تبليغاتX
همایون شجریان

همایون شجریان

شاهزاده ی موسیقی ایرانی

به مناسبت سالروز تولد شاعر گرانقدر فریدون مشیری

 fraidun moshiri.jpg

 

بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است؟

بگذار تا سپیده بخندد به روی ما

بنشین، ببین که: دختر خورشید _ صبحگاه _

حسرت خورَد ز روشنی آرزوی ما!

 

بنشین، مرو، هنوز به کامت ندیده ایم،

بنشین، مرو، هنوز کلامی نگفته ایم،

بنشین، مرو، چه غم که شب از نیمه رفته است؟

بنشین، که با خیال تو، شب ها نخفته ایم!

 

بنشین، مرو، که در دل شب، در پناه ماه

خوش تر ز حرف عشق و سکوت و نگاه نیست

بنشین و جاودانه به آزار من مکوش

یک دم کنار دوست نشستن گناه نیست.

 

بنشین، مرو، حکایت «وقت دگر» مگو

شاید نماند فرصت دیدار دیگری

آخر، تو نیز با مَنَت از عشق گفتگوست !

غیر از ملال و رنج ازین در چه می بری؟

 

بنشین، مرو، صفای تمنای من ببین !

امشب چراغ عشق در این خانه روشن است،

جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز،

بنشین، مرو، که نه هنگام رفتن است !

 

*******

 

اینک، تو رفته ای و من از راه های دور

می بینمت به بستر خود برده ای پناه،

می بینمت _ نخفته _ بر آن پرنیان سرد،

می بینمت نهفته نگاه از نگاه ماه،

 

درمانده ای به ظلمت اندیشه های تلخ،

خواب از تو در گریز و تو از خواب در گریز،

یاد منت نشسته برابر _ پریده رنگ _

با خویشتن _ به خلوت دل _ می کنی ستیز !

 

از دفتر ابر و کوچه/چاپ اول 1340

 

«برای مروری بر زندگی و آثار فریدون مشیری، ادامه مطلب را مطالعه کنید»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 14:0  توسط فرمیر  | 

نگاهی به کنسرت گروه شمس در تهران

در چند هفته گذشته «گروه شمس» كه پيش از اين گروه «تنبور شمس» نام داشت، براي بار دوم در كاخ سعدآباد كنسرتي متفاوت اجرا كردند.                               

     

 اين برنامه «برآفتاب خليج فارس» نام داشت، هر چند هيچ كدام از اشعار انتخاب شده به خليج فارس مربوط نمي‌شد. در حقيقت در طول اجراي كنسرت حتي يك بارهم نام خليج فارس از زبان اعضاي گروه شنيده نشد.به هر حال كيخسرو پورناظري و فرزندانش تهمورس و سهراب، براي اين برنامه از چند هنرمند فرانسوي، عراقي، هندي و ترك دعوت كرده بودند تا گروه 11 نفره شمس را همراهي كنند.

قسمت اول برنامه به سبك رايج در سال‌هاي اوليه شروع فعاليت گروه تنبور شمس، تنبور نوازي همراه با ساز كوبه‌اي دف بود: نواختن مقام‌هاي تنبور همراه با دف كه خاطره خوب آلبوم‌هاي «صداي سخن عشق»، «مطرب مهتاب رو» و «حيراني» را كه از اولين آثار تنبور نوازي هستند زنده كرد. آثاري كه يادآوري آنها نه تنها براي اهالي موسيقي بلكه براي علاقه‌مندان موسيقي مقامي ايران نيز مهم است.

 بخش آوازي قسمت اول سپس با شعري از هومن ذكايي با اين مطلع شروع شد: سلام‌ اي عاشقان شور هستي، سلام‌‌ اي از شمايان نور هستي. سهراب پورناظري 25ساله در بخش اول اين اجرا علاوه بر نواختن تنبور، براي اولين بار به‌عنوان خواننده اصلي در گروه حضور داشت.

او كه آواز را نزد حميدرضا نوربخش، آموخته در اين اجرا نشان داد كه گروه شمس مي‌تواند پس از سال‌ها همكاري با خوانندگان مطرحي چون شهرام ناظري، بيژن كامكار و فرشاد جمالي، خواننده‌اي از خانواده پورناظري داشته باشد.

 او در اين اجرا  دركنار نجمه تجدد يكي از تواناترين خوانندگان زن آواز سنتي ايران خواند و اگرچه در بخش‌هايي از اجرا اشتباهاتي كرد و به‌نظرمي رسد كه توانايي اجراي برخي تحريرها را ندارد؛ اما در مجموع حضور پراعتماد به نفس و توانايي اش در اجراي آواز همراه با جواب سازكمانچه در بخش دوم، يكي از نقاط مثبت اين اجرا بود.

تجدد، سال‌ها پيش با آلبوم«مستان سلامت مي‌كنند» در كنار همسرش بيژن كامكار و مريم ابراهيم پورف توانايي هايش در آواز سنتي را نشان داد و از آن پس علاوه بر تدريس، در آثار گروه كامكارها و پورناظري‌ها، به‌عنوان خواننده اصلي حضور داشت. اما نمي‌توان گفت كه در اين كنسرت هم مثل قبل بود.

در قسمتي از بخش اول، گروه سازها را كنار گذاشته و با دست زدن‌هاي ريتميك سازهاي كوبه‌اي را همراهي كردند كه در نوع خود جالب بود. در بخش‌هايي از قسمت دوم برنامه كه در موسيقي دستگاهي ايران و با سازهاي تار، سه تار، سنتور، عود، بالابان، كمانچه، طبلا و سازهاي بادي و كوبه‌اي آفريقايي همراه بود، نيز نوآوري‌هايي هرچند خام و ناپخته ديده شد.البته اين نوآوري‌ها را مي‌توان به نوعي حركت گروه شمس به سوي موسيقي تلفيقي دانست، اما به هر حال از گروه شمس و كيخسرو پورناظري انتظار مي‌رود كه در مسير موسيقي تلفيقي نيز به خوبي عمل كند.

جالب اينجاست كه زماني نه چندان دور، موسيقيدانان سنت گراي ايران، موسيقي تلفيقي و كساني كه درصدد تجربه در اين حوزه بودند را سراسر رد مي‌كردند؛ اما امروز همه بزرگان موسيقي سنتي سعي مي‌كنند در موسيقي تلفيقي هم دستي داشته باشند.پورناظري‌ها نيز در اين اجرا، سازهاي آفريقايي و طبلاي هندي را به كار گرفتند تا ازغافله مشتاقان تلفيق عقب نمانند. اگرچه يكي از ويژگي‌هاي موسيقي تلفيقي اين است كه ابتدا نا آشنا به گوش مي‌رسد، اما اين ويژگي در آخرين اجراي گروه شمس، بيشتر نمود داشت.

به‌طور مثال در قسمتي از بخش دوم اين اجرا، تكنوازي سنتور در دستگاه حزن آلود نوا به اجراي تكنو وار سازهاي آفريقايي روبين واسي فرانسوي ختم شد كه در مقايسه با ساير قطعات اجرا شده نوعي موسيقي طنزآميز در ذهن مخاطب ايجاد كرد و بعد از چند دقيقه شنوندگان دوباره به موسيقي دستگاهي پرتاب شدند! تغييرات ريتميك، آواي خواننده هندي با عنوان پرافولا آتايلي يه همراه با ساز طبلايش و فراز در موسيقي دستگاهي و فرود در موسيقي تلفيقي، نوعي هم نوايي نامتجانس را شكل داده بود.

در مجموع يكي از ويژگي‌هاي اين اجرا، انتخاب اشعار زيبايي از مولانا، هلالي جغتايي، محمد علي بهمني و شفيعي كدكني بود كه در اغلب موارد با موسيقي مناسب با محتواي اشعار اجرا شد.البته قرار بود گروهي از سماع گران قونيه نيز در اين كنسرت مراسم سماع را اجرا كنند كه چون مجوز آن صادر نشد، به نشانه اعتراض در بخش اول روي پله‌هاي كاخ و پشت اعضا، نشستند و تنها بخش دوم يك سري حركات موزون داشت كه به‌علت ضعف نورپردازي ديدن آن براي خيلي‌ها ممكن نبود.

از طرفي طراحي و دكور صحنه نسبت به كنسرت‌هاي ديگر بهتر بود.مشكين مهرگان طراحي صحنه اين كنسرت را به‌عهده داشت. او از نماي ساختمان كاخ بهترين استفاده را كرده بود.برعكس طراحي نور هيچ سنخيتي با موسيقي سنتي و اساسا موسيقي جدي نداشت.

اين طراحي نور بيشتر شبيه نور كلوب‌هاي شبانه آمريكايي بود كه در فيلمهاي آمريكايي جديد نمونه‌هاي آن بسيار ديده مي‌شود و درست برعكس طراحي نور، صدابرداري كار تقريبا عالي بود. حتي كساني كه در كنار باندها نشسته بودند صدا را به خوبي مي‌شنيدند بدون اينكه به گوش هايشان آسيبي برسد.در حقيقت از نظر صدا فرق نداشت كه كجاي اين حياط چهارگوش قرار گرفته باشيد، صدا همان طور كه بايد، به گوش مي‌رسيد حتي اگر مثل ما خبرنگاران خارج از فضاي اصلي مي‌بوديد.

حاشیه، مهم تر از متن

مثل هميشه اين كنسرت هم حداقل با يك ساعت تاخير شروع شد تا بار ديگر يادمان باشد كه طبق يك قانون نانوشته، كنسرت بايد دير شروع شود.درست است كه تقصير بخشي از اين تاخيرها به گردن مردم است، اما نبايد خشك و‌تر را با هم سوزاند.مديران اجرايي كنسرتها مي‌توانند حداقل نيم ساعت قبل از شروع، بليت‌ها را چك كرده و مردم را راهنمايي كنند  كه  سرجايشان بنشينند تا برنامه مثل سينما كه شروع سانسهاي آن تغيير نمي‌كند، سر ساعت اعلام شده، اجرا شود.طبيعي است هر كس كه دير برسد، بخشي از برنامه را از دست داده است!

ظاهرا روز پنجشنبه، رديف سوم براي خبرنگاران در نظر گرفته شده بود اما با ورود ناگهاني مهماناني از يك سفارت، اين رديف به آنها اختصاص داده شد و به جاي آن خارج از زمين اصلي، چند صندلي براي ما گذاشتند تا علاوه بر شنيدن صداي گروه به جاي ديدنشان، از منظره درختهاي روبه‌رويمان لذت ببريم! البته ما هم نگذاشتيم بد بگذرد صندلي‌ها را در اختيار كساني كه جا نداشتند گذاشتيم و روي چمن‌ها نشستيم و گاهي در فضاي دل انگيز كاخ پياده روي كرديم.

چون مي‌دانستيم كه مسئولان اجرايي مثل هميشه فراموش كرده‌اند كه خبرنگاران اين ناهماهنگي را به خوبي منعكس خواهند كرد.مسئولان هماهنگي خسته و عصباني بودند و برخورد مناسبي با مردم نداشتند.آنها مثل يك ناظم مدرسه سعي داشتند درصورت نافرماني مردم را تنبيه كنند.مثلا مي‌گفتند برويد از كساني كه صندلي شما را عوض كرده‌اند بپرسيد كه بايد كجا بنشينيد!

نتيجه اين شانه خالي كردن از مسئوليت اين بود كه بسياري با اينكه پول داده و بليت خريده بودند، ناچار شدند پشت آخرين رديف صندلي‌ها بايستند.البته در طول اجرا عده ديگري هم از رديف‌هاي آخر به اين جمع اضافه شدند. چون نه صحنه را مي‌ديدند و نه يكي از تلويزيون‌هاي روشن را! جالب اين بود كه هر دو دقيقه يك بار ناچار بودند كه علت ايستادنشان را براي عوامل اجرايي توضيح دهند.    

منبع:همشهری آنلاین

             {گزارش آخرین شب کنسرت گروه شمس را در ادامه مطلب بخوانید}


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 13:3  توسط فرمیر  | 

نقش چهار مضراب در موسیقی ایرانی/بخش پایانی

4mezrab-2.jpg

 

هفته گذشته بخش اول این مقاله در وبلاگ قرار گرفت و اینک بخش دوم و پایانی آن در پی آمده است.امید است گام موثری در پیشبرد دانسته های هنری شما نازنینان باشد.


مدت زمان و فراوانی:

چهارمضرابهای قدیمی و به ویژه نمونه های موجود در ردیف معمولا کوتاه هستند و بندرت از یک دقیقه تجاوز می کنند، ولی با گذشت زمان بتدریج چهارمضرابها زمان بیشتری را به خود اختصاص داده اند، به طوری که پس از ظهور رادیو بخش عمده اجراهای بدون کلام را چهارمضرابهایی طولانی تشکیل می دادند.هرچند زمان چهارمضرابها پس از دهه پنجاه خورشیدی و بازگشتی که در آن زمان به سوی موسیقی قدیم رخ داد،کوتاه تر شد ولی هیچگاه به صورت اولیه خود بازنگشت.

تعداد چهارمضرابها با زمان آنها رابطه مستقیم دارد،یعنی هرچه به زمان حال نزدیک می شویم با افزایش اهمیت چهارمضرابها،تعداد آنها نیز افزایش می یابد.دورینگ عقیده دارد:« در قدیم فقط نوا،راست پنجگاه،همایون و سه گاه با یک چهارمضراب شروع می شدند.اما از اواخر قرن سیزدهم(اوایل قرن بیستم میلادی) استادان آن را بر دستگاهای دیگر هم افزودند.»(۱)این در حالی است که در ردیف «میرزاعبداله» که خود دورینگ نیز آن را نت نویسی کرده است راست پنجگاه با چهار مضراب آغاز نمی شود و از طرفی دیگر فرصت شیرازی در جداولی مشتمل بر اسامی ردیف که به نقل از دکتر «مهدی صلحی»(منتظم الحکما) در کتاب بحورالالحان آورده است،علاوه بر چهار مورد فوق شروع چهارگاه را نیز با چهارمضراب ذکر می کند.در این کتاب همچنین برای شور یک چهارمضراب عنوان شده که پس از اجرای گوشه«صفا» نواخته می شده است،همان گونه که امروز در ردیف «موسی معروفی» دیده می شود.

در ردیف میرزا عبداله به روایت «نورعلی خان برومند»، شش چهار مضراب نام برده شده که عبارتند از: نوا،همایون،سه گاه،حصار چهارگاه،دلکش و باوی.در روایت«علی اکبر شهنازی» از ردیف پدرش «میرزا حسینقلی»،دوازده چهارمضراب اکثرا کوتاه دیده می شود:نوا،راست پنجگاه،همایون،بیات ترک،بیات اصفهان،عشاق دشتی،عشاق بیات کرد،حصار سه گاه،حصار چهارگاه،دلکش،حجاز و عزال.تفاوت تعداد چهارمضرابها در ردیف این دو برادر با وجود هم زمانی نسبی به قطعات چهارمضراب مانند کوتاهی مربوط می شود که در ردیف میرزا عبداله در بین قسمتهای آوازی و بدون ذکر نام آمده است و در شمارش فوق لحاظ نشده است.

موسی معروفی نیز که خود از شاگردان درویش خان بوده است در ردیف مفصلی که از مجموع ردیف های میرزا عبداله و آقا حسینقلی و منطبق بر ردیف روایت شده توسط «مهدیقلی هدایت» گردآوری کرده است،پانزده چهارمضراب ذکر می کند.در این ردیف سه چهار مضراب در هرکدام از دستگاههای شور و ماهور و دو چهار مضراب در دستگاههای چهارگاه،همایون و راست پنجگاه روایت شده و دستگاه نوا،آواز دشتی و آواز بیات کرد هرکدام یک چهارمضراب را به خود اختصاص داده اند.

ابوالحسن صبا در ردیف های سنتور خود نوزده چهارمضراب آورده است.در این ردیف تمامی هفت دستگاه و چهار آواز موجود در محدوده ی درآمد،خود حداقل دارای یک چهارمضراب هستند و در این میان برای راست پنجگاه،دو چهارمضراب به طور متوالی ذکر شده است.علاوه بر این،چهارمضراب های مخالف سه گاه،بیات ترک،شکسته ی بیات ترک،حجاز،عشاق دشتی،عشاق نوا و حصار چهارگاه نیز در این ردیف دیده می شوند.

چهارمضراب در مرور زمان:

مهم ترین موضوعی که با بررسی چهارمضراب در مرور زمان به دست می آید،تغییرات بسیاری است که در چگونگی چهارمضراب ها طی صد الی صد و پنجاه سال اخیر روی داده است.این تغییر و تحولات که شاید بتوان به نوعی آن را تکامل نیز نامید،تمامی جنبه های موسیقایی و اجتماعی را در بر می گیرد.چهار مضراب های قدیمی چنان که از ردیف های موجود بر می آید کوتاه تر، کم اهمیت تر و بنابراین کم تعداد تر بوده اند.در عوض رنگ های مفصلی در ردیف دیده می شود که امروزه تقریبا به ورطه ی فراموشی سپرده شده و وظیفه ی پر کردن بخشی از این جای خالی به چهارمضراب محول شده است.از نظر اجتماعی شاید بتوان این روند را با خروج موسیقی از دربارها و به میان اجتماع آمدن آن مرتبط دانست.یعنی در وهله اول محدودیت ها و ممنوعیت های اجتماعی و مذهبی در آن دوران مجال اجرا به این رنگ های طولانی که در دربارها،معمولا با رقص نیز همراه بوده اند،نداده است.پس به ناچار بخشی از حالات آن به صورتی معتدل تر در چهارمضراب متجلی شده است.پس از انقلاب مشروطه و عمومی تر شدن اجراهای موسیقی، تنوع و تعداد قطعات ضربی مانند تصنیف ها و چهارمضراب ها برای جلب مخاطبین اکثرا غیر متخصص افزایش یافت.چهارمضراب نیز با ورود موسیقی غربی از آن تاثیر پذیرفت و با سریع شدن ضرب آهنگ زندگی و ورود تکنولوژی های جدید سرعت گرفت و بر پیچیدگی هایش افزوده شد.تاسیس رادیو به ناگهان مخاطبین موسیقی را چندین و چند برابر کرد آن هم مخاطبینی عام،این بود که مجددا اهمیت چهارمضراب در برابر بخش های با متر آزاد بیشتر شد،تا حدی که در دهه های سی و چهل مجددا به همان رنگ های اولیه بسیار نزدیک گشت.با تغییر شرایط اجتماعی در دهه پنجاه و نیازهای جامعه بویژه در بین نسل جوان،حالت های تغزلی ایجاد شده در موسیقی ایرانی و به تبع آن چهارمضراب جای خود را به حرکت،شور و حرارت داد و که جو حاصل از جریان انقلاب بر آن بی تاثیر نبود.

این عوامل به اضافه ی عوامل ریز و درشت دیگری که حتما وجود داشته است،چنان تنوع و تکثری در یک گونه ی موسیقایی مانند چهارمضراب ایجاد کرده است که امروزه رسیدن به نتایج مشخص و قطعی را برای پژوهشگر موسیقی،غیر ممکن می نماید.شاید بهتر باشد که چهارمضراب ها ابتدا بر اساس زمان تفکیک و سپس بررسی شوند.به دلیل همین پیچیدگی هاست که نمی توانیم به چهارمضراب «فرم» به معنایی که در موسیقی کلاسیک غرب وجود دارد،اطلاق کنیم.چرا که ساختار ثابتی به عنوان یک اصل نمی توان در نظر گرفت که در اکثریت این قطعات و در زمان های مختلف ثابت باشد.شنونده ی اندکی آگاه از موسیقی ایرانی با شنیدن همان چند میزان اول می تواند چهارمضراب بودن یا نبودن قطعه را از روی تمپو و الگوهای ریتمیک و ملودیک آن تعیین کند.این در حالی است که ما برای پی بردن به فرم یک قطعه در موسیقی غربی باید تمامی آن را تا انتها بشنویم .به همین دلایل است که شاید بهتر باشد همان گونه که «الازونیس»نیز بیان کرده آن را مانند «فوگ»فرم در نظر نگیریم.

 

پی نوشت:

۱- دورینگ،ژان _سنت و تحول در موسیقی ایرانی_توس،چاپ اول ۱۳۸۳

 

با اقتباس از مقاله کیوان فرزین_مجله موسیقی فرهنگ و آهنگ شماره ۱۷/مهر و آبان ۸۶

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 11:26  توسط فرمیر  | 

گذری بر زندگی و کارنامه هنری سینا سرلک

 

sina sarlak.jpg

 

سينا سرلك آبان ماه ۱۳۶۱ در شهرستان اليگودرز متولد شد. موسيقي را از دوران كودكي زير نظر پدر و با ملودي هاي بختياري شروع كرد. ۷-۶ سال بيشتر نداشت كه در سريال تلويزيوني شاخه طوبي كه آن زمان از شبكه يك سيما پخش مي شد، ترانه اي محلي خواند. پس از آن جدي تر به موسيقي پرداخت. ساز تنبك را در شهرستان اليگودرز و با حسن جزايي شروع و براي تكميل از محضر جمشيد محبي استفاده كرد و سپس مدت شش سال خدمت زنده ياد ناصر فرهنگ فر بود.سرلك در چندين دوره جشنواره فجر مقام اول آواز و تنبك را كسب كرد.

او به خاطر می‌آورد که در شش سالگی با صدای تار پدرش به وجد می‌آمده و پیش خود زمزمه می‌کرده است. {بهرام سرلک} مسئول امور فرهنگی *شهرستان الیگودرز* بود و محقق *موسیقی بختیاری*. وی همیشه مشغول جمع‌آوری قطعاتی بود که توسط پیران دهات اطراف خوانده می‌شد. وقتی مادرش {سیمین} خواندن و زمزمه کردن کودک را به گوش می‌شنود بهرام را از آن با خبر می‌کند. کمی بعد پدر موسیقی‌دوستْ آموزش‌ به پسرش را آغاز می‌کند – آواز همراه با نواختن تنبک. هدف او این بود که استعداد نهفته پسر را هدایت کند و از او موسیقی‌دانی بسازد که سنتهای بختیاری را حفظ کند. تلاش‌های پدر شش سال بعد به ثمر نشست. فرزندش نوجوانی شد و در رشته آواز و تنبک مقام اول را در بخش موسیقی نواحی *نهمین جشنواره فجر* (۱۳۷۲)، و در بین بزرگان این موسیقی، کسب کرد. اما بعد از آن جایزه بود که برای سینا اتفاق جریان‌سازی افتاد. نوازنده مشهور دوتار، {حاج قربان سلیمانی}، سینا را به استاد آواز ایران، {محمدرضا شجریان}، معرفی کرد و او سینا را به شاگردی پذیرفت.

کلاس درس با شجریان هر سه‌شنبه برگزار می‌شد و سینا هر هفته همراه با پدر یا مادرش از الیگودرز به تهران می‌آمد. فرقی نمی‌کرد زمستان است یا تابستان، فصل امتحانات است یا باید در مدرسه حضور داشته‌ باشد. دو سال اول به آموزش تکنیک‌های صداسازی سپری شد. جمله‌بندی‌های تحریری در موسیقی سنتی و دستگاهی را تحت نظر شجریان آموخت، آموخت که چگونه از قسمتهای مختلف دستگاه صوتی‌اش بهره‌گیرد، تکنیکهای «چکشی»، «بلبلی»، «دوتایی»، «تکی»، و تحریرهای «بالارونده» و «مخفی» را به کار بندد. پس از این، شش سال دیگر دستگاه‌ها و ردیف‌های آوازی را آموخت. در كنار آواز و تنبك مدتي هم نزد كيوان ساكت تار آموخت. سينا سرلك در اسفند ماه سال ۱۳۸۲ از طرف سازمان ملي جوانان به عنوان جوان نمونه ايران در حوزه هنر انتخاب شد وي در جشنواره فجر سال گذشته نيز شركت كرد و مورد تقدير قرارگرفت. وهم اكنون نيز سرپرستي گروه سرلك را عهده دار است.

اما اهداف خواننده جوان چندگانه است. او اکنون در تهران زندگی می‌کند و قصد اعتلای فنون آوازی را تا جای ممکن دارد. در عین حال، یکی از خواسته‌های همیشگی‌اش پویایی موسیقی بختیاری در دستگاه‌های سنتی است. این همان چیزی است که استادش در جلسه اول آموزش آواز با او طی می‌کند: «به شرطی آواز ایرانی را به تو می‌آموزم که موسیقی بختیاری را حفظ کنی.» و سینا در طی این سال‌ها علاوه بر اجرا و بازخوانی قطعات کلاسیک، بخش‌هایی از موسیقی سرزمینش را نیز اجرا کرده ‌است. او به تازگی در تیتراژ سریال *خانه‌ای در تاریکی* دو قطعه از ترانه‌های بختیاری را با ارکستر بازخوانی کرده‌است که مورد استقبال بسیاری قرار گرفت. این خواننده جوان امیدوار است که با رجوع به موسیقى بختیارىْ موسیقى دستگاهى را غنا بخشد، «من به عنوان جوانى که نماینده سرزمین بختیارى‌ست نمیخواهم فرهنگ قومم از بین رود و به احیاء آن فکر میکنم.»

سینا سرلک همه نوع موسیقى گوش میکند و معتقد است که حضور همگی برای پیشبرد موسیقی لازم است، اما دلیل توجه بیش از اندازه جوان‌ها به موسیقى پاپ را چیزى جز آسان‌گوار بون آن نمیداند، «[خوانندگی] پاپ راحت است و کسانى که در این زمینه کار مىکنن نیازى به آموزش کامل ندارند و لازم نیست که مثل من بیش از ۱۵ سال تلاش کنند.» به گفته سینا، جوان امروزی خواهان موسیقی آسان‌گوار و آهنگین است. می‌خواهد میل خود را به حرکت با موسیقی پُرهیجان سیراب کند. اما به این نکته هم اشاره دارد که این موسیقی دیرپا نیست و کاربردش محدود به زمانی کوتاه است. هر جوانی پس از مدتی گوش فرا دادن به موسیقی پاپ خواهان عمق بخشیدن به تجربه گوارای اولیه است و اینجاست که موسیقی دستگاهی و جز آن گوهر خود را نمایان خواهد کرد.

به نظر خواننده جوان در حال حاضر شرایط برای اعتلای موسیقی سنتی کاملاً محیا نیست و شاید به همین خاطر است که در سالهای اخیر نمونه‌های قابل‌ذکر از این موسیقی کمتر به بازار راه یافته و، مهمتر، در کنسرت‌ها شنیده شده است. اما اگر فضای هنری جامعه دچار گرفتگی غیرعادی نشود و اگر رشد کلان جمعیتی روال کنونی خود را طی کند، شاید امثال سینا سرلک بتوانند در میدانهای سزاوارتری به ارائه قابلیتهای خود بپردازند. تا آن زمان باید شکیبا بود.


 معرفی اولین و آخرین کار منتشر شده سینا سرلک:

اولین اثر:در اين آلبوم كه كاري از گروه موسيقي قمر به سرپرستي و آهنگسازي «نويد دهقان» است قطعاتي چون افسانه براساس شعري از سايه، تكنوازي سنتور، ديوانه با شعر سايه، تار و كمانچه، شاه خرابات با شعري از حافظ، پيش درآمد از ساخته‌هاي ابراهيم آژنگ، ساز و آواز براساس اشعاري از مولانا و راه و ماه از سايه در دستگاه نوا به چشم مي‌خورد.

اين گروه در اين آلبوم قطعه شاه خرابات را به «پرويز مشكاتيان»تقديم كرده‌اند.

«راه و ماه» اولين اثري است كه «سينا سرلك» در قالب آلبوم موسيقي منتشر كرده است.

در اين آلبوم كه هم اكنون در بازار موسيقي منتشر شده است، نوازندگاني چون «پارسا احتشامي»:ني، «علي خشتي‌نژاد»:تار و بم‌تار، «عليرضا گرانفر»:سنتور، «سحاب تربتي»‌: تنبك، «نازنين تن ساز»:عود، «نسيم اربابي»:كمانچه و «نويد دهقان»:كمانچه؛ «سينا سرلك» را به عنوان خواننده همراهي كرده‌اند.

آخرین اثر:این خواننده که به تازگی آلبوم «بی‌گاه» از او منتشر شده درخصوص این آلبوم گفت:«بعد از کنسرت‌های متعددی که با گروه دالاهو به سرپرستی مسعود حبیبی داشتم آلبوم "بی‌گاه" را به آهنگ‌سازی نوید دهقان کار کردم که در دو قسمت آواز دشتی و چهارگاه منتشر شده است.»

وی در ادامه افزود: «در این اثر بیش از هر عنوانی پرداختن به مسائل اجتماعی را مدنظر داشتیم بر همین اساس از شعر شاعران نوپرداز و مولانا در حوزه مسائل اجتماعی استفاده کرده‌ایم در واقع با انتخاب این اشعار به شدت تأکید داشتیم فضای امروز جامعه را مطرح کنیم.»

معرفی آلبوم در دست انتشار سینا سرلک:

سرلک  در مصاحبه خود با خبرگزاری مهر در اشاره به برنامه‌های آتی خود گفت: «پس از ماه رمضان با گروه رومی به سرپرستی و آهنگ‌سازی پدرام درخشانی کنسرتی را در سالن میلاد برگزار می کنیم؛ همچنین آلبومی با نام "افسانه عشق" که‌ترکیبی از سازهای کلاسیک غربی و موسیقی ایرانی و با آواز من است به زودی منتشر خواهد شد.»

 

پی نوشت:

گروه سرلک از سال 74 به سرپرستی سینا سرلک تشکیل شد. اعضاي اين گروه سه نفر و متشكل از سپيده سرلك(خواهر سینا سرلک) و رضا سرلك (يكي از اقوام سینا سرلک) است. و تا کنون کنسرتهایی را در شهرهای مختلف اجرا کرده اند.

 

 منابع:سایت هنر و موسیقی – مقاله آواز خوانی از سرزمین بختیاری/شادی وطن پرست –سایت آهنگسرا – سایت شجریانی ها – خبرگزاری مهر

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 19:10  توسط فرمیر  | 

گزارش/م.امید

خدایا پر از کینه شد سینه ام.

چو شب رنگ درد و دریغا گرفت،

دل پاکروتر ز آیینه ام.

 

دلم دیگر آن شعله شاد نیست.

همه خشم و خون است و درد و دریغ.

سرایی درین شهرک آباد نیست.

 

خدایا ! زمین سرد و بی نور شد.

بی آزرم شد،عشق ازو دور شد.

کهن گور شد،مسخ شد،کور شد.

 

مگر پشت این پرده آبگون،

تو ننشسته ای بر سریر سپهر،

به دست اندرت رشته چند و چون؟

 

شبی جبه دیگر کن و پوستین

فرود آی از آن بارگاه بلند،

رها کرده خویشتن را ببین.

 

زمین دیگر آن کودک پاک نیست.

پرآلودگیهاست دامان وی،

که خاکش به سر،گرچه جز خاک نیست.

 

گزارشگران تو گویا دگر

زبانشان فسرده ست؛یا روز و شب

دروغ و دروغ آورندت خبر.

 

کسی دیگر اینجا ترا بنده نیست.

درین کهنه محراب تاریک،بس

فریبنده هست و پرستنده نیست.

 

علی رفت؛زردشتِ فرمند خفت.

شبان ِ تو گم گشت،و بودای پاک

رخ اندر شب نی روانا نهفت.

 

نمانده ست جز"من" کسی بر زمین.

دگر ناکسانند و نامردمان؛

بلند آستان و پلید آستین.

 

همه باغها پیرو پژمرده اند.

همه راهها مانده بی رهگذر.

همه شمع و قندیلها مرده اند.

 

تو گر مرده ای،جانشین تو کیست؟

که پرسد؟که جوید؟که فرمان دهد؟

وگر زنده ای،کاین پسندیده نیست.

 

مگر صخره های سپهر بلند،

-که بودند روزی به فرمان تو-

سر از امر و نهی تو پیچیده اند؟

 

مگر مهر و توفان و آب،ای خدای!

دگر نیست در پنجه پیر تو؟

که گویی:بسوز و بروب و برآی.

 

گذشت،آی پیر پریشان!بس است.

بمیران،که دونند و کمتر زدون؛

بسوزان،که پستند و زان سوی پست.

 

یکی بشنو این نعره خشم را،

برای که بر پا نگه داشتی،

زمینی چنین بی حیا چشم را؟

 

گر این بردباری برای "من"است؛

نخواهم"من" این صبر و سنگ ترا؛

نبینی که دیگر نه جای "من"است؟

 

ازین غرقه در ظلمت و گمرهی،

ازین گوی سرگشته ناسپاس،

چه مانده ست،جز قرنهای تهی؟

 

گران است این بار بر دوش "من"

گران است،کز پاس شرم و شرف،

بفرسود روح سیه پوش "من"

 

خدایا!غم آلوده شد خانه ام.

پر ازخشم و خون است و درد و دریغ

دل خسته پیر دیوانه ام.

 

""مهدی اخوان ثالث/تهران/مهر ماه 1334""

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 11:12  توسط فرمیر  | 

گذری بر زندگی عبدالقادر مراغی؛با نگاهی به اهداف و آثار گروه عبدالقادر مراغی

abdolghader band.jpg

عبدالقادر مراغی به عنوان قابل توجه ترین موسیقیدان،نظریه پرداز و آهنگساز در قرن چهاردهم شناخته شده است."مقاصد الالحان"،"جامع الالحان" و "شرح ادوار صفی الدین ارموی" سه رساله ای هستند که به عنوان آخرین و مهمترین کتابهای موسیقی در دوره اسلام توسط عبدالقادر مراغی نوشته شده است.همچنین چندین قطعه موسیقی از عبدالقادر طی 500 سال به ما رسیده است.

عبدالقادر در بغداد شاگرد و مرید مکتب صفی الدین ارموی بوده است.که مدرسه(مکتب) سیستماتیک نامیده می شده است.زمانی که او به دربار جلایرید در تبریز فراخوانده شد مدرسه صفی الدین به تبریز و اردبیل و زمانی که تیمور سمرقند را به عنوان پایتخت ایران اعلام کرد،بهترین موسیقیدانان از جمله عبدالقادر به دربار او دعوت شدند.از این زمان مدرسه سیستماتیک به آن منطقه منتقل شد،بعدها شاهرخ (پسر تیمور) هرات را پایتخت اعلام کرد و عبدالقادر را به دربار خواند.بنابراین مدرسه موسیقی نام برده تمام ایران را پیمود،از شرق تا غرب.بدون شک با تغییرات و توسعه هایی که عبدالقادر ایجاد کرده بود.

رساله های نوشته شده توسط عبدالقادر نو آوری های ارزشمندی را در تئوری و تمرینات ارائه داد و این عبدالقادر را پیشرو شاخه پارسی مدرسه سیستماتیک شرق ایران نمود.مدرسه ای که تحت تاثیر فرهنگ اعراب عثمانی در غرب ایران ،باقی ماند.به بیانی دیگر بعد از سقوط قدرت تیمور،پسران عبدالقادر به امپراطوری عثمانی حرکت کردند و راه(سبک) پدر را در آنجا پیش گرفتند.

همانطور که گفته شد؛دو پسر عبدالقادر در دربار عثمانی امان یافتند و سبک و سیاق پدر و صفی الدین را در آنجا پایه گذاری کردند.بنابراین نو آوری های عبدالقادر در مدرسه صفی الدین بار دیگر به غرب معرفی شد،اگر چه خود عبدالقادر هیچگاه برای مدت طولانی در آن منطقه زندگی نکرد.بخشی از سبک او زمانی که در فرهنگ عثمانی وجود داشت با پیدایش موسیقی اصیل ترکی درسمرقند و بخارا ادامه یافت.به این خاطر است که اساتید موسیقی عثمانی(یا موسیقی اصیل ترکی)  از عبدالقادر به عنوان پیشکسوت خود یاد می کنند.عبدالقادر در موسیقی اصیل ترکی بسیار گرانقدر و جاودان بود که بدون سبک او ممکن بود موسیقی ترکی چنین پیشرفتی را به خود نبیند.

به نظر می رسد سبک عبدالقادر مراغی در موسیقی تا دوره صفویان وجود داشته و بعد به مرور زمان به دلیل آنکه صفویان تغییراتی را در مذهب،سیاست،فرهنگ و هنر ایجاد کردند؛کمرنگ شده است.تغییر و تحول در دوره صفویان به قدری بوده است که در موسیقی ایرانی هم دوره آن هیچ اثر مکتوبی  از سبک عبدالقادر پیدا نشده است.گفته می شود؛در تصنیف های قدیمی ایران که بیشتر به دوره قجری بر می گردد و اکنون بخشی از رپرتوار موسیقی کلاسیک ایرانی شده است،هیچ نشانه ای از انتساب آنها به عبدالقادر یافت نمی شود، و وابستگی های بسیار غیر محتمل آنها به جریانها و سبکهای دیگر در موسیقی را نشان می دهد که باید بعد از دوره صفوی اتفاق افتاده باشد..بنابراین به نظر می رسد سبک عبدالقادر در موسیقی ایرانی از ان زمان به بعد کمرنگ شده است.

تاریخ آهنگسازی عبدالقادر دارای شک و تردید بسیاری است.بعضی معتقدند که قطعاتی که به عبدالقادر نسبت داده شده است،نمی تواند توسط او نوشته شده باشد،و توسط موسیقیدانان عثمانی قرن هجدهم نوشته شده است.سوال اینجاست اگر چنین است،چنان آهنگسازان بزرگی چرا باید موسیقی خود را به دست خط فارسی بنویسند و از اشعار شاعران بزرگ ایرانی استفاده کنند؟...بعضی هم معتقدند که همه این قطعات نمی تواند متعلق به یک آهنگساز باشد، و بعضی قطعات ممکن است متعلق به عبدالقادر و بعضی هم متعلق به آهنگسازان دیگر باشد.بر طبق نظر آنها،بیشترین کارهای برجسته موسیقی دوره تیموریان و بعدتر به دلیل حفظ آنها در آن زمان به عبدالقادر تعلق دارد(کار مشابهی که بر روی بعضی از اشعار منسوب به حافظ و رومی انجام شده بود.) عقیده دیگر  بر این موضوع استوار است که قطعات را به صورت مجموعه ای در نظر می گیرد که در طول قرنها از طریق شنیدن یاد گرفته شده و تدریس شده است و بعد آن قطعات در اواخر قرن نوزدهم توسط موسیقیدانان ترک و اروپایی به نمادهای آوایی نوشته شده اند و آنطور که ما می بینیم برای هر قطعه نسخ متفاوتی وجود دارد.

 


 در ایران،رپرتوار ها کاملا ناشناخته اند،با وجود اینکه در ترکیه حداقل چهار یا پنج قطعه از قطعات نسبت داده شده به عبدالقادر نواخته می شود.بیشتر آنها هم در یادداشتهای غربی و در کتابخانه ها و آرشیوهای مختلف ترکیه وجود دارند.البته تعداد محدودی از آنها هم  در "کلیات دارالالحان" چاپ شده است.

قطعات؛پیچیده و غریب،در فرم ملودیک بسیار دلنشین،نمایانگر یک فرم ایستار هنری،و همچنین گنجایش شعر در آنها هستند.

کلیه اشعار رپرتوار به زبان فارسی و بعضی هم به نظم ترکی وعربی هستند.یک نشانه دیگر این است که فرم(سبک) قطعات با آنچه عبدالقادر در رسالات خود ذکر نموده است همخوانی دارد.

باز آفرینی و نواختن این قطعات مانند تحقیق در تاریخ و فرهنگ ایران است.نواختن قطعات موسیقی شنیده نشده بر پایه تعدادی سند و مدرک.

در کنارمطالعات گذشته،یک تحقیق بسیار دقیق روی این قطعات و تئوری های عبدالقادر حدود هجده ماه پیش آغاز شده است.هدف ما جنبه های تئوری قضیه نیست چه بسا که مجال خود و کارشناسان خود را می طلبد.هدف اصلی ما(گروه عبدالقادر مراغه؛با سرپرستی و آهنگسازی محمدرضا درویشی و آواز همایون شجریان) در این پروژه،این است که نمونه های بی نظیری از هنر موسیقی را زنده کنیم و مجموعه ای مکتوب از آهنگسازی های سنتی را که در فرهنگ اسلامی ایران وجود داشته، را بازآفرینی کنیم.

در نوامبر 2005 اولین تلاشها برای برپایی گروهی که بعدها عبدالقادر مراغی نام گرفت آغاز شد و بعد در آپریل 2006 تعداد بیست نفر از موسیقیدانان شروع به کار کردن بر روی قطعات کردند و از سپتامبر 2006 گروه کوچکتری،متشکل از ده موسیقیدان کار را تا کنون ادامه دادند.

گروه "عبدالقادر مراغی" از سازهایی چون: عود،قانون،رباب،کمانچه،تنبور(چهار تار)،نی و دایره تشکیل شده است.نوازندگان دارای تحصیلات عالی موسیقی که بعضی هم مدرک PHD دارند،هستند.

با داشتن پس زمینه کامل از موضوع،دو سال پیش با مطالعه دوباره نوشته های عبدالقادر،کار بر روی تئوری های عبدالقادر را آغاز نمودم.و همچنین بسیاری از نوشته های موجود ترکی،اروپایی و ایرانی درباره این موسیقیدان گرانقدر ایرانی را مطالعه و جمع آوری کرده ام.

حاصل این تلاش چندین ساله،آلبومی به صورت 3 سی دی صوتی که متشکل از 24 قطعه نسبت داده شده به عبدالقادر مراغی،کتابچه ای در مورد موسیقی دوره تیموریان-سبک عبدالقادر-تاریخچه اهنگسازی او و فرم آن و فواصل و ریتمهای موسیقی است.

متن اصلی(به زبان انگلیسی) از وبسایت رسمی گروه عبدالقادر مراغه/محمدرضا درویشی آپریل 2007/ترجمه پرنیان محمدی 14شهریور 1387

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 16:16  توسط فرمیر  | 

نقش چهارمضراب در موسیقی ایرانی/بخش اول

4mezrab 1.jpg

 

چهار مضراب را می توان از قدیمی ترین و مهم ترین ضربی های موسیقی کلاسیک ایران دانست.از نظر تاریخی این واژه اولین بار توسط «فرصت الدوله شیرازی» و در کتاب «بحور الالحان»(تالیف:1283ه.ق)آمده است اما به عقیده «مهدی ستایشگر»در «واژه نامه موسیقی ایران زمین» و «حسن مشحون» در کتاب «تاریخ موسیقی ایران» چهار مضراب ریشه ای بسیار کهن تر دارد و در زمان «عبدالقادر مراغی» نیز با نام «ترجیع» متداول بوده است.در کتاب«جامع الالحان» مراغی ترجیع را اینگونه تعریف کرده است:«ترجیع در اصطلاح مباشران عود و دیگر آلات ذوات الاوتار آن است که بر وتری،سیر نغمات کنند با انگشتها،به اناملی و به هر نقره یا زیادت بر آن وتر زنند،نقره ی دیگر یا زیادت از آن،بر مطلق وتری زنند و ان را لازم دارند و آن چنان بود که نقره بر وتر زیر زنند و نقره دیگر بر وتر بم(وتر راجع) یا یک یک،یا دو دو،یا سه سه،یا چهار چهار یا مختلف،هرچند نقره که ارادت مباشران باشد.»

فرصت الدوله در تعریفی که از چهار مضراب ارایه می دهد اشاره ای به چگونگی آن نمی کند و تنها آن را نوعی آهنگ موسیقی توصیف می کند که نوازنده ساز در دستگاه های مختلف می نوازد تا آواز خوان برای خواندن مهیا شود.

چهار مضراب در موسیقی کلاسیک ایرانی با توجه به تعاریف موجود و از نمونه های قدیمی که امروزه در دست است،دارای خصوصیات زیر است:قطعه ای ضربی با تمپوی بالا و زمان کوتاه که به صورت تکنوازی و بدون همراهی تنبک و معمولا در ابتدای اجرای موسیقی نواخته می شود.ملودی چهار مضراب اکثرا ساده و بر اساس پایه ای که الگوی بسط و گسترش آن قطعه است جریان می یابد.ریتم بیشتر به صورت دو ضربی ترکیبی و گاهی نیز سه ضربی بوده است.

آداب اجرا

طبیعتا چهار مضراب به سبب خصوصیاتی چون ضربی بودن و تمپوی بالا،بهترین شروع در مجالس به شمار می رفته است چرا که علاوه بر جلب توجه حاضرین و دعوت آنها به سکوت و گوش فرا دادن به موسیقی،با اشاره به درجات مهم مقام مورد نظر،آنها را باگوش و ذهن شنوندگان یا خواننده احتمالی آشنا کرده و به قول مولف بحورالالحان،خواننده را برای خواندن مهیا می کرده است.چهار مضرابها گاهی نیز در بین اجرا و معمولا در محدوده ی گوشه های مهم هر دستگاه یا حتی در آخر اجرا(1) نیز دیده می شوند.از دیدگاه جزیی تر نیز چهار مضرابها گاهی قبل،گاهی در میان و گاهی پس از گوشه مربوطه نواخته می شوند.

در اکثر تعاریف چهار مضراب را قطعه ای برای ساز تنها ذکر کرده اند و این در حالی است که امروزه تنظیم چهار مضراب برای گروه بسیار معمول است به طوری که حتی بعد از جریان «مرکز حفظ و اشاعه» و «چاووش» که بازگشتی به موسیقی قدیم ایران رخ داد،شیوه گروه نوازی چهار مضرابها باقی ماند.عدم همراهی تنبک با چهار مضراب نیز تنها به شیوه نوازندگی قدما باز می گردد و در دوره های بعد این امر کاملا معمول است.

هرچند استفاده از واژه مضراب در نام این قطعات ویژگی آن را برای سازهای مضرابی به ذهن متبادر می سازد ولی در حال حاضر ساخت و اجرای چهار مضراب در تمامی سازهای کمانی و بادی مانند کمانچه،ویولون و نی امری رایج به شمار می رود.«ژان دورینگ»بدعت اجرای چهار مضراب با نی را به استاد«حسن کسایی» منتسب دانسته است.

در ردیف های قدیمی تر چهار مضرابها معمولا دارای ساختمان ساده ای هستند که ملودی در آنها بر اساس یک پایه عموما کوتاه و ساده بسط و گسترش می یابد که بیشتر نقش معرفی فضای مدال دستگاه یا گوشه مربوطه را بر عهده دارد.نقش «ملودی-مدل» های مرسوم ردیف در ملودی این قطعات کمرنگ است و ساختار ساده و مشخص آنها امکان بداهه پردازی را محدود می سازد.در چهار مضرابهای این دوره نتهای کشیده و ریز که در اجرای آواز ها بسیار متداول است دیده نمی شود،از دراب،تکیه و یا سر مضرابها کمتر استفاده می شود.نوانس ها اهمیت ندارد و تاکید ها به صورت آکسان بیشتر بر روی نت های ملودیک(2) دیده می شود.از سکوت نیز کمتر و تنها به صورت مکث های کوتاه در آخر جملات استفاده می شود.

با توجه به چهار مضرابهای موجود در ردیف های مختلف و آثاری که از نوازندگان معتبر آن دوران مانند «حبیب سماعی» یا «درویش خان» و سپس «ابوالحسن صبا» روایت شده این گونه به نظر می رسد که شیوه چهار مضراب هایی که در مجالس و به عنوان اجرای زنده نواخته می شده در آن زمان هم با آنچه که در ردیف و بیشتر با تکیه بر جنبه آموزشی آن ارایه می شده است تفاوتهایی داشته و معمولا از تنوع و زمان بیشتری برخوردار بوده است که این موضوع با توجه به اهمیت مقوله بداهه نوازی در موسیقی ایران چندان دور از ذهن به نظر نمی رسد.

از اوایل قرن حاضر که موسیقی ایرانی تا حدودی از موسیقی کلاسیک غرب متاثر می شود و از تئوری های آن بهره می جوید،استفاده از شیوه های گسترش ملودی این موسیقی در ساخت چهارمضرابها نیز دیده می شود و به همین دلیل نیز بعضی پایه ها نقش تم را برای گسترش بازی می کنند و از حالت یک موتیف ساده ریتمیک که در دوره قبل رایج بود به جمله ای ملودیک بدل می شوند.همچنین در این شیوه به مانند موسیقی کلاسیک اروپا،اکثر قطعات از قبل توسط موسیقی دانان آهنگسازی و مکتوب می شود،لذا در هنگام اجرا بداهه پردازی نقش چندانی نمی یابد.

بالا رفتن تنوع ملودیک،ریتمیک و دینامیک(نوانسها)،اهمیت بیشتر ملودی تیپ های ردیف در جمله پردازی،به کار بردن میزان نماهایی مانند دو چهارم که قبلا معمول نبوده است،استفاده کامل از محدوده های صوتی مختلف هر ساز،استفاده از فواصل منفصل و پرش های غیر معمول در شیوه های قدیمی تر،استفاده از دو یا چند پایه در طول یک قطعه و استفاده از نتهای کشیده و ریز،تکیه ها،سرمضرابها،نتهای دوبل و تکنیکهایی چون آرپژ و پاساژ از جمله خصوصیات این چهار مضرابها هستند که اکثرا برای اجرا توانایی تکنیکی بالایی را می طلبند.با این که به نوعی «علینقی وزیری» پرچم دار این شیوه از موسیقی ایرانی محسوب مس شود ولی در زمینه چهار مضراب،«فرامرز پایور» را می توان شاخص ترین چهره دانست.

در شیوه نوازندگانی چون «جلیل شهناز»،«لطف اله مجد»،«فرهنگ شریف»،«رضا ورزنده»،«احمد عبادی» و بسیاری از نوازندگان رادیو در دهه های 20 الی 40 خورشیدی،بداهه رنگ بسیار پر قوتی می یابد و معمولا تکنوازی ها یا همنوازی ها به بداهه نوازی در قالب قطعات چهار مضراب مانند،حول یک یا چند پایه تبدیل می شود که مدت زمان تقریبا زیادی را به خود اختصاص می دهد.ویژگیهای دیگر چهار مضراب در این شیوه را می توان به شرح زیر بیان کرد:

اهمیت دادن به زیبایی ملودی ها در فضای مدال مربوطه،فارغ از الگوهای ملودیک ردیف - استفاده ی بیشتر از گوشه های اصلی و مدال ردیف - تمپوی معمولا پایین تر به نسبت دوره های پیشین – انتخاب سازهای پر طنین و حجیم تر و یا استفاده از تمهیداتی چون خالی کردن زیر ساز سنتور یا به کارگیری دستگاه های صدابرداری برای ایجاد طنین بیشتر یا اکو – فضاسازی با استفاده از صداهای واخوان و کوک های نا معمول به ویژه در ساز تار – استفاده از تکنیکهایی چون مالش ها یا تغییر محل مضراب در تار و آرشه در ویولون،همچنین استفاده از نمدهای کلفت در سر مضرابهای سنتور یا فشار دادن سیم ها و.....

پی نوشت ها:

1-هرمزی،سعید-ردیف سه تار،آواز افشاری-موسسه ماهور دی 1377

2-در چهار مضرابها معمولا نت یا نتهایی ثابت می مانند که در حکم واخوان(پدال) محسوب می شوند و تنها نتهایی که در طول قطعه تغییر می کنند نقش ملودیک دارند.نتهای ملودیک بیشتر بر روی ضربهای اصلی قرار می گیرند.

 


با اقتباس از مقاله کیوان فرزین_مجله موسیقی فرهنگ و آهنگ شماره 17/مهر و آبان 86

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 18:39  توسط فرمیر  | 

آخرین شب کنسرت همایون شجریان از دوربین ایرنا و مردمک

با سپاس بیکران از دوستان خوب و مهربانم....سها و وب گل نازنین....که آدرس این عکسها رو برام فرستادند.

بی نهایت از مهر شما عزیزان سپاسگزارم


               «برای دیدن عکسهای خبرگزاری ایرنا ادامه مطلب را مشاهده نمایید»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 17:31  توسط فرمیر  | 

آوای مستان 7 شب در سرزمین باران های نقره ای پیچید. . .

پیشتر برخی از همراهان مهربان و همدلم خبر های مربوط به گروه مستان و خواننده جوانش همای را از وبلاگ آوای آسمان پی می گرفتند که به دلیل پذیرفتن مسئولیت این وبلاگ،وبلاگ نام برده از سرویس بلاگفا حذف شد...اکنون بعد از گذشتن چندی از اجرای کنسرت این گروه در رشت در سدد بر آمدم تا گزارشی هرچند کوتاه را برای علاقه مندان به صدای این خواننده جوان بهشت ایران،سرزمین سبز و پر برکتم گیلان جاودان بنگارم.

با سپاس از وبلاگ همای مستان


رشت،سبزه میدان،خیابان بیستون،سه راه معلم و ازدحام جمعیت !!

مردمی که در هوای گرم و شرجی گیلان بلیط به دست منتظر باز شدن در حوزه ی هنری هستند.پس از باز شدن در ، آن ها که از ساعت ها قبل به انتظار ایستاده اند زودتر وارد محوطه می شوند و آن ها که دیر تر آمده اند هنوز در انتظار . . .

 آلونکی آراسته به گلیم های سنتی و ظروفی سفالین که چهارپایه های چوبی و سازهای هنرمندان در آن قرار گرفته اولین چیزی است که پس از ورود به محوطه نظر را جلب می کند.صحنه با تمام وجود بیان می کند که اینجا گیلان است و تا چند لحظه ی دیگر صدای هنرمند گیلانی در فضا خواهد پیچید.

صندلی ها رفته رفته پر می شود و هوا تاریک.

 و مستان می آید ، می آید تا پیام جاودانه اش را به گوش مردم برساند،چه آنها که متعلق به این خطه ی سرسبز هستند و چه آن ها که کیلومترها راه پیموده اند تا شاهد اجرای زنده ی این گروه باشند.

همای می خواند از عشق ، از وطن  ، از جهان ، از خدا و در نهایت از راز دل مردم گیلان به زبان خود آن ها . .

 

کوتاه از کنسرت

کنسرت گروه مستان به اساتید محترم آقایان علی اکبر لایق و محمد تقی مرتاض هجری به پاس زحمات بی پایان در عرصه ی گرافیک گیلان و همچنین کمک های جبران ناپذیرشان به پرواز همای در سالهایی نه چندان دورتقدیم شد.

متاسفانه در صف طویل پشت درهای حوزه هنری بودند کسانی که به علت تقلبی بودن بلیط هاشان نتوانستند در کنسرت شرکت کنند اما خوشبختانه با مراکزی که از فرصت پیش آمده سوء استفاده کرده و به جمعی از هواداران بلیط های تقلبی فروخته بودند برخورد شد.

و اما اتفاقی بسیار جالب و نادر در شب چهارم کنسرت :  قبل از شروع ترانه های فولکلور گربه ای از بالای دیوار به میان جمعیت رفته و زیر صندلی ها از یک سو به سوی دیگرمی دوید.حضور غیر مترقبه ی این (گربه) در میان جمعیت و همهمه ی مردم همای را به یاد ترانه ای محلی در مورد گربه که مادرش در دوران کودکی برایش می خواند انداخت و همای آن را بداهه خوانی کرد این ترانه چنان شور و اشتیاقی را در مردم ایجاد کرد که گویی شنیدن این ترانه همان قدر غیرمنتظره بوده که حضور آن گربه.تشویق بی پایان مردم نشان داد که این ترانه چنان به دل ها نشسته است که تا سال ها در خاطره ها هم خواهد ماند.

 در شب پنجم همای از بمانی ، همان بزرگ زنی که همای ترانه ی معروف بمانی،بمانی را در وصفش سروده و خواند در کنسرت حاضر شد و همای عاشقانه تر از همیشه از او سپاسگزاری کرد.همچنین حضور مادر بزرگ همای و همخوانی او با گروه در ترانه ی بمانی چنان رابطه ی احساسی با بینندگان برقرار کرد که اشک در چشمان بسیاری حلقه زد .

درآمد کنسرت شب آخر به بیماران سرطانی استان گیلان اختصاص یافت و جمعی از مردم نوع دوست این سرزمین با خرید بلیط هایی به مبلغ دویست و حتی سیصد هزار تومان در این امر خیر با مستان شریک شدند.

 هفت شب سپری شد.شب هایی که صدایی آشنا در آن ها پیچید و برگ ها با آوای دلنشین سازهای مستان زیر نور ماه که آسمان محوطه ی باز حوزه ی هنری را نورباران کرده بود رقصیدند و گاه گاهی چنان سرمست شدند که همچو برگ های پاییزی زیر پای مردم لغزیدند.

همای به زادگاهش آمد،برای مردمش خواند وهرگز از دل این سرزمین و از روح این مردم بیرون نخواهد رفت از آنجا که . . .

تنها صداست که می ماند...

+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 20:16  توسط فرمیر  | 

آخرین شب کنسرت همایون شجریان از دوربین موج

                   

                1                                        2                                        3

                   

             4                                            5                                    6

                  

              7                                      8                                          9   

                  

             10                                     11                                        12

                 

            13                                    14                                         15

                 

            16                                    17                                         18

                 

           19                                     20                                      21

                

           22                                      23                                         24

            25

 

                      «برای دیدن عکسها در سایز اصلی روی اعداد کلیک نمایید»

                                                     عکاس:علیرضا سلطانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 18:46  توسط فرمیر  | 

آخرین شب کنسرت همایون شجریان از دوربین مهر

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 13:14  توسط فرمیر  | 

عکسهای فرهنگ و آهنگ از شب آخر کنسرت همایون شجریان و دستان

            

                 1                                                  2                                    3

                                    

             4                                         5                                                    6

                                   

            7                                            8                                                 9

                                 

          10                                        11                                                  12

                                 

         13                                            14                                                 15

                                 

           16                                         17                                               18

                                  

            19                                      20                                                21

                                 

         22                                        23                                            24

                   «برای دیدن عکسها در سایز اصلی روی اعداد کلیک نمایید»

                                                 عکسها از مریم محمدی

 


اخبار مرتبط:

اعتراض شجريان به قطع برق در كنسرت گروه دستان

بيژن كامكار: «همايون» نبايد فقط از نام پدرش استفاده كند

درويشي:«همايون شجريان» پدرش را تكرار نمي‌كند

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت 12:12  توسط فرمیر 

نامه همایون شجریان و گروه دستان خطاب به علاقه‌مندان موسیقی

          در پی قطع برق و بروز مشکلات در برگزاری دو شب پایانی کنسرت منتشر شد

                  نامه همایون شجریان و گروه دستان خطاب به علاقه‌مندان موسیقی

 

در پی قطع برق و بروز مشکلات در برگزاری کنسرت طی دو روز پایانی اجرای همایون شجریان و گروه دستان، گروه و برگزارکنندگان با انتشار نامه‌ای خطاب به علاقه‌مندان حاضر در سالن از بروز این حواشی عذرخواهی کردند.

به گزارش روابط عمومی کنسرت، علیرغم پیگیری‌های جدی شرکت دل‌آواز و تیم برگزاری کنسرت همایون شجریان و گروه دستان به منظور عدم قطع برق در ساعت‌های اجرا، این مشکل در دو روز پایانی برگزاری کنسرت موجب اخلال در روند برپایی برنامه شد. به همین دلیل همایون شجریان و اعضای گروه دستان درنامه‌ای عذرخواهی از کلیه علاقه‌مندان از شکیبایی آنان قدردانی کردند. متن کامل این نامه به این شرح است:

دوستان، همراهان و مهربانان عزیزی که یکشنبه و دوشنبه شب در کنسرت حضور داشتید؛
از این که به خاطر قطعی ‌بی‌برنامه برق که در نیمه اول کنسرت رخ داد، سختی کشیدید، پوزش می‌خواهیم. می‌دانید که کنترل این بی‌برنامگی از حوزه اختیارات ما و برگزارکنندگان خارج بود. علی‌ایحال بابت تاخیر در شروع برنامه، گرمای سالن، عدم پخش تصویر از نمایشگر‌ها و کیفیت نامناسب نور صحنه در بخش اول اجرا پوزش می‌خواهیم و از شکیبایی شما سپاسگزاریم. امید است که بخش دوم کنسرت جبران کمبودها را کرده باشد.

همایون شجریان و گروه دستان

۰۵ شهریور ۱۳۸۷

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 18:3  توسط فرمیر  | 

بازتاب کنسرت همایون شجریان و گروه دستان

             خبرگزاری میراث‌فرهنگی: همایون شجریان خاطره صدای پدر را زنده کرد

خبرگزاری میراث فرهنگی در گزارش خود از کنسرت همایون شجریان و گروه دستان، این اجرا را کنسرتی موفق ارزیابی کرده و نوشته است: «همایون شجریان که نخستین کنسرت خود را به صورت مستقل و بدون حضور پدر در ایران اجرا می کرد، برنامه دومین شب از اجرای خود را بدون تکرار قطعه‌ای و با تشویق و عباراتی همچون"همایون دوست داریم" به پایان برد.»

به گزارش روابط‌عمومی کنسرت، خبرگزاری میراث‌فرهنگی در بخشی از این  گزارش نوشته است: تصنیف «وطن» که به عنوان پایان بخش کنسرت دیشب بر اساس شعر سیاوش کسرایی اجرا می شد، بار دیگر قدرت آهنگسازی فرج پوری را نشان داد. موسیقی سنتی همراه با شعری در سنای وطن که خاطره «ایران ای سرای امید» شجریان بزرگ را که 30 سال قبل بر اساس ملودی «محمدرضا لطفی» خوانده بود زنده کرد. صدای قدرتمند همایون با موسیقی حماسی فرج پوری که در انتهای کنسرت شور فراوانی به جمعیت حاضر بخشید:
وطن وطن
نظر فکن به من که من
به هرکجا غریب وار
که زیر آسمان دیگری غنوده ام
همیشه با تو بوده ام
همیشه با تو بوده ام

مشروح گزارش خبرگزاری مهر را [اینجا] ببینید.


                              روزنامه اعتماد ملی: زهی عشق و زهی شور...!

روزنامه اعتماد ملی در مطلبی با عنوان نگاهی به کنسرت همایون شجریان و دستان نوشت: «اولین شب کنسرت موسیقی گروه دستان به خوانندگی همایون شجریان پس از اتمام تور اروپایی این گروه در تالا‌ر وزارت کشور طنین افکند و خیل عظیم مشتاقان این هنر اصیل را به وجد آورد. »

به گزارش روابط‌عمومی کنسرت، روزنامه اعتماد ملی در بخشی از این  گزارش نوشته است: «در کل باید به جز صدابرداری بی‌نقص گروه صدابردار در شب نخست کنسرت، از هماهنگی گروه دستان و تجربه قرار گرفتن چند ساز کوبه‌ای در کنار کمانچه و تار و بربط به نیکی یاد کرد.»

مشروح گزارش روزنامه اعتماد ملی را [اینجا] ببینید.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 8:29  توسط فرمیر  | 

عکسهای خبرگزاری موج از کنسرت همایون شجریان

                                 «بقیه عکسهای این خبرگزاری را در ادامه مطلب ببینید»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 10:18  توسط فرمیر  | 

مرغ سحری دیگر

 

گروه فرهنگي؛ شامگاه پنجشنبه تالار وزارت کشور ميزبان نخستين اجراي همايون شجريان به همراه گروه دستان بود. شجريان پسر در حالي اولين تجربه مستقل صحنه يي را تجربه مي کرد که پدر و استادش در همان روز اول اجرا به تماشاي کار او نشست. وقتي اعضاي سياه پوش گروه دستان روي صحنه ظاهر شدند، همايون شجريان که با پوشيدن جليقه يي روي لباس سياه خود، متفاوت با ديگر اعضاي گروه نشان مي داد براي لحظه يي از صحنه پايين آمد و پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و بعد از بوسيدن دست پدر به صحنه بازگشت. بخش اول برنامه با عنوان «قيژک کولي» به ساخته هاي حميد متبسم در مايه دشتي اختصاص داشت که با تصنيفي بر اساس شعري از خود «متبسم» آغاز شد. يکي از جذاب ترين بخش هاي قسمت نخست برنامه مربوط به دونوازي بهنام ساماني و پژمان حدادي بود که به نوعي امضاي گروه دستان محسوب مي شد. در هنگام اين دونوازي که با دو ساز تنبک و کوزه انجام شد تماشاگران چند بار به تشويق اين دو هنرمند پرداختند. بخش دوم برنامه با عنوان خورشيد آرزو در مايه بيات اصفهان به ساخته هاي سعيد فرج پوري نوازنده کمانچه گروه اختصاص داشت. در اين بخش اشعاري از فريدون مشيري، عطار نيشابوري، عراقي و سياوش کسرايي مورد استفاده قرار گرفته بود که در اين ميان تصنيف «وطن» شور و حال ويژه يي در تالار ايجاد کرد. پس از پايان برنامه و ترک صحنه، تشويق حاضران براي اجراي قطعه درخواستي باعث شد که گروه بار ديگر به صحنه بازگردد و درحالي که تماشاگران کنجکاو بودند که چه قطعه يي اجرا خواهد شد همايون شجريان ناگهان خواند؛ مرغ سحر ناله سر کن... که با تشويق و استقبال حاضران در تالار روبه رو شد. البته اين بار مرغ سحر به روايت گروه دستان و همايون شجريان اجرا شد که کمي متفاوت با مرغ سحر آشنا بود. يکي از مهم ترين ويژگي هاي اين برنامه طول مدت و ريتم برنامه بود به گونه يي که به نظر نمي آمد کسي از ميان حاضران تالار را ترک کرده باشد. اگر در ميان کنسرت هاي تابستان ديده شد که گاهي خوانندگان با گروه هايي روي صحنه رفتند که در حد و اندازه هاي آنها نبودند حضور خواننده به گروه مي چربيد و جواب آواز ها در حد و اندازه آواز ها نبود همايون شجريان در همان گام نخست با گروهي روي صحنه رفت که خود از اعتبار و وزن ويژه يي برخوردار بود. اما در سوي ديگر شهر، در کاخ نياوران و همزمان با کنسرت تالار بزرگ کشور پاکو پنيا نوازنده نامي فلامنکو، دومين شب از کنسرت خود را در تهران با اجراي 10 قطعه سپري کرد. به گزارش ايسنا ابتدا پاکو پنيا سه قطعه متفاوت را در دستگاه هاي مختلف فلامنکو اجرا کرد. بعد از اجراي اين قطعات او با سلام و خوشامدگويي به حاضران گفت؛ ترجيح مي دادم به زبان مادري ام يعني اسپانيايي با شما سخن بگويم، ولي به رسم تمام برنامه هاي بين المللي ام با زبان انگليسي حرف مي زنم و مترجم برنامه، حرف هايم را براي شما ترجمه مي کند. او سپس با اشاره به تاريخچه پيدايش موسيقي فلامنکو و قطعات انتخابي خود براي اين برنامه يادآور شد؛ فلامنکو امروزه در تمام دنيا سبک شناخته شده يي است که از اندلس ـ اسپانياي جنوبي ـ آمده است و در گذر زمان و در مواجهه با فرهنگ هاي مختلف مدام تغيير شکل داده و تکامل پيدا کرده و در اين مسير از فرهنگ هاي مختلف تاثيرپذيري داشته است. او در پايان برنامه و بعد از تشويق پرشور حاضران دوباره بر صحنه حاضر شد و يک قطعه انتخابي ديگر را براي تماشاگران نواخت و سپس از آنها خداحافظي کرد. اجراي پنيا در ايران که با اجراهاي اين نوازنده در شيراز آغاز شده بود شب گذشته در تهران هم به پايان رسيد.

منبع:روزنامه اعتماد


فارس:كنسرت «همايون شجريان» تمديد نمي‌شود

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 11:19  توسط فرمیر  | 

گزارش تصویری اختصاصی دل‌آواز از کنسرت همایون شجریان

  اولین اجرای همایون شجریان به همراه گروه دستان با ادای احترام همایون به پدر و مادر آغاز شد. اولین کنسرت یک خواننده جوان با جمعیتی بالغ بر 3000 نفر استقبال کننده مواجه شد. این اجرا از آینده‌ای متفاوت در موسیقی ایران خبر می‌دهد.

«آلبوم دوم را در ادامه مطلب ببینید» 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 9:25  توسط فرمیر  | 

عکسهای ایسنا از اولین شب کنسرت همایون شجریان در تهران

اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان- تلار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا حضورمحمدرضاشجريان دراولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان/منا هوبه فكر اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان- تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا
بهروزي نيا و فرجپوري در اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان/منا هوبه فكر اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان-تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان-تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا
اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان-تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا حضورمحمدرضاشجريان دراولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان/منا هوبه فكر اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان-تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا
حسين بهروزي نيا در اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان/منا هوبه فكر سعيد فرجپوري دراولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان/منا هوبه فكر-ايسنا اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان-تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا
پژمان حدادي در اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان/منا هوبه فكر-ايسنا اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان-تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا
اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان- تالاربزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا حضور محمدرضا شجريان در اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان /منا هوبه فكر حضور محمدرضا شجريان در اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان /منا هوبه فكر
اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا
اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا
اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا
اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا اولين شب كنسرت همايون شجريان و گروه دستان -تالار بزرگ كشور/منا هوبه فكر-ايسنا
    برای دیدن عکسها در سایز اصلی روی عکسها کلیک نمایید.
    + نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 9:6  توسط فرمیر 

    عکس‌هایی از حاشیه‌های کنسرت همایون شجریان

     

     

    + نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 9:3  توسط فرمیر 

    آوای خوش هزار دستان در تهران پیچید

    hazare dastan 1.jpg

     

    اولین شب از کنسرت همایون شجریان و گروه دستان در کنار استقبال چشمگیر علاقه‌مندان موسیقی بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های کشور داشت.

    به گزارش روابط عمومی کنسرت، خبرگزاری ایسنا در گزارشی از اولین شب این کنسرت نوشت:«همایون شجریان شامگاه 31 مرداد ماه نخستین کنسرت مستقلش را در ایران با همراهی گروه «دستان» با قطعه «وطن» به پایان برد. شجریان پسر، در ابتدای ورود به صحنه پس از ادای احترام به تماشاچیان، با دیدن پدر خود به پایین صحنه رفت و پدر را در آغوش کشید و سپس به صحنه رفت و برنامه را آغاز کرد.»

    مشروح گزارش خبرگزاری ایسنا را [اینجا] ببینید.


    خبرگزاری مهر: آواز و پرواز شجریان دوم
    در کنار استقبال چشمگیر علاقه‌مندان موسیقی از اولین شب از کنسرت همایون شجریان و گروه دستان، رسانه‌ها نیز با انتشار گزارش‌های مختلفی ابعاد مختلف این کنسرت را متذکر شدند.

    به گزارش روابط عمومی کنسرت، خبرگزاری مهر در گزارشی از اولین اجرای همایون شجریان و گروه دستان در تهران نوشت:«پس از پایان تصنیف "وطن" و در پی تشویق های بی امان و تقاضای حاضرین در سالن اعضای گروه موسیقی "دستان" بار دیگر به روی صحنه آمدند و برجای خود نشستند همایون شجریان که فرزند خلفی برای استاد بزرگ آواز ایران است در ادامه راه پدر،تصنیف "مرغ سحر" را با همراهی خوب گروه دستان اجرا کرد و جمعیت حاضر در سالن نیزهم صدا با همایون این تصنیف را خواندند.»

    مشروح گزارش خبرگزاری مهر را [اینجا] ببینید.


    خبرگزاری فارس: همایون شجریان در حضور پدر درس پس داد
    خبرگزاری فارس در گزارشی از اولین شب کنسرت همایون شجریان به همراه گروه دستان به استقبال گسترده علاقه‌مندان موسیقی اشاره کرده و آورده است: «همایون در این اجرا با انتقال تمامی تکنیک‌های آوازی که از پدرش آموخته بود به همگان نشان داد که راه پدر را ادامه داده و می‌دهد.»

    به گزارش روابط عمومی کنسرت، خبرگزاری فارس در گزارشی از اولین اجرای همایون شجریان و گروه دستان در تهران نوشت:«شب گذشته اولین اجرای مستقل همایون شجریان با گروه دستان در تالار بزرگ کشور برگزار شد. همایون شجریان با این اجرا درس خود را در پی چند سال آموزش نزد پدر که در طول اجرا در مقابلش نشسته بود پس داد.»

    مشروح گزارش خبرگزاری فارس را [اینجا] ببینید.

    + نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 8:59  توسط فرمیر 

    آخرین مطالب وبلاگ


    شجریانی‌ها | ShajarianFans.com

    استفاده از مطالب این وبلاگ به هر نحو تنها با ذکر منبع و درج لینک آن شایسته است.