"آتش سبز" در سینماهای تهران

| فيلم آتش سبز هم اکنون روی پرده ی این سینماها می باشد | ||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||
کوتاه از فیلم
فیلم سینمایی «آتش سبز» بر اساس افسانه کهن «سنگ صبور» و داستان شکل گیری ارگ تاریخی بم با محوریت زندگی دختری به نام «ناردانه» است که در کودکی خبر ازدواجش با یک مرد مرده را میشنود و برای گریز از این سرنوشت خوف انگیز گام در راهی دشوار میگذارد.«آتش سبز» این دو افسانه را در طول تاریخ حکایت می کند. عزتالله انتظامي، مهتاب كرامتي، مهدي احمدي، فرخ نعمتي، آهو خردمند، پگاه آهنگراني و هوشنگ قوانلو در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند. اين فيلم در بيست و ششمين جشنواره فيلم فجر لوح سپاس و پلاک طلايي سيمرغ بهترين اثراز نگاه ملي را دريافت كرد.لازم به ذکر است که این فیلم از روز چهارشنبه ششم آذر ماه 1387 بر روی پرده سینماهای تهران رفت.و در 18 روز اکران خود 14 میلیون تومان فروش داشت.
نشست نقد و بررسی فیلم "آتش سبز" پس از نمایش
نشست نقد و بررسي فيلم «آتش سبز» پس از نمايش، باحضور کارگردان، تهیهکننده و جمعی از بازیگران این فیلم در دانشگاه شهيد بهشتي برگزار شد. در این نشست، خسرو سینایی هم حضور داشت که پیشتر با قاسم قلیپور در مقام تهیهکننده و مهدی احمدی به عنوان بازیگر در پروژه «عروس آتش» همکاری کرده بود.
عزتالله انتظامي در اين مراسم ضمن بيان اين مطلب كه عليرغم بيمارياش به دليل احترامي كه براي دانشجويان قائل است در اين مراسم شركت كرده، افزود: من محمدرضا اصلاني را سالهاست كه ميشناسم. از زماني كه «شطرنج باد» را ساخت پي بردم كه او آدم عميقي بايد باشد؛ ولي هيچوقت با او آشنا نبودم و از دور شاهد كارهايش بودم. وي ادامه داد: البته با قاسم قليپور، هنگام تهيهكنندگي «عروس آتش» آشنا بودم. او در اوضاعي كه همه سعي ميكنند فيلمهايي گيشهپسند بسازند، سرمايه زيادي خرج ميكند تا فيلم آبرومندي بسازد و متأسفانه تعداد اين فيلمها بسيار كم است. انتظامي با ذكر اين مطلب كه فيلمنامه «آتش سبز» را چندين بار پس از پيشنهاد بازي در آن خوانده، گفت: هرچقدر كه اين فيلمنامه را بيشتر ميخواندم کمتر از آن سردرميآوردم و نميفهميدم؛ اما در نهايت فكر كردم چون كار محمدرضا اصلاني است پس حتما چيزي مدنظر دارد. وي ادامه داد: وقتي كه فيلم را ديدم، متوجه شدم كه با چه كاري روبهرو هستم، كه يك حركت فرهنگي و كولاژي از تاريخ ايران است. در اين دوره كمتر كسي سراغ تاريخ ميرود؛ درحاليكه تاريخ اساسا مقولهاي جذاب است و مطمئنا از اين حيث «آتش سبز» كار ارزشمندی است. اين بازيگر تصريح كرد: نقش من عليرغم اين كه ديالوگ زيادي نداشت و بيحركت بود، ولي مجموعا خوشحالم كه اين افتخار نصيب من شد تا در اين پروژه همكاري داشته باشم. قاسم قليپور تهيهكننده اين فيلم، ساختن «آتش سبز» را براي خود يك شانس دانست و گفت: كنار اين فيلم قرار گرفتن براي من يك شانس است و سختي آن را نفهميدم. وي از مرحوم «محسن رسولاف» عكاس اين پروژه ياد كرد و گفت: بهتر است اينجا از عكاس اين فيلم ياد كنم كه روحش قرين رحمت، شادي و شوق است.
اين تهيهكننده سينما، از تمامي عوامل فيلمش تشكر كرد و نام تكتک آنها را برد و همچنين از مردم خراسان جنوبي و محمدرضا جعفريجلوه و مديران فارابي نيز براي همكاري در اين فيلم قدرداني كرد. مهتاب كرامتي يكي از بازيگران اين پروژه نيز خطاب به دانشجويان پزشكي شهيد بهشتي، گفت: اين شور و شعف شما مرا به ياد دوران دانشجويي مياندازد، چرا كه من هم در دانشگاه، ميكروبيولوژي خواندم كه خيلي هم از رشته شما دور نيست. وي افزود: خوشحالم كه در فيلم «آتش سبز» در خدمت اساتيدم بودم. در اين مدت، حدود چهار فيلم كار كردم كه به پايان رسيد و فعلا نيز تصميم ندارم كه فيلم جديدي بازي كنم. به نظرم «آتش سبز» فيلمي تاريخي و باتفكر بود و افتخار من است كه در اين فيلم بازي كردم. مهدي احمدي نيز به عنوان يكي ديگر از بازيگران «آتش سبز» درباره حضور اندك خود در سينما، گفت: پيشنهاد اغلب زياد است؛ ولي اصولا من سختگيرانه كار ميكنم و ترجيح ميدهم در كارهايي حضور داشته باشم كه براي خودشان وزنهاي هستند. وي افزود: از طرفي حرفه اصلي من نقاشي است و بايد كاري به من پيشنهاد شود كه من را از نقاشي منفك كند و به خود جذب نمايد كه متأسفانه اين نوع كارها كم است و از اين شانسها كم پيش ميآيد. «محمدرضا اصلاني» با اشاره به اينكه «آتش سبز» عزاداري براي بم است، گفت: در عين حال اين فيلم شادماني بزرگي براي ملت ايران است كه سه هزار سال با همه رنجها و نامردميها برپا ماند و اعتبار فرهنگياش را حفظ كرد. «محمدرضا اصلاني» در اين نشست، پاسخ به اين سوال كه چرا كرمان را براي روايت «آتش سبز» انتخاب كرده گفت: من اين سناريو را براي قلعه بم نوشته بودم. سالها و نزديك به چهل سال است كه از دوران جوانيام هر سال به بم ميرفتم و با آن زندگي ميكردم. قلعه بم، جزو نادر بناهاي تاريخي است كه نزديك به سههزار سال يك بناي فعال بوده، نه متروك و مردم در آن سكونت داشتند، زندگي كردند، تلاش كردند و ادامه حيات دادند. وي افزود: اين قلعه، نماد تماميت فرهنگي، تاريخي و ملي ماست كه به ناگاه و ناخواسته با شقاوت، زلزله بر او وارد شد و از ميان رفت. اصلاني «آتش سبز» را عزاداري براي بم دانست و گفت: در عين حال اين فيلم شادماني بزرگي براي ملت ايران است كه سههزار سال با همه رنجها و نامردميها برپا ماند و اعتبار فرهنگياش را همچنان ميتواند اعلام كند و اين كار كوچكي نيست. وي خاطرنشان كرد: اينكه در اين تاريخ زندگي كنم، تنها نقطه اتكا و شوقآفرين هستي است و بدون آن برايم زندگي سخت است و شادي ميكنم؛ براي اينكه در قله اين فرهنگ ايستادهام. به همين دليل هرگز فيلمي نميسازم كه براي سرگرمي باشد. كارگردان «آتش سبز» با بيان اين مطلب كه «آتش سبز» همانقدر پيچيده است كه تاريخ ايران پيچيده است، گفت: حتي تاريخنويسان بزرگ جهان نتوانستهاند از پيچيدگي اين تاريخ بكاهند. تاريخ ايران، تاريخ مردمي است كه همواره ساختهاند و ديگران ويران كردهاند؛ ولي دوباره آن را ساختهاند. محمدرضا اصلاني در نشست فيلم خود گفت: «آتش سبز» اولين فيلمي است كه درباره اين تاريخ است. سمبلهاي ما پيچيده است. ما به دليل چند هزار سال هستي فعال و شكوهمند، نمادهاي پيچيدهاي داريم كه عليرغم همه مخالفتها، در روح تكتك ما است. ما روحمان را بايد بيدار كنيم. وي درباره تأثير تاريخ و فرهنگ و موسيقي در فيلم «آتش سبز» گفت: عرصههاي متفاوتي از وجوه تاريخ، فرهنگ و موسيقي ما در اين فيلم ديده ميشود. كهنترين موسيقي جهان كه سههزار ساله است و به عنوان موسيقي محلي سركوب شده، در اين فيلم نواخته ميشود. اين موسيقي فقط به لحن لري و كردي بود و براي اولينبار در اين فيلم به فارسي تبديل شد و نزديك به يك سال محمدرضا درويشي روي آن كار كرد تا آن را بهدست بياورد. اميدوارم اين موسيقي به موسيقي ملي و رسمي ما افزوده شود. اصلاني در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان مبني بر اينكه نقاشيهاي ايراني در فيلم او چه تأثيري داشتند، گفت: زندگي و عشق من، نقاشيهاي ايراني است و يكي از تخصصهاي جزئي من نقاشی است. نقاشي ايراني كه نام مستهجن مينياتور را بر روي آن گذاشتند، به معناي صنايع دستي است و سعي كردند از حيطه نقاشي كنارش بزنند كه مبادا هموزن نقاشيهاي رنسانس آنها شود. وي افزود: شايد هر روز وقتي چيزي مرا رنج ميدهد، به اين نقاشيها نگاه ميكنم و بهطور واضح تحتتأثير آن هستم و براي من الگوست. نقاشيهاي ايراني، الگوي روايت من است. در اين نقاشي شما يك لانگشات را با همه زمانها و اتفاقات ميبينيد و زمان شما منفصل است. در يك نگاره ايراني، بينهايت زمان را ميتوانيد تجربه كنيد كه يك شيوه روايت قرآني است كه در مولوي، عطار، سنایي و نظامي ميبينيد. من شاگرد آنها هستم و تداوم آنها را آرزو ميكنم. اصلاني با اشاره به ابعاد مختلف رموز «الف» در آتش سبز گفت: وحدت همان «الف» است و ما واحديم به خاطر اين كه علي هست؛ و الف، لام، ميم آغازكننده قرآن است؛ ما الف هستيم، الف قامت يار.
« برای مطالعه گوشه هایی از مصاحبه اعتماد با محمدرضا درویشی به ادامه مطلب بروید»
منابع خبر: سایت هنر و موسیقی، سایت عصر ایران، روزنامه فرهنگ آشتی، روزنامه سرمایه
ادامه مطلب
















