abdolghader band.jpg

عبدالقادر مراغی به عنوان قابل توجه ترین موسیقیدان،نظریه پرداز و آهنگساز در قرن چهاردهم شناخته شده است."مقاصد الالحان"،"جامع الالحان" و "شرح ادوار صفی الدین ارموی" سه رساله ای هستند که به عنوان آخرین و مهمترین کتابهای موسیقی در دوره اسلام توسط عبدالقادر مراغی نوشته شده است.همچنین چندین قطعه موسیقی از عبدالقادر طی 500 سال به ما رسیده است.

عبدالقادر در بغداد شاگرد و مرید مکتب صفی الدین ارموی بوده است.که مدرسه(مکتب) سیستماتیک نامیده می شده است.زمانی که او به دربار جلایرید در تبریز فراخوانده شد مدرسه صفی الدین به تبریز و اردبیل و زمانی که تیمور سمرقند را به عنوان پایتخت ایران اعلام کرد،بهترین موسیقیدانان از جمله عبدالقادر به دربار او دعوت شدند.از این زمان مدرسه سیستماتیک به آن منطقه منتقل شد،بعدها شاهرخ (پسر تیمور) هرات را پایتخت اعلام کرد و عبدالقادر را به دربار خواند.بنابراین مدرسه موسیقی نام برده تمام ایران را پیمود،از شرق تا غرب.بدون شک با تغییرات و توسعه هایی که عبدالقادر ایجاد کرده بود.

رساله های نوشته شده توسط عبدالقادر نو آوری های ارزشمندی را در تئوری و تمرینات ارائه داد و این عبدالقادر را پیشرو شاخه پارسی مدرسه سیستماتیک شرق ایران نمود.مدرسه ای که تحت تاثیر فرهنگ اعراب عثمانی در غرب ایران ،باقی ماند.به بیانی دیگر بعد از سقوط قدرت تیمور،پسران عبدالقادر به امپراطوری عثمانی حرکت کردند و راه(سبک) پدر را در آنجا پیش گرفتند.

همانطور که گفته شد؛دو پسر عبدالقادر در دربار عثمانی امان یافتند و سبک و سیاق پدر و صفی الدین را در آنجا پایه گذاری کردند.بنابراین نو آوری های عبدالقادر در مدرسه صفی الدین بار دیگر به غرب معرفی شد،اگر چه خود عبدالقادر هیچگاه برای مدت طولانی در آن منطقه زندگی نکرد.بخشی از سبک او زمانی که در فرهنگ عثمانی وجود داشت با پیدایش موسیقی اصیل ترکی درسمرقند و بخارا ادامه یافت.به این خاطر است که اساتید موسیقی عثمانی(یا موسیقی اصیل ترکی)  از عبدالقادر به عنوان پیشکسوت خود یاد می کنند.عبدالقادر در موسیقی اصیل ترکی بسیار گرانقدر و جاودان بود که بدون سبک او ممکن بود موسیقی ترکی چنین پیشرفتی را به خود نبیند.

به نظر می رسد سبک عبدالقادر مراغی در موسیقی تا دوره صفویان وجود داشته و بعد به مرور زمان به دلیل آنکه صفویان تغییراتی را در مذهب،سیاست،فرهنگ و هنر ایجاد کردند؛کمرنگ شده است.تغییر و تحول در دوره صفویان به قدری بوده است که در موسیقی ایرانی هم دوره آن هیچ اثر مکتوبی  از سبک عبدالقادر پیدا نشده است.گفته می شود؛در تصنیف های قدیمی ایران که بیشتر به دوره قجری بر می گردد و اکنون بخشی از رپرتوار موسیقی کلاسیک ایرانی شده است،هیچ نشانه ای از انتساب آنها به عبدالقادر یافت نمی شود، و وابستگی های بسیار غیر محتمل آنها به جریانها و سبکهای دیگر در موسیقی را نشان می دهد که باید بعد از دوره صفوی اتفاق افتاده باشد..بنابراین به نظر می رسد سبک عبدالقادر در موسیقی ایرانی از ان زمان به بعد کمرنگ شده است.

تاریخ آهنگسازی عبدالقادر دارای شک و تردید بسیاری است.بعضی معتقدند که قطعاتی که به عبدالقادر نسبت داده شده است،نمی تواند توسط او نوشته شده باشد،و توسط موسیقیدانان عثمانی قرن هجدهم نوشته شده است.سوال اینجاست اگر چنین است،چنان آهنگسازان بزرگی چرا باید موسیقی خود را به دست خط فارسی بنویسند و از اشعار شاعران بزرگ ایرانی استفاده کنند؟...بعضی هم معتقدند که همه این قطعات نمی تواند متعلق به یک آهنگساز باشد، و بعضی قطعات ممکن است متعلق به عبدالقادر و بعضی هم متعلق به آهنگسازان دیگر باشد.بر طبق نظر آنها،بیشترین کارهای برجسته موسیقی دوره تیموریان و بعدتر به دلیل حفظ آنها در آن زمان به عبدالقادر تعلق دارد(کار مشابهی که بر روی بعضی از اشعار منسوب به حافظ و رومی انجام شده بود.) عقیده دیگر  بر این موضوع استوار است که قطعات را به صورت مجموعه ای در نظر می گیرد که در طول قرنها از طریق شنیدن یاد گرفته شده و تدریس شده است و بعد آن قطعات در اواخر قرن نوزدهم توسط موسیقیدانان ترک و اروپایی به نمادهای آوایی نوشته شده اند و آنطور که ما می بینیم برای هر قطعه نسخ متفاوتی وجود دارد.

 


 در ایران،رپرتوار ها کاملا ناشناخته اند،با وجود اینکه در ترکیه حداقل چهار یا پنج قطعه از قطعات نسبت داده شده به عبدالقادر نواخته می شود.بیشتر آنها هم در یادداشتهای غربی و در کتابخانه ها و آرشیوهای مختلف ترکیه وجود دارند.البته تعداد محدودی از آنها هم  در "کلیات دارالالحان" چاپ شده است.

قطعات؛پیچیده و غریب،در فرم ملودیک بسیار دلنشین،نمایانگر یک فرم ایستار هنری،و همچنین گنجایش شعر در آنها هستند.

کلیه اشعار رپرتوار به زبان فارسی و بعضی هم به نظم ترکی وعربی هستند.یک نشانه دیگر این است که فرم(سبک) قطعات با آنچه عبدالقادر در رسالات خود ذکر نموده است همخوانی دارد.

باز آفرینی و نواختن این قطعات مانند تحقیق در تاریخ و فرهنگ ایران است.نواختن قطعات موسیقی شنیده نشده بر پایه تعدادی سند و مدرک.

در کنارمطالعات گذشته،یک تحقیق بسیار دقیق روی این قطعات و تئوری های عبدالقادر حدود هجده ماه پیش آغاز شده است.هدف ما جنبه های تئوری قضیه نیست چه بسا که مجال خود و کارشناسان خود را می طلبد.هدف اصلی ما(گروه عبدالقادر مراغه؛با سرپرستی و آهنگسازی محمدرضا درویشی و آواز همایون شجریان) در این پروژه،این است که نمونه های بی نظیری از هنر موسیقی را زنده کنیم و مجموعه ای مکتوب از آهنگسازی های سنتی را که در فرهنگ اسلامی ایران وجود داشته، را بازآفرینی کنیم.

در نوامبر 2005 اولین تلاشها برای برپایی گروهی که بعدها عبدالقادر مراغی نام گرفت آغاز شد و بعد در آپریل 2006 تعداد بیست نفر از موسیقیدانان شروع به کار کردن بر روی قطعات کردند و از سپتامبر 2006 گروه کوچکتری،متشکل از ده موسیقیدان کار را تا کنون ادامه دادند.

گروه "عبدالقادر مراغی" از سازهایی چون: عود،قانون،رباب،کمانچه،تنبور(چهار تار)،نی و دایره تشکیل شده است.نوازندگان دارای تحصیلات عالی موسیقی که بعضی هم مدرک PHD دارند،هستند.

با داشتن پس زمینه کامل از موضوع،دو سال پیش با مطالعه دوباره نوشته های عبدالقادر،کار بر روی تئوری های عبدالقادر را آغاز نمودم.و همچنین بسیاری از نوشته های موجود ترکی،اروپایی و ایرانی درباره این موسیقیدان گرانقدر ایرانی را مطالعه و جمع آوری کرده ام.

حاصل این تلاش چندین ساله،آلبومی به صورت 3 سی دی صوتی که متشکل از 24 قطعه نسبت داده شده به عبدالقادر مراغی،کتابچه ای در مورد موسیقی دوره تیموریان-سبک عبدالقادر-تاریخچه اهنگسازی او و فرم آن و فواصل و ریتمهای موسیقی است.

متن اصلی(به زبان انگلیسی) از وبسایت رسمی گروه عبدالقادر مراغه/محمدرضا درویشی آپریل 2007/ترجمه پرنیان محمدی 14شهریور 1387