X
تبلیغات
همایون شجریان - معرفی گروه مستان
 با اجازه مرجان عزیز می خوام یه گروه بسیار بسیار خوب گیلانی رو که هم کار فارسی و هم محلی دارند رو به دوستان عزیزم معرفی کنم....

 

گروه جوانی را مد نظر دارم که ظاهراً قصد دارند موسیقی بسیار متفاوتی نسبت به سایر گروه های جوان ارائه دهند و آن گروه مستان است به سرپرستی خواننده جوانش همای فومنی. این گروه روزهای 24، 25 و 26 مرداد در فضای باز کاخ نیاوران کنسرت دادند.

 در حال حاضر به طور معمول یکی شعر می سراید، یکی آهنگ بر آن می گذارد و دیگری با صدای حنجره اش آن را به گوش مخاطب می رساند. اما از گذشته های دور شیوه دیگری بوده است که همه اینها در یک نفر جمع می شد. نمونه های بارز آن عارف قزوینی و علی اکبر شیدا هستند. دو تصنیف سرای نامدار عصر مظفری که اولی گرایشات سیاسی اجتماعی داشت و دومی صرفاً تصانیف عاشقانه می ساخت. پس از عارف و شیدا، امیر جاهد را داریم که زیبا می سرود و  زیبا می ساخت ولی آیا زیبا هم می خواند یا نه، من خبر ندارم. حال یک جوانی پیدا شده که می خواهد آن ویژگی کمیاب در موسیقی ایرانی را زنده کند. بهتر است بقیه را از زبان خودش بشنوید که در پایگاه رسمی گروه مستان آورده است.


 


همای


 


در تاریخ موسیقی ایران دریافتیم كه از زمان باربد، نكیسا، رودكی، فارابی و بوعلی سینا، تا زمان مولانا و حافظ و در اواخر سده گذشته عارف و شیدا و امیر جاهد و چند تن دیگر، تصنیف قالبی شعری محسوب می شد كه همزمان همراه با ملودی توسط یك نفر ساخته و پرداخته می شد اما سالهاست این شیوه كه یكی از شیوه های موسیقی پارسی است و خاص موسیقی دانان و ادیبان ایرانی بوده، به فراموشی سپرده شده است. گروه مستان به سرپرستی همای از آغاز تاسیس تا كنون سعی بر احیای دوباره این شیوه دارد.


یگانگی شعر و موسیقی و آواز در یک فرد اگر چه محاسنی همچون گرمی، روانی و دلنشینی اثر را به همراه دارد، ولی از حیث آنکه همه این رویدادها می بایست در یک فرد جمع شود و از آنجا که یک فرد معمولاً جامع الشرایط نیست، در نتیجه آثار تولیدی به سمت روایت های شخصی میل می کند. برای مثال مقوله عشق برای علی اکبر شیدا و مقوله های جنبش اجتماعی و اعتراضات سیاسی برای عارف قزوینی به دغدغه اصلی تبدیل می شود. در صورتی که وقتی یک آهنگساز روی شعر دیگران، آهنگ می سازد و شخص دیگری هم آن را می خواند، عملاً یک تفکر جمعی در اثر مشاهده می شود که به طور معمول وجوه مختلف زندگی را در بر می گیرد.


 

 نحوه برخورد گروه مستان با کلام فارسی، در مقایسه با دیگر گروه ها به طرز محسوسی متفاوت است. اول اینکه آنها چرخش ملودی و توالی ریتم را بر اساس نیاز واژه ها دنبال می کنند و دیگر اینکه چندان در پی شعر کلاسیک ایرانی با الگوی غزل و قصیده و مثنوی نیستند و بنا به نیاز مفهومی خود، از واژگان موزون بهره می گیرند. همینطور نحوه بیان حالات موسیقایی مانند ضعیف و قوی نواختن، بر اساس مفهوم کلمات دنبال می شود. از این نظر کار آنها جذبه خاصی دارد که در یک اجرای زنده، مخاطب را به وجد می آورد و ناخواسته به تشویق وا می دارد!


اعضای گروه عبارتند از: اسفندیار شاهمیر (دف و دایره)، امیر داور زنی (سنتور)، سحاب تربتی (تنبک)، نوید دهقان (کمانچه)، رهام سبحانی (تار)، حمید داور زنی (کوزه)، سید مرتضی الهی نیا (رباب)، امیر خوشبختی (عود) و محمود آذر شب (کمانچه آلتو) که سرپرستی آنها را همای فومنی خود بر عهده دارد. ضمن اینکه سرودن اشعار، آهنگ گذاری و تنظیم و اجرای آواز را هم شخصاً انجام می دهد.(البته در اجراهای مختلف ممکنه اعضای گروه تغییر کنند)


 پدیده دو نوازی یا گروه نوازی سازهای کوبه ای که امروزه در بیشتر گروه های جوان رو به افزایش است، برای غالب مخاطبان کنسرت جذبه خاصی دارد. چنانکه گاه اگر از کل برنامه لذت نبرند، ممکن است از بخش کوبه ای راضی به نظر برسند. هنرنمایی با سازهای کوبه ای در صورت اجرای زنده، خواسته یا ناخواسته معمولاً با حرکات نمایشی نیز همراه می شود که این خود به جذابیت کار و راضی نگه داشتن مخاطب غیر حرفه ای کمک بسیار می کند. گروه مستان هم از این ویژگی غافل نیست و در هر اجرای خود از حضور سازهای کوبه ای، استفاده لازم را می برد. گر چه قطع ملودی در حین کنسرت و اختصاص دادن دقایقی طولانی به نمایش سازهای کوبه معمولاً نارضایتی شنوندگان حرفه ای را در بر دارد ولی این رویه کم کم به یک جریان غالب تبدیل می شود و حتی گروه های مشهور نیز نمی توانند از آن چشم پوشی کنند.


 همانند گروه مشهور کامکارها، همواره بخشی از اجرای گروه مستان  را موسیقی محلی تشکیل می دهد و این کاملاً طبیعی است که خواننده و سرپرست گروه بنا به خاستگاه قومی خود گیلان، گریزی هم به بازآفرینی موسیقی آباء و اجدادی اش بزند. جالب اینکه همانند گروه کامکارها، نقطه قوت این گروه نیز در اجرای آثار محلی است. از امتیازات اجرای آنها، پرداختن به برخی ویژگی های خاص موسیقی محلی است که در موسیقی های شهری کاملاً تعریف نشده و ناشناخته است. برای نمونه کشش های آوازی منتهی به گفتار بدون موسیقی یکی از ارکان آوازی های محلی مازندران، گیلان و تالش است که خواننده به خوبی آنها را ادا می کند. این ویژگی در موسیقی زاگرس نشینان نیز به فراوانی شنیده می شود و آن دسته از آهنگسازانی که در بازآفرینی قطعات محلی به این ظرایف توجه کافی نشان داده اند، همواره موفق ترین بوده اند.


 

منبع : وبلاگ موسيقي

 

این گروه رو بیشتر معرفی خواهم کرد،اگه بخواین و اگه بتونم چند تا از کارهاشون رو هم براتون میزارم.

 

با تشکر فراوان از مرجان عزیزم:

پرنیان

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 11:30 توسط فرمیر |