200 برابر رسيده است.
وي ادامه داد: در زمان‌هاي گذشته من با تأسف خودم را به عنوان خواننده معرفي مي‌كردم اما سال‌ها با عشق و علاقه كار كردم تا بتوانم اين هنر را حفظ كنم. در حال حاضر نيز تمام ابعاد موسيقي از جمله سازسازي، تك‌نوازي و ... رشد خودش را كرده و اين نويدي براي ما و جامعه است كه موسيقي ميرا نيست بلكه زنده و آفتابش جاودانه است.


* برپايي كنسرت ما هميشه با شايعاتي همراه مي‌شود
به گزارش فارس، در ادامه اين نشست شجريان در خصوص برخي مشكلات كنسرتش گفت: برپايي كنسرت ما هميشه با شايعات و ضد و نقيض‌هايي همراه مي‌شود و با مطرح شدن آنها حقايق گم مي‌شود، اما به طور كلي مشكلاتي كه بيشتر در كنسرت‌هاي من اتفاق مي‌افتد صرفا به خاطر اشتياق زياد مردم است و ما نمي‌توانيم اين خواسته را به دليل مشكلات زياد به آساني حل كنيم.
وي ادامه داد: تنها اميدوارم دست‌اندركاران و شهرداري‌هاي كشور سالن‌هاي متعددي را براي كنسرت احداث كنند چرا كه هر سالني ، سالن كنسرت نيست و ما اين امكان را نداريم كه بتوانيم در مكان‌هاي مختلف اجرا داشته باشيم.
استاد آواز ايران بيان داشت: متاسفانه در ايران تنها تالار بزرگ كشور پاسخگوي تعداد زياد مخاطبان است و اين تالار نيز از نظر آكوستيك فوق‌العاده بد است و ما نمي‌توانيم به درستي جوابگوي مردم باشيم چرا كه دستگاه‌هاي صوتي ، سالن و ... استاندارد نيستند.


* من در دهه 50 هم مشكل فروش بليت داشته‌ام
در ادامه اين نشست، رفيعي مسئول برگزاري اين كنسرت در خصوص فروش اينترنتي بليت‌ها گفت: اولين تجربه ما در اين نوع فروش براي كنسرت همنوا با بم بود و با اين ديد براي كنسرت‌هاي بعدي در حجم وسيع‌تر برنامه‌ريزي كرده‌ايم چرا كه مي‌خواستيم ديگر صف‌هاي طولاني براي فروش بليت تشكيل نشود كه به دنبال آن برخي از مشكلات نيز حل شود، البته نظر استاد نيز بر اين است كه بليت‌ها عادلانه و در طيف وسيعي توزيع شود، اما به هر حال هر كاري مشكلات خاص خود را دارد اما اين نبوده كه بليت‌هاي خريداري شده از طريق اينترنت به دست كسي نرسيده باشد.
شجريان نيز در اين‌باره گفت: مشكل‌ترين كارها براي ما صرف‌نظر از سالن‌ها ، ارائه بليت به شكل عادلانه بين مردم بوده ولي هر بار هر كاري كرديم عده‌اي از آن ناراضي بودند من از سال 1350 كنسرت‌هايم را شروع كردم و از همان زمان نيز مشكلات فروش بليت را داشته‌ام.
وي با اشاره به فروش گيشه‌اي اظهار داشت: متاسفانه در فروش گيشه‌اي عده‌اي سودجو تعداد زيادي بليت خريداري مي‌كردند و در كنار اينها نيز افرادي از مراكز فروش بودند كه تعدادي بليت را براي مجموعه خود بر مي‌داشتند و اين عامل بازار شديد سياه بليت را فراهم مي‌كرد.به طوري كه حتي اين افراد بليت‌ها را در مقابل در تالارها به نام دل‌آواز 2 به قيمت گزاف مي‌فروختند.


* نوار كنسرت از ماه‌ها پيش در استوديو ضبط شده است
وي در خصوص شرايط برگزاري اين كنسرت گفت: من تا 11 شب قبل از كنسرت نمي‌دانستم كه فردا اين برنامه برگزار خواهد شد يا نه و دست‌اندركاران تالار ساعت 10 صبح اجازه ورود را به ما دادند و در اين مدت كوتاه توانستيم طراحي دكور و تنظيم صدا را انجام دهيم.
شجريان در خاتمه خاطر نشان كرد: نوار اين كنسرت از ماه‌ها پيش در استوديو ضبط شده و هم اكنون نيز در حال ميكس آن براي انتشار هستيم.

 

منبع:خبرگزاری فارس

+ نوشته شده در  جمعه هفتم تیر 1387ساعت 10:59  توسط فرمیر 

عکسهای کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز

استاد شجریان

 

استاد و گروه شهناز

 

استاد شجریان و استاد درخشانی

 

استاد شجریان

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 11:6  توسط فرمیر  | 

مصاحبه شهروند امروز با همایون شجریان

این روزها، محمدرضا شجریان با گروه جدیدش «شهناز» دور جدید کنسرت‌هایش را در ایران برگزار می‌کند. او همین چند روز پیش از تور آمریکای شمالی خود همراه با گروه آوا به وطن بازگشت و پس از استراحتی  بسیار کوتاه ،تمرین با گروه جدید را برای اجراهای جدیدش اغاز کرد.گروه شهناز،مثل اغلب گروههای استادآواز ایران، دو شجریان را در خود می بیند،این بار اما شجریان دوم ،همایون نیست و خواهرش مژگان به جای او در گروه شهناز پدر را همراهی میکند.همایون قرار است دقیقا دو ماه دیگر همراه با گروه دستان اولین کنسرتهای مستقلش را در ایران برگزار کندو پدر او را از همراهی با گروه شهناز معاف کرده تا با تمرکز بیشتری به اولین کنسرت مستقلش در ایران بپردازد.اما همایون هم در تور امریکای شمالی همراه پدر بود و حضور درخشانش در این کنسرتها مورد توجه رسانه های امریکا و کانادا هم قرار گرفت.یکی از  همکاران ما در  آمریکا، گفت‌وگویی با او داشته که به گوشه‌های جدیدی از زندگی او نظر انداخته است.امیدواریم همایون شجریان به قول پیش از سفر به تور امریکا شمالی خود به شهروند امروز وفادار بماند و ما با او گفت و گویی تخصصی درباره موسیقی و فعالیتهای امروز و دیروز و فردایش داشته باشیم.


 

اولين بار كه چهره‌ی شما را ديدم، به‌نظرم رسيد كه صورت خيلی آرامی داريد. آيا شخصيت‌تان هم آرام است يا ماجراجو و كنجكاو هستيد؟

برداشتی كه خودم از شخصيت خودم دارم اين است كه دوره‌های مختلفی را طی كرده‌ام. زمانی آدم خيلی اكتيو و شيطانی بودم ولی در كنار آن موسيقی بخش ديگری از زندگی‌ام بود كه از من چيز ديگری می‌ساخت. وقتی موسيقی اجرا می‌كردم همه‌چيز با آن هماهنگ می‌شد؛ ولی در زندگی روزمره‌ام دنبال ورزش و كارهای مختلف ديگر بودم. احساسات مختلفی برايم پيش می‌آيد كه باعث می‌شود گاهی خيلی شاد باشم، بعضی وقت‌ها پرحرف و گاهی كم‌حرف شوم. اين‌ها لايه‌هايی است كه در درونم جاری می‌شود. در اينكه آدم خيلی احساساتی‌یی هستم و اين مسئله گاهی باعث آزارم هم شده شده، شكی نيست. ولی در كنار آن منطقی هم هستم. يعنی احساسات و منطق هميشه تحت كنترلم است. همه‌ی اين‌ها گاهی از من يک چهره‌ی خيلی شاد، گاهی چهره‌ای غمگين و آرام و گاهی عصبانی می‌سازد. من هيچ‌وقت خودم را در يک رفتار خاص محصور نمی‌كنم و شايد اين خاصيت كسانی باشد كه در ماه‌های ارديبهشت يا خرداد متولد می‌شوند. البته من از طالع‌بينی خيلی سر درنمی‌آورم ولی من در مرز ارديبهشت و خرداد، يعنی ٣١ ارديبهشت متولد شدم. به‌هر حال كاراكتر اين آدم‌ها اين‌طور است كه گاهی شاد و گاهی آرام هستند و چند چهره‌ی مختلف دارند.

وقتی از همايون شجريان ياد می‌شود همه نسبت به او نظر خوبی دارند؛ در حالی كه انسان‌های معروف هميشه در معرض شايعات مختلف هستند. دليلش چيست؟

اين لطف مردم است، ولی هيچ‌وقت در رابطه‌های من تنفر جايی نداشته است. حتی از كسانی كه به من بدی كرده‌اند يا خصومتی داشته‌اند يا در مسائل اقتصادی سرم را كلاه گذاشته‌اند، نتوانسته‌ام متنفر باشم. از اين‌جهت در زندگی خيلی راحت هستم و از اين بابت غم و غصه‌ای ندارم و هر مرحله‌ی سختی را كه در زندگی‌ام پيش بيايد، به راحتی حل می‌كنم و اين موضوع به من آرامش می‌دهد. به‌همين خاطر هيچ‌وقت كسی را آزار نمی‌دهم و اگر رنجش از طرف من اتفاق افتاده، ناخواسته بوده است.

فكر می‌كنيد پسر محمدرضا شجريان بودن در اين آرامش چقدر مؤثر بوده است؟ آيا آقای شجريان اصولاً فرد آرامی هستند؟

نمی‌دانم تأثير داشته يا نه. البته هر كسی تربيتش را در درجه‌ی اول از خانواده‌اش كسب می‌كند؛ ولی من از سنين كودكی رفتارهايم را مورد توجه قرار می‌دادم و در خانواده كسی به من نگفت كه چگونه باشم. در زندگی من هميشه يک پروسه‌ی سنجش وجود داشته كه باعث شده رفتارهايم را مورد نقد قرار دهم و از كارهای ناشايست حذر كنم. البته هيچ‌وقت به دنبال خودسانسوری هم نبوده‌ام و هر كاری كه دلم می‌‌خواسته انجام داده‌‌ام و كارهايی را كه باطناً تمايلی به انجامشان نداشتم، هم انجام ندادم. مثلاً سيگار و مواد مخدر هيچ‌وقت برای من جذابيتی نداشته و به سمت آن كشيده نشدم. دقيقاً نمی‌دانم تربيت خانوادگی يا وجود شخص با وجهه و بار فرهنگی در خانواده چقدر مؤثر بوده اما مسلماً بی‌‌تأثير نبوده است و خانواده و افرادی كه انسان با آنها معاشرت می‌كند، به شخصيتش شكل می‌دهند.

وقتی ١۵ ساله بوديد چه نوع موسيقی‌ای گوش می‌كرديد؟ آيا تا به‌حال مثلاً Pink Floyd گوش كرده‌ايد؟

بله، زياد. من The Wall پينک‌فلويد را خيلی گوش می‌كردم. بعضی از موسيقی‌ها در يک سبک و شيوه‌ی خاصی اجرا می‌شود و مربوط به يک فرهنگ خاصی است، بايد اين موسيقی را شناخت. سليقه‌ی من موسيقی ايرانی است كه من جوانب آن را بهتر می‌شناسم. موسيقی ايرانی با شعر سروكار دارد و كلام را در آن می‌توانيم پيگيری كنيم و مفاهيم آن را درک كنيم. اين موسيقی سخت‌تر است ولی كلام موسيقی برای من خيلی مهم است. گاهی يک كلمه در يک موسيقی پاپ يا سنتی می‌شنوم كه از كل آن موسيقی برای من جذاب‌تر و زيباتر است. من اين اخلاق را دارم كه هيچ‌وقت در مورد چيزی پيش‌داوری نمی‌كنم. مثلاً فكر نمی‌كنم موسيقی پاپ لزوماً بد است يا موسيقی سنتی عالی است! موسيقی سنتی هم می‌تواند خيلی بد اجرا شود. مهم اين است كه هنرمند‌ اثر را چطور اجرا می‌كند و اين موسيقی از چه انديشه و چه جايگاهی برخاسته است. گاهی اوقات يک موقعيت ويژه، موسيقی خاصی را می‌طلبد. بعضی وقت‌ها موسيقی‌یی كه من دوست دارم، اصلاً مناسب فضا نيست. وقتی ١۵ ساله بودم علاقه‌ی زيادی به موسيقی كلاسيک غربی داشتم. حتی آن زمان كمانچه می‌زدم و سعی می‌كردم قطعات كلاسيک غربی را تمرين كنم. البته نواختن قطعات كلاسيک با كمانچه كار خيلی عجيبی بود؛ ولی اين تنها كاری بود كه می‌‌توانستم بكنم تا كاری كلاسيک را بنوازم، چون ساز ديگری بلد نبودم. به اين ترتيب سعی می‌كردم با اين كار هم تكنيک كمانچه‌ام را بالا ببرم، هم عطش نواختن قطعات كلاسيک را برطرف كنم. خيلی به سازهای كلاسيک كشش داشتم؛ ولی می‌‌دانستم اگر بخواهم در كمانچه‌نوازی به درجات بالا برسم بايد تمام عمرم را بگذارم و روزی ١٨ ساعت فقط ساز بزنم. ولی من می‌خواستم حتماً آواز كار كنم و روی آن خيلی متمركز بودم و به‌خاطر آواز سازهای ايرانی ديگر را هم رها كردم. در آن سن و سال، علاوه بر موسيقی كلاسيک، كارهای قدمای موسيقی ايرانی را هم گوش می‌كردم تا تكنيک‌شان را ياد بگيرم. موسيقی پاپ را هم در جای مناسب خودش خيلی استقبال می‌كردم.

شما اسم «محسن نامجو» را شنيده‌ايد؟

چند وقت پيش يک سريالی پخش می‌شد كه صدای ايشان را از طريق آن شنيدم؛ ولی متأسفانه كارهای ايشان را گوش نكرده‌ام. البته روی تيتراژ آن سريال هيچ دقت خاصی نكردم؛ ولی چون بعدها شنيدم كه كارهای ايشان علاقه‌مندان زيادی در ايران دارد، آن سريال را به‌خاطر آوردم. شنيده‌ام كه از كار و سبک ايشان خيلی استقبال شده است.

می‌خواستم اگر كارهای ايشان را شنيده‌ايد، نظر شخصی‌تان را بدانم.

نظر شخصی خيلی سليقه‌ای است. حتی در مورد كارهای خودم همين‌طور است. من وقتی آواز می‌خوانم از اجرا بيشتر لذت می‌برم تا وقتی آن را گوش می‌كنم. چون زمان اجرا حس و حال خاصی به من دست می‌‌دهد و احساس می‌كنم كه خودم را خالی می‌كنم و حرفم را می‌زنم و آن لحظه به‌نظرم خيلی واقعی می‌رسد.

در موسيقی آوازی ايران، هميشه دو اسم به‌چشم می‌‌خورد. در يک‌سو «محمدرضا شجريان» و در سمت ديگر «شهرام ناظری». از خوش‌شانسی موسيقی ايران هر دوی اين دو نفر فرزندانی را تربيت كرده‌اند كه هر دو به موسيقی ايرانی علاقه‌مند هستند و آن را گسترش داده‌اند. برای من به‌عنوان كسی كه به موسيقی سنتی علاقه‌‌مندم چند بحث مطرح می‌شود، يكی بحث تقليد است. خيلی از كارشناسان عقيده دارند كه صدای شما كپی صدای پدرتان است و اين به‌نظرم يک تقليد است. از طرف ديگر كسی مثل «حافظ ناظری» می‌‌گويد من نمی‌خواهم شهرام ناظری دوم باشم و كلاً سبک ديگری را دنبال می‌كند. حافظ ناظری در سن ٢٠ سالگی ايران را ترک كرده، به نيويورک آمد تا كار جديدش را شروع كند، همايون شجريان می‌توانست خيلی قبل‌تر از ايران خارج شود و كار جديدی انجام دهد. چرا اين اتفاق نيفتاد؟ آيا اين به همان شخصيت آرام شما برمی‌گردد؟ چون گفته می‌شود كه همايون شجريان هنوز از زير سايه‌ی پدرش بيرون نيامده است.

در مورد بخش اول سؤالتان كه گفتيد ٢ اسم در موسيقی آواز ايران وجود دارد، بايد بگويم كه اسم‌های زيادی وجود دارد، گذشتگان به جای خود، اما در عصر حاضر هم خوانندگان خوب زيادی وجود دارند كه زحمت زيادی می‌كشند و شنونده‌های خودشان را دارند. در درازمدت زمان تعيين می‌كند چه كسانی كارهای مفيدی ارائه داده‌‌اند. من فكر می‌كنم هر كس كه تكنيكش را به حدی رسانده كه وارد اين حلقه شود، هر چقدر كه بالاتر برود به مركز حلقه نزديک‌تر می‌شود. اينكه هر كس چقدر خودش را به مركز حلقه نزديک كند به هنرمندی و مهارت خودش بستگی دارد. به‌نظر من همين كه كسی وارد اين حلقه شود هنوز از اين خانواده است. در خانواده هم همه يكديگر را دوست دارند؛ ولی بعضی‌ها مسئوليت بيشتری دارند يا كار بيشتری از دست‌شان برمی‌آيد، توانايی همه مثل هم نيست. به‌نظر من در دنيای هنر تمام كسانی‌كه وارد حلقه می‌شوند، دستشان در دست هم است. به‌همين خاطر من هيچ‌وقت خودم را با كس ديگری مقايسه نكرده‌ام، نه خودم را بالاتر ديده‌ام و نه به كسی حسادت كرده‌ام.

ولی راجع‌به بخش دوم سؤالتان بايد بگويم كه برای خارج شدن از ايران بايد خيلی مستقل‌تر می‌بودم. من از سنين پايين در ٢١ سالگی ازدواج كردم و خارج شدن از ايران از نظر احساسی خيلی سخت بود. كار آواز كه من روی آن متمركز بودم را نمی‌توانستم خارج از ايران دنبال كنم و احساس نياز به پيگيری كاری ديگر را در خودم نمی‌ديدم. الآن هم همين‌طور است. هر هنرمندی به‌خاطر يک انگيزه‌ای كار می‌كند. مثلاً در مورد حافظ كه شما مثال زديد از صميم قلب اميدوارم در راهش موفق باشد. البته خيلی وقت است كه از حافظ بی‌خبرم. سه‌، چهار سال پيش در كنسرت نيويورک او را ديدم و بعد از آن ديگر خبر ندارم؛ ولی از آنجا كه می‌دانم حتماً هدف بزرگی دارد و افق مهمی را می‌بيند، آرزو می‌كنم كه موفق باشد. اما من در خودم هيچ‌وقت اين نياز را احساس نكردم و قطعاً اگر اين انگيزه در من به‌وجود بيايد جنبه‌ی خودنمايی پيدا می‌كند و موفق نخواهم بود. تا نياز به رسيدن به يک هدف بزرگ وجود نداشته باشد موفقيت حاصل نمی‌شود.

در مورد سؤالی كه گفتيد من از سايه‌ی پدرم خارج نشده‌ام، طبيعتاً چون از كودكی در مكتب ايشان آواز را ياد گرفته‌ام، لحنم شبيه استادم شده و طبيعی است كه شاگرد از استادش تأثير می‌گيرد.

شما استاد ديگری نداشتيد؟

در آواز خير. ولی از مراحل يادگيری از سن ٩-٨ سالگی تا بلوغ و نوجوانی، بابا به من می‌گفت كه فلان شيوه را كار كن، يا كارهای «طاهرزاده» و «قمر» را گوش كن. من هم اين كار را می‌كردم؛ ولی مستقيم فقط با پدرم كار كردم و شيوه‌ی ايشان هميشه در گوشم بوده است. هر فرزندی ممكن است لحن و صدايش شبيه پدرش باشد. حتی خط من ــ هم اينكه پدرم خطاطی ممتاز كار كرده؛ ولی خط من خيلی قراضه و چپ‌اندر قيچی است ــ شبيه خط پدرم است. هيچ‌وقت از خط پدرم تقليد نكرده‌ام؛ ولی اين شباهت وجود دارد و در مورد لحن هم همين‌طور است. آكسان‌ها و شيوه‌ی گفتن و بيان كردن، ناخودآگاه شبيه پدرم شده؛ ولی هيچ دخالتی در آن نداشته‌‌ام. تُن صدايم كه ارثی است. حتی زمانی‌كه شما با يك عده به پيک‌نيک می‌رويد، وقتی برمی‌گرديد متوجه می‌شويد كه يک‌سری از رفتارهای آنها را گرفته‌ايد.

ولی اين شباهت در ذهن عموم اين تصور را به وجود آورده كه شما هنوز زير سايه‌ی پدرتان هستيد.

هيچ اشكالی ندارد. من اصلاً از اين موضوع ناراحت نيستم.

يعنی هيچ‌وقت دوست نداشته‌ايد كه مستقل باشيد؟

خب من يک‌سری كنسرت‌های مستقل برگزار می‌كنم؛ ولی اين شباهت‌ها در آن كنسرت‌هايم وجود دارد. ببينيد، اگر اين شبيه بودن چيز بدی بود جای ناراحتی داشت. اگر من از يک سبک موسيقی سطح پايين و آزاردهنده تقليد می‌كردم، جای بحث داشت. ولی وقتی كار من به يک موسيقی تكامل‌يافته نزديک و شبيه است چرا بايد ناراحت و نگران باشم؟! هر خواننده‌ای در ايران سعی می‌كند خودش را به اين سبک نزديک كند. اين شيوه عمده سبک‌های بسياری است و خيلی حساب‌شده و فكرشده است. اين چيزی است كه من از آن لذت می‌برم و خودم اين لحن و شيوه را انتخاب كرد‌ه‌ام. در ١۶-١۵ سالگی بعضی از دوستانم می‌گفتند، همايون به سبک روانشاد ويگن بخوان! من هم تقليد می‌كردم و می‌خواندم؛ ولی وقتی می‌خواهم كار خودم را ارائه دهم، آن لحن و سبک را ترجيح می‌دهم و آن را به شخصيت خودم نزديک‌تر می‌بينم و اصراری ندارم كه آن را تغيير دهم.

پس منظورتان از كارهای مستقل چه بود؟

ممكن است گفته شود اگر همايون با پدرش كار نكند، كارش اين توانايی را ندارد كه شنونده حتی ١٠ دقيقه آن را گوش كند، بايد زير سايه‌ی پدرش بخواند تا پدرش عيب كارهايش را بپوشاند. بله، موافقم، اين درست نيست كه هنرمند نقص كارش را زير سايه‌ی ديگری بپوشاند. ولی اينكه از نظر هنری زير سايه‌ی كسی باشيد كه سايه‌ی بسيار بزرگ و سنگينی دارد، هيچ اشكالی ندارد و من احساس ناراحتی نمی‌كنم. حتی اگر از هم‌سن‌ و سال‌های خودم كاری بشنوم كه قوی باشد، توصيه می‌كنم كه آن كار را گوش كنند. يا وقتی از تنبک زدن من تعريف می‌كنند، می‌گويم برويد كار فلانی را گوش كنيد، كار «پژمان حدادی»، «كامبيز گنجه‌ای» و... را گوش كنيد تا ببينيد با تنبک چكار می‌كنند و چقدر بيشتر از من زحمت كشيده‌اند. حقيقت است كه اين مقايسه‌ها اصلاً برای من اهميت ندارد. اگر با پژمان يک ‌دونوازی تنبك بگذارم و كار او بهتر باشد من خوشحال می‌شوم. وقتی شما در يک سبک و شيوه كار كنيد تا وقتی كه نيازی احساس نكنيد، مستقل نمی‌شويد. من خيلی جاها و حالت‌ها در بيان كلمات، كاراكتر خودم را دارم و اجرايم حالتی متفاوت از حالت‌های بابا دارد؛ ولی در قالب كلی در آن شيوه حركت می‌‌كنم. اگر من بخواهم با استفاده از پدرم نقص كارهايم را بپوشانم، كار درستی نيست؛ ولی وقتی به من می‌گويند اگر چشم‌مان را ببنديم متوجه نمی‌شويم كه استاد شجريان آواز می‌خواند يا همايون، به نظرم می‌رسد كه كارم را كم‌نقص انجام می‌دهم و اين برای من خوشحال‌كننده است و توانسته‌ام خودم را به كسی كه استاندارد آواز ايران است نزديک كنم. از اينكه اسمم زير اسم پدرم باشد، هيچ احساس بدی ندارم. ولی وقتی كنسرت مستقل می‌گذارم، بايد آن توانايی را داشته باشم كه شنونده از آن لذت ببرد و خسته نشود و چه از نظر تكنيک، چه از نظر حس و حال، چه از نظر شعر و چه از نظر تنوع كار، كنسرت درست و لذت‌بخشی باشد. به‌نظر من اين خودش يک نوع استقلال است؛ ولی برای جدا كردن سبک و شيوه و فرم، انگيزه و نيازی ندارم. يعنی آن‌قدر از اين فرم لذت می‌برم كه دوست دارم در آن بيشتر پيش بروم و در آن غرق شوم.

آيا ما بايد منتظر سبک «همايون» باشيم يا نه؟

اين موضوع را نمی‌توان پيش‌بينی كرد. من اگر دوست داشته باشم به سبک آقای ويگن كار كنم، بايد به آن سمت می‌رفتم؛ يا اگر می‌‌خواستم كاری مستقل داشته باشم و لحن خودم را اجرا كنم، بايد راه ديگری می‌رفتم. ولی اين‌ها چيزی نيست كه من فعلاً دغدغه‌ی آن را داشته باشم. به‌نظرم بايد اين شيوه را تمام و كامل كرد. بعدها ممكن است آن اتفاق در درازمدت بيفتد كه سبک من كامل‌تر شود يا به‌كلی تغيير كند. اما فعلاً هيچ اصراری در اين مورد ندارم.

در صحبت‌هايتان اشاره كرديد كه پدرتان به شما توصيه می‌كردند كه آثار «قمرالملوک وزيری» را گوش كنيد. آيا انگيزه‌ی شما از بازخوانی «آتش جاودان» همين بوده است؟

خير، اين كار را برای تيتراژ يک سريالی در نظر گرفته بودند و به من پيشنهاد دادند كه آن را بخوانم. من تا آن‌موقع تيتراژ كار نكرده بودم و به‌نظرم می‌رسيد كه كار من برای تيتراژ خيلی سنخيت ندارد. البته بعدها با آقای درويشی چند كار اين‌چنينی انجام داديم. آن سريال يک كار اجتماعی بود كه تقريباً همزمان با زمان قمرالملوک وزيری بود. من خيلی مشتاق خواندن اين تصنيف بودم. ضمن اينكه معتقدم اصلاً بازخوانی كار صحيحی نيست؛ ولی به‌عنوان يک شاگرد می‌خواستم ارادتم را نسبت به ايشان نشان دهم و آنچه در توان داشتم برای آن تصنيف گذاشتم. البته فرصت خيلی كمی هم داشتيم و ۵-٤ روز بيشتر وقت نداشتيم.

شما ٣ تا CD با جواد ضرابيان داريد، ولی ٢ كار بعدی به اندازه‌ی كار اول‌تان موفقيت به‌دست نياورد، علت آن را چه می‌دانيد؟

شايد CD اول كار بهتری بود و من و آقای ضرابيان برای آن بيشتر توان گذاشتيم؛ ولی اين كار آخر قرار بود يک آواز باشد و آقای ضرابيان بعدها به من گفتند، اگر نمی‌خواهی آواز بخوانی آن را به صورت مجموعه تصنيف بيرون بدهيم. اگر من اين را زودتر می‌دانستم شايد تنوع ريتم بيشتری به كار می‌دادم، شايد از آنجا كه ريتم تصنيف‌ها يک‌جور است، شنونده دير با آن ارتباط برقرار می‌كند و به‌نظرش سنگين می‌آيد؛ ولی قطعاتی در اين آلبوم اجرا شده كه به‌نظر من بعضی از آنها خيلی زيباست. ولی اگر يک آواز بين قطعات بود، بيشتر به دل مردم می‌نشست. چون قطعات كه پشت سر هم هستند هم‌د‌يگر را خنثی می‌كنند. من دليل موفقيت كار اول را اين می‌دانم كه ساز و آواز بيشتری داشت؛ مضاف بر اينكه يک كاری در آن آلبوم بود به نام «هوای گريه» كه خيلی مورد توجه قرار گرفت؛ ولی من در كليت كار، تفاوت زيادی بين كارهايم نمی‌بينم و هر سه‌ی آنها به‌نظرم جزو كارهای خوب آقای ضرابيان است.

در CD «نقش خيال» شما يک كار خيلی جسورانه انجام داديد و با يک آهنگساز ٢٢-٢١ ساله به‌نام «علی قمصری» كار كرديد. كار جالب ديگری كه كرديد اين بود كه در قطعه‌ی «گناه عشق» از گيتار استفاده كرديد. آيا می‌توان استفاده از گيتار را موسيقی تلفيقی تلقی كرد؟

شايد بتوان نام آن را موسيقی تلفيقی گذاشت. در موسيقی سن و سال كه مهم نيست. خاطرم هست كه من در استوديو بودم و كاری را ضبط می‌كردم و دوست من، به من گفت آقايی به‌نام آقای علی قمصری كاری را آورده كه اگر وقت داشتی گوش كن. من وقتی اين كار را گوش كردم، واقعاً تعجب كردم و به‌نظرم شروع بسيار محكم و خوبی بود. هر چند در بعضی جاها با هم اختلاف سليقه داشتيم و با علی جان آنها را درست كرديم. اما ديدم كه علی واقعاً جوان بااستعدادی است و به كارش مسلط است. هر چند ممكن است بعدها كارش تكامل بيشتری پيدا كند، اما برای شروع تجربه‌ی خيلی خوبی است.

نظر پدرتان چه بود؟

ايشان هم كار را خيلی دوست دارد. البته من اول كار را انجام می‌دهم، بعد پدر آن را گوش می‌كند.

نظرشان راجع به استفاده از گيتار چه بود؟

وقتی كار را انجام دادم و دادم بابا گوش كردند، خوش‌شان آمد. خلاصه وقتی كار علی را برای اولين بار گوش كردم با اينكه پروژه‌های ديگری هم داشتم، سريع آن را خواندم و كار را برای پخش آماده كرديم. الآن هم كار ديگری با آقای قمصری انجام می‌دهيم كه ظرف يكی، دو سال آينده منتشر می‌شود. البته آقای قمصری كارهای مربوط به خودش را انجام داده، ولی من چون برنامه‌ام به‌خاطر كنسرت‌ها فشرده بوده خواهش كردم كه به من فرصت بدهند.

در مورد استفاده از گيتار هم بايد بگويم، يک روز برای تمرين رفتم منزل آقای قمصری، ديدم يک گيتار در اتاقشان است. پرسيدم گيتار می‌زنی؟ گفت بله، گيتار فلامينكو می‌زنم. وقتی شروع به نواختن گيتار كرد ديدم خيلی نزديک به گوشه‌ی «بيداد» است. گفتم من فی‌البداهه يک آواز می‌خوانم، شما يک چيزی برای آن تنظيم كن و از گيتار هم استفاده كن. بعد فكر كرديم كه گيتار را ايرانی نزنيم كه اگر يک اسپانيايی كار را گوش كرد، بگويد گيتار را خراب كرده‌ايم. تصميم گرفتيم كه به شيوه‌ی اسپانيايی بزنيم. يكی ديگر از دلايلی كه از گيتار استفاده كرديم اين است كه من شخصاً علاقه‌ی زيادی به گيتار و صدای آن دارم؛ ولی هيچ‌وقت گيتار نزدم. بعد يک آوازی به شيوه‌ی آقای طاهرزاده تنظيم كردم و به آقای قمصری دادم و ايشان هم خيلی سريع كار را تنظيم كرد. من آواز آنها را در استوديو خواندم و علی آن موسيقی را روی آواز من ميكس كرد.

چرا از بين همه‌ی گروه‌ها «دستان» را برای همكاری انتخاب كرديد؟

خيلی سال بود كه می‌‌خواستيم با هم كار كنيم. با اينكه سراپا مشتاق بودم؛ ولی دوست داشتم در سال‌های ديرتری تنها روی صحنه بروم و نمی‌خواستم عجله كنم. وقتی اين آمادگی را احساس كردم، برای اين همكاری اعلام آمادگی كرديم.

يک آلبوم هم ضبط كرده‌ايد؟

بله. يكی از كنسرت‌ها را ضبط صحنه كرديم كه به صورت آلبوم پخش خواهد شد.

كنسرت اروپا؟

بله.

در آمريكا هم كنسرت خواهيد داشت؟

ممكن است سال ديگر كنسرت داشته باشيم. گروه دستان يک گروه شناخته‌شده است. زمانی‌كه احساس كردم از نظر توانايی‌های فردی به اين آمادگی رسيده‌ام كه با اين گروه كار كنم، كار را شروع كرديم و اين كنسرت‌ها برای خود من محک خيلی خوبی بود و خيلی از آنها راضی هستم.

من اين سؤال را از كيهان كلهر، شهرام ناظری و بقيه هم پرسيده‌ام. فكر می‌كنيد چرا موسيقی عرب‌ها، ترک‌ها، هندی‌ها و موسيقی‌های شرقی به‌غير از ايران در دنيا شناخته شده است؟

اين سؤال، جواب مفصلی دارد. يكی از دلايلش می‌تواند به برخورد آنها با موسيقی در جامعه‌شان برگردد. جايگاهی كه موسيقی در هر كشوری دارد و امكاناتی كه برای هنرمندان برای كار وجود دارد، خيلی می‌‌‌تواند مؤثر باشد. جواب اين سؤال خيلی مفصل است. ماهيت موسيقی، كاری كه هنرمندان روی آن انجام داده‌اند، قطعات ريتميک يا سازهايی كه ممكن است به طبع جوامع ديگر خوش بيايد، خيلی مؤثر هستند. حتی خود هنرمند هم مهم است، مثلاً در موسيقی هند همه مورد توجه نيستند.

می‌دانيد كه شما را به عنوان اميد اول موسيقی آوازی ايران می‌شناسند؟

لطف دارند. ولی من فكر نمی‌كنم اين‌طور باشد.

اگر چنين مسئوليتی بر دوش شما باشد، چطور با آن كنار می‌آييد؟

خوشبختانه چنين مسئوليتی بر عهده‌ی من نيست. جوانان زيادی هستند كه استعداد دارند و برای كارشان، زحمت زيادی كشيده‌اند كه بتوانند نوازنده يا خواننده‌ی خوبی باشند و خيلی موفق هستند و در آينده موفق‌‌تر خواهند بود. اين بی‌انصافی است كه بگوييم من اميد اول هستم.

تا به‌حال كارهای شما در ايران سانسور شده است؟

نه، هيچ‌وقت.

از نظر نظارت وزارت ارشاد تا به‌حال مشکلی پيش نيامده؟

برای من خير. ضمن اينكه من حاضر نيستم كاری كه سانسور شده باشد را پخش كنم. مگر اينكه هيچ تغييری در ماهيت كار ايجاد نشده باشد. من شخصاً آن‌قدر روی انتخاب شعر و فرم كار وسواس دارم كه اول خودم همه‌ی سانسورها را انجام می‌دهم. يعنی هر جا لازم باشد، خودم تغييرات لازم را در كارم انجام می‌دهم؛ بنابراين تا به‌حال شورای نظارت به من نگفته كه سطح كار شما خيلی پايين است و... البته فكر نمی‌كنم از اين نوع دخالت‌ها در كار ديگران هم بكنند.

آيا كنسرت‌هايی كه در خارج برگزار می‌كنيد به دردسرش می‌ارزد؟ با چه نوع عكس‌العملی از سوی مخاطبان‌تان در خارج از ايران مواجه می‌شويد؟

اگر هدف ما صرفاً كسب درآمد باشد، راه‌های ديگری هم وجود دارد. حتی راه‌های غيرموسيقی وجود دارد؛ ولی وقتی يک كاری را آماده می‌كنيد كه كنسرت بدهيد و حتی می‌خواهيد درآمدی هم كسب كنيد، بايد بگويم كنسرت خارج از ايران برگزار كردن كار بيهوده‌ای است. چون همان درآمد كنسرت داخل در ايران كسب می‌شود، يک‌چهارم زحمت دور از خانه و خانواده بودن و پرواز را هم متحمل نمی‌شويم. در كنسرت‌های خارجی، گاهی ما ۶٠ ساعت پرواز داريم. پس هدف‌مان از كنسرت‌های خارج از ايران ـ بر خلاف تصور خيلی‌ها ـ كسب درآمد نيست. موضوع اين است كه وقتی شما كاری را آماده می‌كنيد، ايرانی‌هايی كه در سراسر دنيا هستند، توقع دارند كه برای آنها كنسرت بگذاريد. اگر به‌خاطر اين انتظار مخاطبين نبود، من حاضر نبودم در آمريكا كنسرت برگزار كنم. لااقل به‌خاطر وضعيت ويزای آمريكا و دردسرهايی كه دارد، حاضر نبودم. راستش برای همين كنسرت‌ها هم خيلی راغب نبودم، تور را همراهی كنم. خصوصاً به‌خاطر كوچولويی كه آمده و دلم برايش تنگ می‌شد، نمی‌‌خواستم بيايم.

دختر است يا پسر؟

دختر. مدام داشتم بهانه می‌آوردم، چون واقعاً دوری از بچه برايم خيلی سخت بود. گذشته از آن شرايط پرواز خيلی سخت است. باور نمی‌كنيد برای هر پروازی نيم‌ساعت ما را می‌گردند، وسايل‌مان را بيرون می‌ريزند. رفتارها خيلی توهين‌آميز و پردردسر است؛ ولی تنها چيزی كه ارزشمند است و باعث تحمل اين سختی‌ها می‌شود، شنوندگان هستند كه يكايک برای ما عزيز هستند. در برخورد با آنها خستگی آدم از تن بيرون می‌‌رود. اگر كسی هدف‌‌های ديگری را دنبال كند، راه‌های بسياری وجود دارد كه دردسر كمتری هم دارد. ولی ما نمی‌توانيم خودمان را به كنسرت‌های ايران و اروپا محدود كنيم و بايد با مخاطب آمريكايی هم ارتباط داشته باشيم.

سؤال آخر؛ چرا بايد جوان و هنرمند آرامی مثل شما در ٤ سال اخير، فقط با مجله‌ی «فرهنگ و آهنگ» مصاحبه كند؟

من از مصاحبه خيلی بدم می‌آيد. برای اينكه خيلی اهل حرف زدن نيستم و نگرانم كه مبادا در حرف‌هايم چيزی جنبه‌ی خودنمايی پيدا كند. خيلی از موزيسين‌ها در موسيقی زحمت زيادی كشيده‌اند و به جايگاهی رسيده‌اند. اين‌ها بايد مصاحبه كنند تا مردم از تجربيات آنها استفاده كنند. من هنوز در آغاز راه هستم و فكر می‌‌كنم اگر موضوع مصاحبه موسيقی آوازی باشد، صحبت با پدر من خيلی پربارتر می‌تواند باشد. اگر هم موضوع شناخت كاراكتر و نوع زندگی من باشد، باز هم اول راه هستم و شاید خیلی برای مردم مهم نباشد. به‌همين جهت هميشه از مصاحبه پرهيز می‌كنم؛ مگر اينكه حرفی برای گفتن داشته باشم. گاهی اوقات خيلی به مصاحبه راغب بوده‌ام، چون موضوعی در ذهنم داشته‌ام كه مايل بوده‌ام آن را مطرح كنم؛ اما در غير اين صورت علاقه‌ای به مصاحبه ندارم. من ترجيح می‌دهم كارم را بكنم تا اينكه حرف بزنم.

شما متولد چه سالی هستيد؟

متولد سال ۵٤ هستم و ٣٣ سال دارم.

وقتی ٢٠ سال داشتيد، چه ديدگاهی راجع‌به ٣٣ سالگی‌تان داشته‌ايد و چقدر به آن جايگاه رسيده‌ايد؟

صددرصد به آن جايگاه رسيده‌ام. ولی هيچ‌وقت آرزوی خاصی نداشته‌ام. هميشه در لحظه پيش رفته‌ام و فكر خاصی نسبت به اينكه به كجا برسم نداشته‌ام.

شما هنوز در زمين فيضيه، نزديک جمشيديه فوتبال بازی می‌كنيد؟

آنجا نمی‌روم؛ ولی جاهای ديگر بازی می‌كنم. يک جايی برای بازی می‌رفتيم كه آقای حيدريان كه كاپيتان تيم ملی فوتسال هست هم می‌آمد. آنجا با هم آشنا شديم و ايشان به من خيلی لطف داشت و بعضی اوقات من را دعوت می‌كرد كه با آنها بازی كنم و واقعاً بچه‌های تيم‌شان من را تحمل می‌كردند. چون من بازی‌ام خيلی خوب نيست. آنها بازيكنان حرفه‌ای بودند؛ ولی من خيلی دست و پاچلفتی بازی می‌كردم. آن‌قدر بازی آقای حيدريان قشنگ بود كه من بازی خودم را فراموش می‌كردم و غرق بازی ايشان می‌شدم. بعد به فوتبال سالنی بيشتر علاقه‌مند شدم و آن را جدی‌تر دنبال كردم.

شما وب‌سايت شخصی نداريد؟

خیر.

چه اسمی برای دخترتان گذاشتيد؟

ياسمين.

*********************************************************************

منبع: هفته‌نامه‌ی خبری - تحلیلی «شهروند امروز»، شماره‌ی ۵۱

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 13:53  توسط فرمیر  | 

آخرین مطالب وبلاگ


شجریانی‌ها | ShajarianFans.com

استفاده از مطالب این وبلاگ به هر نحو تنها با ذکر منبع و درج لینک آن شایسته است.