تبليغاتX
همایون شجریان

همایون شجریان

شاهزاده ی موسیقی ایرانی

گفت‌وگو با كیهان كلهر

"دایی‌جان ناپلئون‌ها بر موسیقی ما حكومت می‌كنند"

گفت و گو: مجید رئوفی - سمیه قاضی‌زاده

منبع:شهروند امروز/مجله موسیقی آهنگسرا

 

آهنگساز بزرگ موسیقی ایران و خالق قطعات ماندگار و به یاد ماندنی موسیقی ایران در سال‌های پایانی دهه 50 و آغاز دهه شصت، سخت می‌پذیرد كه هنرمند ایرانی را یك هنرمند جهانی بنامیم. می‌گوید: “من در جهان بودم و از این خبرها نبود. در اقیانوس دویست و پنجاه میلیون نفری آمریكا و یك اروپای بی‌حدومرز، جهانی شدن كار حضرت فیل است.” اما اگر بخواهیم از یك هنرمند فعال عرصه موسیقی ایران یاد كنیم كه خارج از مرزها، نامی‌دارد و نشانی - به گواه تمام مطالبی كه از او در رسانه‌های معتبر دنیا منتشر شده و به گواه اجراهایی كه در نقاط مختلف دنیا داشته - او قطعا كیهان كلهر است؛ هنرمندی كه از نسل غول‌های دهه پنجاه و شصت نبود اما در دهه هفتاد به یكی از ستون‌های موسیقی ایران تبدیل شد.


 

واقعیت این است كه وقتی عنوان بین‌المللی و جهانی را به كیهان كلهر اطلاق می‌كنیم، او را در بخش موسیقی جدی دنیا سنجیده‌ایم. او، امینم و كانیه وست نیست و نمی‌خواهد باشد. آثار و نامش نیز در ژانر موسیقی تجاری به مفهوم رسانه‌ای آن، نمی‌گنجد. كاندیداتوری سه باره‌اش برای جایزه گرمی، در بخش بهترین ویدئو كلیپ یا بهترین آهنگ سال نیست. در آن بخش‌ها، قواعد تجاری و روابط كمپانی‌ها، بیش از هر چیز دیگری موثرند. كلهر در بخش ورلدموزیك ، كاندیدا می‌شود و معنای این كاندیداتوری این است كه كلهر در بخش ورلدموزیك، یك هنرمند بین‌المللی و نامدار است.

البته بخش ورلدموزیك هم قواعد تجاری خودش را دارد، هواداران ویژه خود را دارد، فستیوال‌ها، رسانه‌ها و تبلیغات خاص خود را دارد و در نهایت هنرمندانی هستند كه در این اشل، بسیار موفق‌اند و هر تحرك‌شان، خبر جدیدی برای تعقیب‌كنندگان این عرصه است؛ درست مثل موقعیتی كه عباس كیارستمی ‌در سینمای جهان دارد؛ بی تردید او جرج لوكاس نیست اما جایگاه ویژه‌ای در سینمای دنیا دارد و اعتبار خاصی در میان سینماگران. اینجاست كه باید اذعان كرد كیهان كلهر، یك هنرمند بین‌المللی موفق است كه با گروهها و نوازندگان بسیار خوبی همكاری كرده، در سالن‌های متعدد و مقابل مخاطبان متفاوت ورلدموزیك، اجرا داشته و هر اثر تازه‌ای از او، مورد توجه رسانه‌های معتبر موسیقی ملل است.
كمپانی‌های جدی و بزرگ این ژانر، به دنبال او هستند و اینها همه در كارنامه او ثبت شده است. اینها در شرایطی است كه او با چند آلبوم معدود، به یك نام مطرح و معتبر در موسیقی ایران تبدیل شده و این موضوع، ارزش كار بین‌المللی او را مضاعف می‌كند. موفقیت او در داخل و خارج كشور، در حالی صورت می‌گیرد كه منتقدان داخلی، از كوچك‌ترین مشكلی چشم‌پوشی نمی‌كنند و تا كسی خودش را چندین و چند بار ثابت نكند، با تردید به او و فعالیت‌هایش می‌نگرند واین، قابل ستایش است.


برای آغاز بحث بفرمایید كه چرا فعالیتتان در ایران اینقدر كم است؟
البته در زمینه ارائه آلبوم،این گونه نیست. هر آلبومی‌از من كه در هرجا منتشر ‌شود، با فاصله‌ای كم در ایران هم منتشر می‌شود. اما در زمینه برگزاری كنسرت، من در ایران كم كار هستم كه این مقوله هم چیز عجیب و غریبی نیست و این كمكاری دلایل مختلفی دارد. دوست داشتم اگر قرار بود در ایران كنسرتی برگزار كنم به عنوان مثال همراه با كسانی باشد كه عموما با آنها در نقاط مختلف دنیا كنسرت می‌دهم. اما قوانین جدیدی از طرف مسوولان تدوین شده؛ مثلا نوازنده خارجی كه قرار است برای اجرا به ایران دعوت شود، باید گواهی عدم سوءپیشینه داشته باشد. طبیعی است كه نمی‌توان به موزیسینی كه همه دنیا او را می‌شناسند گفته شود كه برای برگزاری كنسرت در كشور من تاییدیه پلیس كشورخودش را ارائه كند. پس این بخش ارتباط من با موسیقی و موسیقیدانان غیر ایرانی در ایران خود به خود منتفی است. اما درباره فعالیت من با گروه‌های ایرانی باید بگویم كه من گروه كوچكی در ایران دارم كه از نوازندگانی كه چندسالی است با آنها كار می‌كنم تشكیل شده و اتفاقا دوست دارم كه با آنها كنسرت بدهم. به هر حال برگزاری كنسرت در ایران داستان‌های خودش را دارد. دیگر اینكه زمانی بود كه اصلا در ایران كنسرتی برگزار نمی‌شد و حالا هم كه بیش از حد كنسرت داریم.


شما خودتان سالها در خارج از ایران زندگی كرده‌اید و حتما می‌دانید كه در كشورهایی چون آمریكا هم كنسرت‌های زیادی برای سلیقه‌های مختلف برگزار می‌شود.
بله. اما اینجا همه این كنسرت‌ها فقط در یك شهر برگزار می‌شوند. در آنجا یك موسیقیدان یا یك گروه شاید بتواند فقط دو شب در سال در یك شهر كنسرت بدهد. نه موسیقیدان و نه برنامه‌گذاران به دلیل مسائل مختلف مایل به برگزاری بیش از حد كنسرت توسط یك فرد یا یك گروه در یك شهر نیستند. نتیجتا هیچكس بیش از حد در یك محل كار نمی‌كند. اصولا مقایسه فرهنگی فضای جامعه اروپا یا آمریكا با ایران كار اشتباهی است چرا كه مختصات فرهنگی این جوامع با هم متفاوت است.
به هر حال ما می‌توانیم یك مقایسه نسبی داشته باشیم، چون به عنوان مثال همین نیویورك‌تایمز كه درباره شما مطلب جدیدی نوشته، ستونی دارد كه كنسرت‌های هر هفته با موسیقیدانان ژانرهای مختلف را در نقاط مختلف آمریكا منتشر می‌كند. تعداد كنسرت‌ها هم واقعا زیاد است.
درست است اما اگر شما این ستون‌ها را مرتبا در طول یك سال چك كنید، هیچوقت اسم یك نفر یا یك گروه را چندبار نمی‌بینید. چرا كه گروه‌های متعدد از ژانرهای مختلف در شهرها و بعضا كشورهای مختلف به اجرای موسیقی می‌پردازند و معمولا یك یا دو سال طول می‌كشد تا برای اجرا دوباره به همان شهر بازگردند و هركدام از این كنسرت‌ها و موسیقیدانان هم مخاطب و طرفداران خودشان را دارند. كسی كه شنونده موسیقی كلاسیك است به كنسرت موسیقی پاپ نمی‌رود و در نتیجه این شنوندگان خود به خود تقسیم می‌شوند.
اما در ایران اوضاع اصلا به این شكل نیست؛ عده‌ای از مردم به همه كنسرت‌ها می‌روند و می‌توان گفت نوعی مسابقه عجیب و غریب برای ارائه هم بین اهالی موسیقی از استاد تا شاگرد درگرفته است؛ مسابقه‌ای در مورد تعداد شب‌های كنسرت، جمعیت استقبال‌كننده و این داستان‌ها كه چقدر من مردمی‌ام و... و البته مهم تر از همه قیمت‌های غیرواقعی بلیت است. 40-30 هزار تومان قیمت بلیت كنسرت واقعا كشنده است. گاهی فكر می‌كنم كه مثلا یك خانواده متوسط چهارنفری اگر بخواهد به كنسرت برود باید 160 هزار تومان پرداخت كند كه واقعا به نسبت درآمد در كشور ما، بهای سنگینی است.
البته همه تقصیر، متوجه هنرمندان و مسابقه‌ای كه در آن هستند نیست، بلكه بخشی از آن هم صرف مسائل دیگری مثل بهای اجاره سالن‌های كنسرت و مخارج جانبی دیگر می‌شود كه مبالغ هنگفتی را شامل می‌شود كه باید هنرمندان بپردازند. به هر صورت جوی بر فضای ارائه موسیقی فعلی ما حاكم است كه من دلم نمی‌خواهد وارد آن شوم یا اصلا در آن قیاس شوم. چه رسد به اینكه درگیر مسائل اداری، اخلاقی و غیره آن شوم.

به هر حال مردم علاقه دارند، بارها و بارها از ما درباره احتمال برگزاری كنسرت توسط شما سوال می‌كنند، حتما به خود شما هم گفته‌اند. در عین حال منظور من از طرح این سوال این بود كه شما نه تنها از موسیقی در ایران بلكه از موسیقی ایرانی هم فاصله گرفته‌اید.
نه فكر نمی‌كنم از موسیقی ایرانی فاصله گرفته باشم. به هرحال بیشتر وقتم را خارج از ایران مشغول كنسرت دادن هستم. شما هم بیشتر می‌توانید به آلبوم‌هایی كه از من می‌بینید استناد كنید. اینطور نیست كه من با موسیقی ایرانی ارتباطی نداشته باشم. بازار موسیقی ایران و سلیقه ارائه دهنده و مخاطبان آن طوری است كه من اصلا دوست ندارم جایی در آن داشته باشم. در حال حاضر مشخص نیست كه سلیقه مردم دقیقا تابع چه معیاری است. فكر می‌كنم متاسفانه موسیقی جدی تا حد زیادی فراموش شده است و موسیقیدانها نیز به جای هدایت سلیقه مردم، بیشتر به طرف سلیقه عوام گرایش پیدا كرده‌اند؛ كه قسمتی از آن به خاطر همان مسابقه‌ای است كه عرض كردم.
در واقع احساس من در این مرحله از زمان این است كه ما دو نوع موسیقی بیشتر نداریم؛ پاپ و شبه‌پاپ. البته در این میان استثنا هم وجود دارد. بیشتر حجم بالای كنسرت‌هایی كه در تابستان دیدیم در همان طبقه‌بندی پاپ و شبه‌پاپ جا می‌گرفت. شما دیگر نوازنده‌ای را نمی‌بینید كه بیاید و فقط یك ساعت ساز تنها بزند. گروهها بیشتر قطعاتی را اجرا می‌كنند كه معمولا همراه خواننده است. در این میان، حتی در موسیقی آوازی نقش ساز و آواز بسیار كمرنگ‌تر شده و جای خود را به قطعاتی كه معمولا با استفاده بیش از حد از سازهای كوبه‌ای اجرا می‌شوند، فقط درصدد ایجاد هیجان هستند تا لمس كردن روح مخاطب. در حالیكه شخصیت موسیقی ایرانی در تكنوازی، دو نوازی و در رشته موسیقی باكلام در ساز و آواز نهفته است.
حال اگر كار گروهی ارائه می‌شود كه آن هم رشته‌ای دیگر است و دنبال‌كنندگان بیشتری دارد، خوب می‌شد كه بخش‌های مهمتری هم به تكنوازی اختصاص داده می‌شد. سلیقه موسیقی عامه سلیقه‌ای است كه موسیقیدانان را به اشتباه ‌انداخته است. از طرفی موسیقی هم كه از رسانه‌های مختلف شنیده می‌شود، از نوع موسیقی‌ای كه سلیقه‌ساز و پویا باشد، نیست. بیشتر تخریب‌گر است و باعث سردرگمی‌شنونده می‌شود. زمانی بود كه موسیقی سنتی، موسیقی ملی و موسیقی پاپ تعریفی مشخص داشتند.
اما به گمان من الان تمام این مرزها برداشته شده است. امروز، حتی در اجراهای كسانی كه در زمینه موسیقی ایرانی فعالیت دارند، شما مشخصات تمام موسیقی‌های مختلف را می‌شنوید. در واقع نمی‌شود گفت كه این نوع موسیقی پاپ است یا نیست؟ سازبندی آن ایرانی است یا نه؟ موسیقی كلاسیك است یا خیر. از طرفی مختصات این نوع موسیقی‌ها را در بر دارد والبته همه ویژگی‌های آن را شامل نمی‌شود. به هر صورت سردرگمی‌عجیب و غریبی است كه موسیقدان و مخاطب در آن درگیرند.


یعنی سلیقه مردم به موسیقیدانان جهت می‌دهد؟
بله. متاسفانه همانطور كه قبلا گفتم موسیقیدانان ما در مسابقه‌ای افتاده‌اند كه فكر می‌كنند هر كسی كه مردمی‌تر است، موسیقی بهتری ارائه می‌كند و از طرف دیگر مخاطب بر این باور است كه هركس پرطرفدارتر است، احتمالا موسیقی‌اش هنری‌تر است. در حالیكه موسیقی هنری اصلا با تعداد طرفدار رابطه‌ای ندارد. اگر این طور بود كه بعضی از هنرمندان پاپ یا كوچه‌بازاری از همه جلوتر بودند. الان متاسفانه هم مخاطب و هم موسیقیدان، موسیقی مردمی‌را با موسیقی هنری اشتباه گرفته‌اند. در واقع همه چیز وارونه شده است و موسیقیدان‌ها هم خودشان را از این حیث با فعالان موسیقی پاپ مقایسه می‌كنند. این مشكل حتی در میان موسیقیدانان ریشه‌دار هم نمایان است.

در مورد خود شما هم خبری چندماه پیش منتشر شد كه قرار است در سالن 18 هزار نفری “هالیوود باول” كنسرت داشته باشید. چه بخواهیم و چه نخواهیم این مساله نمایش نوعی وجهه به موسیقیدان می‌دهد.
نه. من به خاطر آن كنسرت قرار نیست نوع موسیقی‌ام را عوض كنم. برنامه‌ای از طرف‌هالیوود باول به من پیشنهاد شد و قرار بود برای آن به تمی‌خاص فكر كنیم كه هم تماشاگر آمریكایی را جذب كند و هم به بهانه آن بتوانیم چند موسیقی مختلف را در یك جا بگنجانیم. در نتیجه دو، سه سال بین ما و برگزاركنندگان بحث بود كه در نهایت منجر به انتخاب تم مولانا شد؛ چرا كه مولانا را همه می‌شناسند. از چند جهت این مساله برایم جالب بود. در ابتدا اینكه به من فرصت دادند كه گروهها را انتخاب كنم و كنار هم بچینم.
من دراویش مولوی سوریه، قادری، یك گروه موسیقی كلاسیك به همراه یویوما را كه یك موسیقیدان كلاسیك است،انتخاب كردم. خودم هم با گروهی كه متشكل از نوازندگان جوان ایرانی است در آنجا حاضر می‌شوم. هر كسی در این كنسرت، كار خودش را انجام می‌دهد. البته دو استاد دیگر نیز برای همكاری دعوت شده‌اند؛ استاد نورمحمد درپور در زمینه موسیقی جنوب خراسان و استاد یدالله كابلی در زمینه خوش‌نویسی خط شكسته كه هر دو از مفاخر سرزمین ما هستند و وجودشان لطف خاصی به برنامه خواهد داد.

شما با گروه موسیقی ایرانی خودتان، تا به حال در ایران برنامه داشتید؟
خیر، با این گروه فقط در آمریكا یك تور داشتیم. این گروه در واقع هشت سال پیش با 6-5 عضو تاسیس شد. سیامك جهانگیری و سیامك آقایی از اعضای اولیه و همیشگی آن هستند. ولی در برنامه لس آنجلس، علاقه داشتم تعدادی از هنرمندانی كه در آمریكا زندگی می‌كنند، به گروه اضافه شوند كه برای این منظور آقایان حمیدرضا نوربخش، فریبرز عزیزی و پژمان حدادی و خانم صهبا مطلبی به عنوان خواننده و نوازندگان مهمان به ما اضافه شده‌اند.
من فكر می‌كنم كه مولانا در خارج از ایران برای عده‌ای به یك ماركت بسیار بزرگ تبدیل شده است. اشخاص متعددی مثل “كولمن باركس” یا “كبیر هلمینسكی” در این زمینه فعالیت‌های زیادی دارند؛ كتاب می‌نویسند، سخنرانی می‌كنند، ترجمه و تحلیل می‌كنند و كتاب‌هایشان پرفروش‌ترین كتاب‌های سال است؛ آن هم در حالی كه اصلا خودشان زبان فارسی را بلد نیستند و از روی ترجمه‌های فامر و دیگران مولانا را به انگلیسی ساده‌تر و امروزی ترجمه می‌كنند كه به باور من این یك اشتباه است و جای مولاناشناسان و روشنفكران ایرانی در این بین خالی است.

این برخورد با اشعار و تفكر مولانا بسیار سطحی است. فكر می‌كنم اگر با این جریان، ایرانی برخورد شود، بسیار اثرگذارتر است؛ مثلا اگر یك خواننده ایرانی اشعار مولانا را به فارسی بخواند، نه تحت لوای موسیقی عرفانی، چرا كه من معتقدم نه كار من ودیگر فعالان موسیقی سنتی این است و نه شاخه‌ای به این نام در موسیقی ایرانی وجود دارد. این رشته‌ای است به نام موسیقی خانقاهی. من هم حتی‌الامكان گروه‌هایی را برای نمایش این موسیقی خاص دعوت كرده‌ام. در هر صورت من با برگزاری برنامه بزرگ مشكلی ندارم بلكه مشكلم این است كه موسیقیدان به سمت سلیقه عوام حركت كند.

شما هم در این ماجرا نقش دارید ولی الان خودتان را حذف كرده‌اید. شما هم زمانی كنار آقای شجریان و علیزاده می‌نشسته‌اید و برای همین مردم ساز می‌زدید و آهنگسازی می‌كردید و البته سلیقه‌سازی هم. اما الان همان مردمی‌كه صدای ساز شما را دوست داشته‌اند،به واسطه نبود شما محروم شده‌اند. ضمن اینكه شما در صحبت‌هایتان روی تك‌نوازی خیلی مانور می‌دهید اما این كار را هم در ایران انجام نمی‌دهید.
من چند سی دی تكنوازی دارم كه منتشر شده‌اند. ضمن اینكه كارهایی هم كه من با نوازندگان غیر ایرانی مثل شجاعت حسین‌خان و اردال ارزنجان انجام داده‌ام، بر پایه بداهه‌نوازی بوده و تفكر بداهه‌نوازی در آن بسیار بارز است. همچنین با استاد علی‌اكبر مرادی در آلبوم “در آئینه آسمان”، درست است كه فرهنگ‌ها متفاوت است اما هیاهویی در آن نیست و ساز زدن به معنای خالص است. شما می‌توانید این آثار را بشنوید، آنها را نقد و بررسی كنید و شیوه كار نوازنده و تفكرش را ارزیابی كنید. ممكن است كه این اجراها كاملا طبق ردیف ایرانی نباشد اما دور از ریشه و ماهیت موسیقی ایرانی نیز نیست. در هر حال به دلیل مشغله‌ای كه دارم و كنسرت‌های زیادی كه اجرا می‌كنم در حال حاضر فرصت ضبط یك كار ویژه تكنوازی را ندارم.

«برای مطالعه بخش پایانی مصاحبه بر روی ادامه مطلب کلیک نمایید»



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 10:6  توسط فرمیر  | 

استاد خلیل عالی نژاد

به مناسبت هفتمین سالگرد استاد سید خلیل عالی نژاد 

سيد خليل عالي نژاد در سال 1336 در کرمانشاه متولد شد . پدرش مرحوم« سيد شاهمراد» تنبور مي نواخت سيد خليل مشق تنبور را به تشويق مادر با« سيد نادر طاهري » آغاز کرد و بعد از 2 سال نزد« سيد امرالّه شاه ابراهيمي» رفت همچنين از درويش« امير حياتي بهره» برد. بعدها به محضر استاد «عابدين خادمي» راه يافت و از گنجينه پنهان در سينه آن مرحوم بهره مند شد.همزمان سرپرستي گروه تنبور نوازان« صحنه» را به عهده گرفت ، در اواخر دهه پنجاه استاد عالي نژاد در رشته موسيقي دانشگاه هنر فارغ التحصيل شد . او بررديف موسيقي دستگاهي ايران تسلطي کافي داشت . سيد خليل صداي گرمي داشت و آواز را از مکتب مرحوم «استاد ميرزا حسين خادمي» آموخته بود وازمرحوم« نادر نادري» دف آموخت و تار را از« کيخسرو پور ناظري» ، نواختن تارش به شيوه نوا زندگي مکتب برومند نزديک بود و پرده گيري هاي زيبايش و مضراب شمرده و جمله بندي هايش در سه تار، ساز« مرحوم يوسف فروتن » را به ياد مي آورد. استاد همچنين علاوه بر نوا زندگي تنبور به ساخت تنبور نيز پرداخته است و تنبورهاي او با مهرشيدا و قلندر موجود است . اوايل دهه 60 گروه تنبور « شمس » به سرپرستي پورناظري تشکيل شد و عالي نژاد به جمع اين گروه پيوست . حاصل همکاري با تنبور شمس تکنوازي و جواب آواز ماندگار سيد خليل در کاست « صداي سخن عشق » بود که با صداي ناظري انتشار يافت . در اواسط دهه 60 سيد خليل خود « گروه بابا طاهر » را تشکيل داد و اعضاي گروه باباطاهر کاستي بيرون دادند به نام« زمزمه قلندري » ، در اواخر دهه 60 به خواست مرحوم عبادي براي شرکت در مراسم خاکسپاري او به تهران آمد و ماندگار شد. او علاوه بر خوانندگی و تنبور نوازی سه تار هم می نواخت ودستی چیره بر آن داشت. سال 1376که به جشنواره موسیقی حماسی آمد و زیر بغل استاد وپیر مرادش درویش« امیرحیاتی » را گرفت و او را به صحنه تالار اندیشه آورد تا هنرش را عرضه بدارد.وخودش نیز در بخشی از برنامه مقام های« سوار سوار ، سماع رقم چهارم ، جلوشاهی  وخان امیری رااجرا کرد و زیبایی کارش در آن بود که« ماهورایلامی» و«عالی مکان»  رابرای اولین بار عرضه نمود که هنر اجرایش مورد تشویق تماشاگران قرار گرفت.

سالهاي ماندگاري او در تهران منجر به تأليف کتاب تنبور از دیر باز تاکنون که رساله پایان نامه عالی نژاد جهت دریافت درجه کارشناسی از دانشکده موسیقی دانشگاه هنر تهران بود و  ترجمه و تفسیر دقیق کلامهایی همچون بخشی از کلام حضرت شیخ امیر و کلام حضرت تیمور بانیاران و مقابله نسخ و ترجمه کلام حضرت خان الماس شد.

 همچنین  سالهاي ماندگاري او در تهران از سالهاي ملال آور زندگی او نيز محسوب مي شد  تا آنجا که ترک وطن کرد و به سوئد مهاجرت کرد . در 27 آبان 1380 دور از ديار در شهر گوتنبرگ سوئد به قتل رسيد  وخانه وجسم بی جانش رابه آتش کشیدند.

ای دف بجز از نام علی داد مکن      بجزاز شیوه مردانگیش داد مکن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 10:42  توسط   | 

شرکت کنندگان جشنواره فجر اعلام شدند

 

برای اولین بارمحمدرضا لطفي در بخش ویژه

دومین سال حضور بخش پاپ در جشنواره فجر

 ميرهادي شرکت کنندگان بخش پاپ را اعلام کرد                     

21 گروه سنتي امسال به رقابت مي پردازند

علیزاده امسال نیز در جشنواره حضور نخواهد داشت

8 گروه کرال با هم رقابت می کنند

 

 


حسين عليزاده نوازنده برجسته تار در بيست‌وچهارمين جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر اجرايي نخواهد داشت.
عليزاده تاكنون در هيچ دوره‌اي از جشنواره موسيقي فجر به روي صحنه نرفته است و اين بار نيز به ‌واسطه اجراي مستقل خود با درویشیان در اين جشنواره حضور ندارد.

او سال گذشته در گفت‌وگويي در خصوص جشنواره موسيقي فجر گفته بود: وجود هنرمندان صاحب سبك و جريان‌ساز موسيقي ايران در جشنواره موسيقي فجر لازم و ضروري است و براي اين كه اين اتفاق بيفتد بايد زير ساخت‌هاي اين جشنواره از اساس تغيير كند. متأسفانه عملكرد مسئولان در برگزاري اين جشنواره در طول دو دهه گذشته به گونه‌اي بوده كه ميل و رغبت براي حضور در جشنواره را از هنرمندان صاحب نام گرفته است.

«محمدرضا لطفي»، چاووش را در بخش ويژه سي‌امين سال انقلاب اسلامي در بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر اجرا مي‌كند. بنا بر اين گزارش، اين نوازنده كه براي اولين بار در جشنواره موسيقي فجر اجرايي خواهد داشت، در بخش ويژه اين دوره كه به مناسبت سي‌امين سال انقلاب اسلامي به جشنواره اضافه شده، چاووش را اجرا خواهد كرد.
بنابراین گزارش، از آنجايي كه در بخش ويژه جشنواره آثار ماندگار دهه اول انقلاب اجرا خواهد شد، لطفي نيز اجراي چاووش را براي اين جشنواره انتخاب كرده است.

پاپ در جشنواره
كيوان ميرهادي
يكي از داوران بخش پاپ بيست و چهارمين جشنواره بين‌المللي موسيقي گفت:از بين آثار رسيده به بخش پاپ جشنواره بيست و چهارم موسيقي با بازبيني‌هاي صورت گرفته توسط بنده، فرهاد برنجان و سيمون آيوازيان به عنوان داوران اين بخش، 12 گروه پاپ براي اجرا در اين دوره انتخاب شده‌اند.

وي با اشاره به اين گروه‌ها، افزود: تمامي شركت كنندگان در سطح خوبي قرار داشتند به طوري كه تمام شعرها خوب، قابل قبول و آثار بسيار وزين و منطبق بر قوانين كشورمان بود اما در نهايت باتوجه به محدوديت اجرا، 12 گروه را برگزيديم. رهبر اركستر كامه‌راتا بيان داشت: اين گروه‌ها در بخش رقابتي جشنواره فجر به روي صحنه مي‌روند و هر گروه 45 دقيقه زمان براي اجرا خواهد داشت.

وی افزود، سليقه‌ها در كشور براي شنيدن موسيقي متفاوت است و ما نمي‌توانيم تمام سليقه‌ها را به سوي كلاسيك، سنتي و يا پاپ سوق دهيم چرا كه هر نوع موسيقي نياز يك قشري را برطرف مي‌كند.
وي تصريح كرد: ما گروه‌هاي پاپ زيادي داريم كه بسيار خوب كار مي‌كنند، شاخص هستند و مردم نيز آنها را دوست دارند. بر اين اساس بايد كنسرت رسمي بدهند و در چهارچوب خوب كشور حضور يابند.
ميرهادي در خاتمه خاطرنشان كرد: من شخصا از حضور بخش پاپ در جشنواره بين‌المللي موسيقي فجر استقبال مي‌كنم.

موسیقی سنتی
به نقل از روابط عمومي بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر؛ ارفع اطرايي ، هوشنگ ظريف و مهدي آذر سينا مسئوليت انتخاب شاخه موسيقي سنتي را عهده دار بوده‌اند كه از ميان گروههاي متقاضي 21 گروه براي اجرا در اين دوره از جشنواره برگزيده شدند.

در اين دوره گروههاي چون گروه سپهر به سرپرستي احمد رضا خواه،گروه ترنج به سرپرستي مريم نيك‌بين، گروه ترنج به سرپرستي برزو اميري، گروه آئينه به سرپرستي مجيد كوليوند، گروه اميدنو به سرپرستي اميد داورزني ،گروه حوسيان به سرپرستي بهنام جاويد، گروه باشا به سرپرستي پيمان خازني، گروه مشكاتيان به سرپرستي سيد مهدي ميرترابي، گروه زوان نو به سرپرستي رهام سبحاني، گروه نغمه پرواز به سرپرستي پروانه حاجي غلامحسين، گروه آبيدر به سرپرستي بهرام ساعد، گروه آلان از سنندج و به سرپرستي حميد حاصلي،گروه صباي سمنان از سمنان به سرپرستي امير رحمانيان، گروه فارابي همدان به سرپرستي علي آقا محمدي ،گروه خسروان به سرپرستي احسان انوريان از تربت حيدريه،گروه مهر آفاق به سرپرستي ياسر فاطمي از مشهد ،گروه مهوش به سرپرستي حسين سليماني ، گروه اشراق زنجان به سرپرستي اصغر محمدي، گروه نواي هم آوازان به سرپرستي نادر يونسي سينكي و گروه نواي مخالف به سرپرستي مسعود نجفي به اجراي برنامه مي پردازند.

8 گروه کرال با هم رقابت می کنند
گروه کر "پارسیان" به سرپرستی مازیارعطریان با 14 عضو از شیراز، "آریا" به سرپرستی هنگامه عظیمی با 15 عضو از مشهد، "انجمن موسیقی کرمان" به سرپرستی مسعود نکوئی با 37 عضو،"اهورا بانوان" به سرپرستی نوید حسنی از شیراز با 9 عضو از جمله گروههای موسیقی کرال شهرستانی در بخش موسیقی پاپ هستند.

همچنین گروه آوازی "تهران" به سرپرستی میلاد عمرانلو با 17 عضو، "آناهید" به سرپرستی محمود میرزایی با 37 عضو،"سرایش" به سرپرستی سیامک محمدخانی با 25 عضو، "روستا" به سرپرستی صابر جعفری با 40 عضو از گروههای موسیقی کرال در تهران هستند.

لازم به ذکر است "شهلا میلانی"،" رازمیک اوحانیان" و مهدی شمس نیکنام " ازاعضای هیئت انتخاب موسیقی کرال هستند ؛بیست و چهارمین جشنواره موسیقی فجر از 19 تا 27 آذرماه برگزار می شود.

سایت آهنگسرا

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 10:50  توسط فرمیر  | 

گذری بر زندگی و آثار "آنتونیو ویوالدی" خالق اثر ماندگار "چهار فصل"

Picture11.png


چهارفصل Four Seasons كاري بسيار پرقدرت و انرژيك است، تمپوي متغيري دارد، بيان حالات و كيفيت اجرا درآن چندگانه، پيچيده و سرسام آور است، آرشه ها بشدت متنوعند و موسيقي بسيار مواج و سيال است.
آنتونيو ويوالدي دركنار هندل ، باخ، گلوك چهار ركن اصلي موسيقي باروك هستند. موسيقي اشرافي، پرتجمل، نخبه گرا با نگاهي هميشگي به آسمان براي جست وجوي خداوند. تمامي سرچشمه هاي اين هنر چه در نقاشي، معماري، ادبيات يا موسيقي سرانجام به الوهيت منتهي مي شود.
اين دوران كه بطور تقريبي از ۱۶۰۰ تا ۱۷۵۰ طول مي كشد دوران بنياني موسيقي كلاسيك است . چيماروزا، اسكارلاتي، تلمان، آلبينوني و مونته وردي تنها چند نمونه از آهنگسازان اين دوره طلايي هستند. دراين دوران سازهاي موسيقي تكميل شدند. خانواده هاي سازي (آماتي ـ گوارنديوس ـ استراديواريوس) پابه عرصه وجود نهادند و موسيقي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. اصطلاحات موسيقي ، موومان ها ، تمپوها ، هارموني ها، آرپژها همه و همه محصول اين دوران پرشكوه است.

...

آنتونيو ويوالدي Antonio Vivaldi درسال ۱۶۸۵ در ونيز متولد شد. درهمان سال درآيزناخ (لايپزيك) نابغه اي ديگر به دنيا آمد. يوهان سباستيان باخ. ويوالدي درسهاي اوليه موسيقي را از پدرش آموخت. او فلوت و ويلن را عالي مي نواخت و بزودي رهبر كر شاگردان يتيمخانه ونيز شد. «اسپداله دلاپيتا» اسم مدرسه اي بود كه ويوالدي درآنجا به تدريس مشغول بود. به او كشيش موحنايي مي گفتند. او هرهفته بايد يك قطعه جديد براي كر مي ساخت ودربرابر بزرگان كليسا و شهر اجرا مي كرد. ازاين نكته مي توان به نبوغ وپشتكار ويوالدي پي برد.

ويوالدي بخاطر بيماري تنگي نفس از مراسم كليسا معاف شد و تمام وقتش را به آفرينش موسيقي اختصاص داد. او تأثير مستقيمي برهمعصرانش گذاشت. باخ بسياري از ملوديهاي او را به كار گرفت و ابداعاتي كه ويوالدي در فرم و هارموني به كار برد از اجزاي لاينفك علم موسيقي شدند. ويوالدي حركت ملودي، بسط ملودي و راهي را كه بايد يك تم مي پيمود موردتوجه قرار داد. وسعت صداها را اندازه گرفت و بر بيان حالات طبيعي انسان وتصويركردن حالات بيرون از انسان، تأكيد ورزيد. او به آواز و اپرا علاقه اي فراوان داشت و دراين زمينه شاهكارهاي بسياري همچون «ارلاندو ديوانه دروغين» را نوشت كه در سراسر دربارهاي اروپا سالهاي متمادي اجرا مي شد. وسعت كارهاي آنتونيو ويوالدي شگفت انگيز است. او بسياري از فرمهاي تثبيت شده كنسرتوها را همچون آلگروسكرتسو يا پرستو را وارد جهان موسيقي كرد.

چهارفصل ويوالدي محبوبترين قطعه تاريخ موسيقي كلاسيك است (نظرسنجي سال ۲۰۰۰)

.............................. آثار ویوالدی در آهنگ سرا: click here

جهان به شدت وامدار ويوالدي است. او براي صدسال به فراموشي سپرده شد و با كوشش كساني همچون مندلسون، شومان و برامس جايگاه واقعي خود را يافت. سرنوشت باخ نيز چيزي جز اين نبود . ويوالدي درسال ۱۷۴۱ در فقر و گمنامي رخت از جهان بربست و مشايعت كنندگانش شاگردان يتيمخانه بودند درحالي كه بيش از هزار قطعه نوشته بود. بيش از پانصد كنسرتو براي سازهاي مختلف همچون ويولن ، ماندولين ، فلوت ، لوت ، ويلنسل ـ بيش از چهل اپراـ صدسونات ـ بيش از دويست آواز ـ قطعات بيشماري براي موسيقي مذهبي ـ كر و هر فرم ديگري كه درآن زمان وجود داشت.

موسيقي ويوالدي غناي عجيبي دارد. روح رومانتيك وسودايي وگستره اي پهناور در روبرو از ملزومات موسيقي او هستند. ملوديها شفاف و روشن ، اركستراسيون محكم و متنوع وموسيقي بشدت صادق و اثرگذار. شاهكار ويوالدي به آراي همگان چهارفصل است. چهارفصل ويوالدي محبوبترين قطعه تاريخ موسيقي كلاسيك است (نظرسنجي سال ۲۰۰۰) . قطعه اي بسيار تكنيكي وفني و بشدت حسي، براي سلو ويولن به همراهي اركستر زهي و ساز كلاوسن كه به نوعي پدر پيانوهاي امروزي است. قطعه اي در چهارموومان و دوازده بخش كه بيانگر چهارفصل سال و دوازده ماه آن است. خود ويوالدي برهرماه شعري يا غزلي توصيفي تصنيف كرده است.

ويوالدي امكانات سازهاي زهي را به خدمت القاي احساسات انساني و توصيف هرآنچه كه در طبيعت است گذاشته است. او مي خواسته يك سال را كه همه سالهاي زندگي آدمي نيز هست به زبان موسيقي بيافريند. اجراهاي چهارفصل بسيار متنوعند. از اجراي نفيس اي ميوزيچي يا زوبين مهتا تا اجراي بد بوداپست، ژاپن و انگلستان.
گاهي نقش ويلن سلو پررنگ مي شود و گاهي اركستر بسيار پرحجم مي نوازند. اجراي كارايان بزرگ هم براي مثال اجراي معروفي نيست.

چهارفصل بيشتر به نوع اجرا، طرز نواختن نوازندگان ، دركشان از موسيقي با روك و روح موسيقي ويوالدي ، شعور و آگاهي و تسلط رهبر بر قطعه ، اجراي صحيح نوانس ها و تمپوهاي مختلف و ظرافتي عميق تكيه دارد. اجراهاي نفيس كمتر امكان ظهور مي يابند.

به جرأت مي توان گفت كه درتاريخ موسيقي هيچ اثري همچون چهارفصل اين چنين آميخته به ظرافتي پنهان و زنانه نيست.

منبع: ژيان / ایران

سایت آهنگسرا


همایون شجریان تمبک‌نواز دستان، "لینک خبر فرهنگ و آهنگ"


+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 12:53  توسط فرمیر  | 

همکاری مسعود شعاری و بهداد بابایی با حسین علیزاده در اجرای قطعه ارکسترال ترکمن



«مسعود شعاری» و «بهداد بابایی» در اجرای تازه قطعه ترکمن اثر حسین علیزاده که با همکاری هوشیار خیام  برای ارکستر ساز‌های زهی، دو ساز سه‌تار و شورانگیز تنظیم شده است، حسین علیزاده را همراهی خواهند کرد.

به گزارش پایگاه خبری «فرهنگ و آهنگ» در کنسرت دی ماه حسین علیزاده و محمد‌رضا درویشی قطعه ترکمن از جمله آثاری است که در بخش دوم برنامه که به آثار حسین علیزاده اختصاص دارد اجرا خواهد شد. در این اجرا علاوه بر بخش زهی ارکستر سمفونیک ناسیونال اکراین، مسعود شعاری و بهداد بابایی نیز به عنوان نوازندگان سه‌تار به همراه حسین علیزاده روی صحنه خواهند رفت. در اجرای این قطعه علیزاده خود نوازندگی شور انگیز را به عهده خواهد داشت.

حسین علیزاده در سال ۶۷ که برای نخستین بار نسخه‌ای از قطعه‌ي ترکمن را در قالب تک‌نوازی منتشر کرد، در توضیح این قطعه گفته است: «در این تک‌نوازی به پیوند موسیقی محلی (یا تصوری از موسیقی محلی) و موسیقی سنتی توجه شده است و به نوعی موسیقی ملی را دنبال می‌کند. قطعه ی ترکمن در انتها قطعه‌ای  ست برای سه‌تار و ارکستر. این قطعه برداشتی ذهنی از موسیقی سرزمین و مردم ترکمن است.»

مسعود شعاری از شاگردان حسین علیزاده بوده است. او در سال‌های آغازین دهه شصت در کانون چاووش تئوری موسیقی را از علیزاده فرا گرفته و بعد‌ها و در سال‌های 66-67 در حوزه نوازندگی تحت آموزش علیزاده قرار می‌گیرد. شعاری پیشتر و در سال 69 ازجمله نوازندگانی بود که در کنسرت حسین علیزاده برای همدردی با مصیبت زدگان زلزله رودبار در تالار وحدت با او روی صحنه رفت. همچنین در ضبط آلبوم «راز و نیاز» نیز به عنوان نوازنده حضور داشته است. او درباره ویژگی‌های قطعه ترکمن می‌گوید: «به عنوان یک شاگرد، نوازنده و موزیسین می‌توانم قطعه ترکمن را در دو وجه بررسی کنم. اول به لحاظ تاثیرگذاری، این قطعه در زمان خود یک شوک بزرگ در شیوه‌ سه‌تارنوازی محسوب می‌شد. ترکمن در آن دوران  سبک خاصی را ایجاد کرد که از لحاظ فرم و مضراب‌بندی بی‌مانند محسوب می‌شد. در وجه دوم هم می‌توان به شکل آهنگسازی این قطعه توجه کرد. ترکمن  بی‌ارتباط به موسیقی دستگاهی ایران نیست اما نشانه‌هایی از موسیقی محلی و فولکلوریک منطقه ترکمن را نیز در خود دارد. نحوه ارایه لهجه و جمله‌ها به گونه‌ای است که ارتباط موسیقی ترکمن با موسیقی دستگاهی را به واسطه آن می‌توان اثبات کرد.».

اما بهداد بابایی که در سال‌های اخیر اجراهای متفاوتی را با گروه عارف داشته است، به عنوان یکی دیگر از سه‌تارنوازان این کنسرت، درباره ویژگی‌های قطعه ترکمن می‌گوید: «اولین بار قطعه ترکمن را در کنسرت شورانگیز شنیدم. پس از آن در سفری به شمال از طریق یکی از دوستان جناب علیزاده و اندکی پیش از به بازار آمدنش ضبطی از آن به دستم رسید که از همان ابتدا مجذوب و مبهوت عظمت و شکوه قطعه ترکمن شدم وبه بدیع، پرحرکت و سرشار بودنش از شور وشعورپی بردم. ترکمن قطعه‌ای است که هم تکنیک دارد و هم احساس را به‌طور بی‌سابقه‌ای در خدمت گرفته و گواهی است بر ذهن خلاق توانمند و نبوغ آمیز خالقش. در کنار تمامی ویژگی‌های تکنیکی ترکمن، جمله‌پردازی در فضایی کاملا جدید و انتزاعی ، مستقل و فارغ از جمله‌های معمول و بر آمده از ردیف مهم‌ترین شاخصه آن محسوب می‌شود. بر این باورم که اجرای ترکمن نقطه‌ی عطفی است در کارنامه‌ی سه‌تار نوازی این سرزمین و چون ستاره‌ای بر تارک هنر موسیقی این سرزمین به شایستگی می‌درخشد.».

مسعود شعاری در ادامه با اشاره به ویژگی‌های تنظیم جدید این قطعه می‌افزاید: «ملودی‌های جدیدی به قطعه اضافه شده است. همچنین با توجه به ویژگی‌های نوازندگی ما سه‌نفر، قطعه به نحوی تنظیم شده است که بهترین صدادهی را در اجرا داشته باشیم. 15 سال پیش هم که از آقا‌ی علیزاده درس می‌گرفتم قرار بود این قطعه را به شکل گروهی اجرا کنیم که با توجه تعدد کارهای ایشان تا به امروز امکان آن پیش نیامد.».

بابایی نیز درباره‌ی تنظیم جدید قطعه‌ی ترکمن می‌گوید: «قطعاً اجرای ترکمن با دو ساز سه‌تار،یک شور انگیز و ارکستر زهی روایتی جدید است. اجرای این‌چنینی ترکمن تجربه بسیاری را در زمینه کار گروهی می‌طلبد چرا که با توجه به روح پرشور قطعه که عنان اختیار را از نوازنده سلب کرده و می‌کشدش آنجا که خاطرخواه اوست،اگر خود را رها کنی دیگر می‌روی و ممکن است هماهنگی در نظام گروه فرو بپاشد. پس لازمه‌ی دقیق اجرای این کار در چارچوب گروه، همانا تمرکز، وقت و گوش دادن فراوان به نوای یکدیگر است تا حالت‌ها و نوانس‌ها و همه‌ی عناصر زیبایی‌شناسی اثر چنانچه مورد نظر جناب علیزاده است از کار در آید. ضمناً یک قطعه‌ی ده ضربی با آکسان‌های متغیر به عنوان کادانس در مجموعه لحاظ گردیده که از ساخته‌های اخیر جناب علیزاده است.».

این نوازنده‌ی سه‌تار درباره‌ی تمرینات این قطعه در کنار حسین علیزاده می‌گوید: «همکاری با استاد علیزاده با توجه به تجربه، جدیت و کاردانی ایشان بسیار جذاب و پربار است. لحظه‌ی تمرینات در فضایی جدی و کاملاً حرفه‌ای سپری می‌گردد.». شعاری نیز جدیت علیزاده در تمرینات را مورد تاکید قرار می‌دهد و می‌افزاید: «علیزاده به هنگام کار به هیچ چیز جز موسیقی فکر نمی‌کند. مهمترین چیزی که از علیزاده می‌توان آموخت نگاه خالصانه به موسیقی است. روحیه خستگی ناپذیر او ستودنی است. هرکسی به هنگام نوازندگی در کنار او باشد می‌تواند عشق به موسیقی را در چشمان و مضراب‌های او درک کند.».

کنسرت مشترک محمدرضا درویشی و حسین علیزاده در دی‌ماه سال جاری به همت نشریه‌ی فرهنگ و آهنگ و انجمن موسیقی ایران در تهران برگزار می‌شود. در بخش نخست این کنسرت اثر کلیدر بر اساس رمان محمود دولت آبادی از ساخته‌های محمدرضا درویشی و در بخش دوم قطعات عصیان، نی‌نوا و ترکمن از ساخته‌های حسین علیزاده با همراهی ارکستر سمفونیک ناسیونال اکراین اجرا خواهد شد.


گذری بر دنیای موسیقی:

۱-آثار حميد متبسم در فرهنگسراي هنر اجرا مي‌شود

۲-کنسرت "عارفان" در تالار کوچک کشور برگزار می شود

۳-اركستر ملي با سه خواننده كنسرت مي‌دهد

۴-گزارش سايت هنر و موسيقي از كنسرت گروه آواي رود

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 10:22  توسط فرمیر  | 

«شوق نامه» درويشي و شجريان منتشر مي‌شود.

خبرگزاري فارس: ميكس آلبوم «شوق نامه»محمدرضا درويشي با نظارت محمدرضا شجريان انجام شد و هم اكنون مسير انتشار خود را طي مي‌كند.

به گزارش خبرنگار موسيقي فارس، محمدرضا درويشي نزديك به سه سال است كه مشغول پروژه «عبدالقادر مراغي» است كه در ابتدا كار را با يك گروه هفت نفره آغاز كرد كه به تدريج به يك گروه بيست و دو نفره تبديل شد و بعد هم گروه، به 9 نفر كاهش يافت.
بنا بر اين گزارش، اين گروه به سرپرستي محمدرضا درويشي و خوانندگي همايون شجريان، بيست و چهار تصنيف منسوب به «عبدالقادر مراغي» را بر اساس اشعاري از حافظ، جامي، خيام، فيضي دكني، فصيحي و شاعران ناشناخته است و گهگاه اشعار عربي و مصرع‌هاي تركي در قالب آلبوم «شوق نامه»ضبط كرده‌اند كه مرحله ميكس آن به پايان رسيده است.
محمدرضا درويشي در خصوص اين اثر گفت:ما جز روايت‌هاي مكتوب نمي‌دانيم كه ويژگي‌هاي موسيقي قرن هشتم چه بوده است. اين آثار به «عبدالقادر مراغي»منسوب هستند و از سازهايي بهره برده‌ايم كه وي در رسالاتش از آنها نام برده است.
وي ادامه داد: در اين اثر از سنتور و تنبك و تار و سه تار كه امروز در موسيقي دستگاهي متداول است، استفاده نكرده‌ايم. البته نمي‌گوييم كه اين سازها، امروز همان ساختاري را دارند كه در دوره «عبدالقادر مراغي»داشتند. در آن دوره، عود بوده و خودش هم به «عبدالقادر عودي» معروف بوده است. منتها ساختار اين عود با آن زمان كمي متفاوت است.
اين آهنگساز بيان داشت: ما ابتدا مي‌خواستيم سازها را با ويژگي هاي ساختاري آن زمان، همانندسازي كنيم. منتها هم زمان زيادي مي‌برد و هم به هزينه بسياري احتياج داشت و ديگر اينكه سازندگان، صداي اين ساز ها را تضمين نمي‌كردند. اين كار يك آزمايشگاه موسيقي دولتي است. چند سال آزمايش كنند تا به نتيجه برسند. با دست خالي كه نمي‌شود.
به گزارش فارس، درويشي همچنين كتابي در دو جلد را همراه با سه سي دي منتشر مي‌شود كه يكي از اين كتاب‌ها، شامل نت‌هاي تصانيف است كه در حال حاضر، تايپ كامپيوتري هم شده است و كتاب ديگر به مباحث نظري موسيقي عبدالقادر مراغي و موسيقي دوره تيموري مي‌پردازد كه درويشي در حال نگارش آن است. البته سيروس جمالي نوازنده رباب بم اين گروه در اين پژوهش هم به عنوان مترجم منابع انگليسي و تركي استامبولي،درويشي را همراهي مي‌كند.
آلبوم «شوق نامه» به زودي از سوي انتشارات كانون پرورش فكري منتشر مي‌شود.

خبرگزاری فارس


گزارشی از کنسرت متبسم، فرجپوری و همایون شجریان در اپسالا (سرای مهر)


کنسرت همایون شجریان در سوئد.

کنسرت همایون شجریان به همراهی سعید فرجپوری و حمید متبسم در فستیوال "اپسالا"ی سوئد برگزار می شود.

سعید فرجپوری با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت : در این فستیوال که روز شنبه 11آبان ماه (اول نوامبر) در سوئد برگزار می شود من و حمید متبسم به اتفاق همایون شجریان قطعاتی را از آلبوم های خورشید آرزو و قیژک کولی اجرا می کنیم.

وی در ادامه گفت : در این کنسرت از اعضای گروه دستان فقط من و متبسم هستیم که به اتفاق همایون به روی صحنه خواهیم رفت.

مهر

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 13:53  توسط   | 

عکس های کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 6:7  توسط   | 

همایون شجریان

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 16:13  توسط فرمیر  | 

آخرین مطالب وبلاگ


شجریانی‌ها | ShajarianFans.com

استفاده از مطالب این وبلاگ به هر نحو تنها با ذکر منبع و درج لینک آن شایسته است.